دوستان عزیز بخاطر فعالیت هنری زیاد شرمنده هستم که کمتر می نویسم قصد من فقط اطلاع رسانی در مورد موسیقی دستگاهی به هموطنان ایرانی در داخل و خارج است اگر اساتید در این اطلاع رسانی ضعفیی میبینید به بزرگی و دانش خود ببخشید این اطلاعات نتیجه 15 سال نواختن ردیف موسیقی نزد بزدگترین موسیقی دانان و ردیف شناس و نوازنده ویلن آقای رحمت الله بدیعی فراگرفته شده و مطالب مورد تآیید ایشان بوده و آنچه مربوط به موسیقی دستگاهی و تعریف گوشه هاست درست می باشد امیدوارم این مطالب برای نسل آینده قابل استفاده باشد باز هم خواهم نوشت این مطالب قطعه ای از دریای بیکران موسیقی ایرانیست درود بر شما
بهشتی پور
مقاله : خلاصه کل کتاب استاد رضا بهشتی پور: موضوع آشنایی با موسیقی 14/5/1390
شناخت دستگاه ها و گوشه های موسیقی سنتی ایرانی
دنیای موسیقی سنتی ایرانی، بزرگ و برای خیلی هایمان نسبتا ناشناخته است. بیایید با دستگاه ها و گوشه های آوازی اش آشنا شویم. گاهی آدم فکر می کند اگر این امیر کبیر بنده خدا در تاریخ کشورمان حضور نداشت، چند سال قرار بود در خیلی زمینه ها عقب بیفتیم؟ حالا قضیه موسیقی ایرانی هم همینطور است. عشاق این سبک موسیقی باید فاتحه ای بفرستند به روحش که یک روز، خدا می داند چه در سرش گذشت که به فکرش رسید موسیقی ایرانی باید مرجع مدونی داشته باشد. همین شدکه علی اکبرخان فراهانی را که خودش یکی از آدم های کاربلد این حوزه بود صدا زد و دستور داد تا آهنگ های موجود در مناطق مختلف کشور را جمع آوری کند. علی اکبرخان این آهنگ ها را به برادرش غلامحسین فراهانی یاد داد و او هم اینها را به میرزا حسین قلی و میرزا عبدالله. دو پسر علی اکبرخان که هر دو از نوازندگان به نام تار بودند، آموزش داد و این دو نفر شدند سرشاخه های موسیقی ایرانی و مولفان ردیف های موسیقی ایرانی.
● دستگاه ها هفتگانه موسیقی ایرانی چطور کار می کنند؟
شور و نوایی برپاست: ردیف موسیقی ایرانی از دو بخش اصلی و فرعی تشکیل می شود. قسمت اصلی اش شامل هفت تا دستگاه می شود هر کدامشان حال و هوا و البته طرفداران خاص خودشان را دارند. این هفت دستگاه، موسیقی اغلب نواحی ایران را دربر می گیرند و خیلی از آهنگ های نوستالژیک دوران کودکی مان را هم در دل خود جای داده اند.
1- شور : خیلی از آهنگ هایی که در جشن ها پخش می شود، در همین دستگاه شور ساخته شده اند. همانطور که از اسمش هم پیداست، موسیقی این دستگاه پر است از شور و انرژی. شور یکی از دستگاه های بسیار بزرگ موسیقی ایرانی به حساب می آید که حال و هوای آن به موسیقی ایرانی به حساب می آید که حال و هوای آن به موسیقی منطقه مازندران نزدیک است. البته این دستگاه نغمه هایی ملهم از موسیقی مناطق مرکزی ایران و کردستان هم شنیده می شود.
2- نوا: به علت شباهتی که به دستگاه شور دارد، شناختش کمی به آگاهی نیاز دارد. در واقع اگر دستگاه شور را خوب بشناسید می توانید به تفاوت نغمه های نوا با شور پی ببرید.
3- ماهور: ماهور یکی از دستگاه های گسترده موسیقی ایرانی محسوب می شود که حال و هوای کاملا شادی دارد. اگر دلتان می خواهد با شنیدن یک موسیقی سنتی حسابی روح و روانتان شاد بشود، آهنگ هایی از این دستگاه را گوش کنید که اتفاقا نمونه های زیادی هم دارد. بعضی از زبان شناس ها می گویند واژه «ماهور» تغییر یافته واژه «ماژور» یکی از گام های اصلی موسیقی غربی است. جالب اینجاست که حال و هوای هر دویشان هم مشابه است. این دستگاه چند بخش دارد که بعضی بخش هایش به موسیقی منطقه سیستان و بلوچستان، بعضی هایش به موسیقی خراسان و لرستان و یک قسمت های دیگرش هم به موسیقی آذری آذربایجان نزدیک است.
4- چهارگاه: بعضی از دستگاه ها به زمان مشخصی از روز تعلق دارند ومعمولا آن موقع روز است که شنیدنشان به دل آدم می چسبد. چهارگاه دستگاهی است که کاملا به صبح ها اختصاص دارد. کافی است یکی از آهنگ های این دستگاه را اول صبح یا در زمان خمودگی و کسالت گوش کنید تا انرژی تان برای یک روز کامل جفت و جور بشود
5- همایون: یکی از دستگاه های بسیار غمگین ایرانی که میزان غمش از آواز دشتی هم بیشتر است! اگر بغض توی گلویتان گیر کرده و بهانه می خواهید برای اینکه هر آنچه در دل دارید بیرون بریزید، یکی از آهنگ های این دستگاه را پلی کنید و سر و صورتتان را بسپارید به سیل اشک.
6- راست پنجگاه: یکی از دستگاه های مهجور ایرانی است که خیلی کم کار شده. راست پنجگاه شباهت هایی به دستگاه ماهور دارد. توی حرکت نت هایی که برای گوشه های هر دستگاه نوشته شده یک روند مشخص بالارونده یا پایین رونده وجود دارد. نت های موجود در دستگاه راست پنجگاه و ماهور کاملامشترک هستند اما این حرکات و گردش ملودیشان است که با هم فرق دارد.
7- سه گاه: بعضی می گویند سه گاه، منشعب شده از دستگاه چهارگاه است. «سه گاه» علاوه بر حالت بیدارکننده که مشخصه اصلی دستگاه چهارگاه است، بعضی جاها حالت شور و وجد دارد که آن هم به خاطر عوض شدن یکی دو نت کوچک است. این دستگاه شباهت هایی هم به دستگاه شور دارد و خلاصه مناسب است برای اینکه درجه حالتان را چندتایی ارتقا بدهد!
● دانستن الفبای موسیقی سنتی بر هر فرد بالغ موسیقی دوستی واجب است
دنیای موسیقی آنقدر پر از واژه های شیک و خارجی است که اگر آدم همینطور یکهو یک متن تخصصی را شروع کند، امکان دارد سریعا بی خیالش بشود. این اصطلاحات تخصصی اگرچه کامل نیستند اما در حد فهمیدن این مطلب و ادعا کردن اینکه «من از موسیقی سنتی بیشتر از یک ساز می دانم!» کافی است.
گوشه یا مقام: هر کدام از آهنگ هایی که قدیم ترها در مناطق مختلف ایران خوانده می شد را یک گوشه یا مقام می گویند. در واقع کوچکترین جزء هویت دار از ردیف موسیقی ایرانی است.
دستگاه: خیلی از گوشه های موسیقی سنتی ایران، به این خاطر که به یک منطقه تعلق دارند، حال و هوای مشابهی دارند. این گوشه های با حال و هوای مشترک، همگی در یک مجموعه به نام دستگاه جمع آوری شدند و نام اختصاصی خودشان را گرفتند.
آواز: هر آواز از مجموع چند گوشه تشکیل شده. این گوشه ها در واقع عضوی از همان هفت دستگاه بوده اند که چون با همدیگر شباهت بیشتری داشته اند، از دل دستگاه ها بیرون کشیده شده اند و نام آواز بر مجموعه شان گذاشته شده.
ردیف موسیقی ایرانی: مجموعه این دستگاه ها و آوازها در کتابی به نام ردیف موسیقی ایرانی جمع آوری شده. این کتاب در واقع دایرة المعارف موسیقی سنتی ایرانی است که این روزها نسخه هایی از آن به صورت اختصاصی برای هر کدام از سازها چاپ شده است. مثل ردیف موسی معروفی که برای پیانو، ردیف طاهرزاده و دوامی برای آواز و ردیف ابوالحسن صبا برای نی.
مرکب خوانی: در مرکب خوانی نوازنده از یک دستگاه شروع می کند و به تدریج وارد دستگاه های دیگر می شود. البته افرادی که این کار را می کنند، باید شناخت دقیقی از ردیف موسیقی داشته باشند. اصطلاحی در موسیقی داریم به نام فرود. برای توضیح کلمه فرود بهتر است یک مثال بزنیم تا ربطش را با مرکب خوانی بفهمیم؛ مثلا شما در دستگاه ماهور هستید، گوشه ها را دانه دانه جلو می روید تا می رسید به گوشه دلکش. این گوشه وجه تشابهاتی با دستگاه شور دارد. اگر نوازنده یا خواننده متبحر باشند، آن لحظه خیلی زیرکانه می تواند ادامه کار را در دستگاه شور برود اما چون کارش را از ماهور شروع کرده است نهایتا باید کار را در همان ماهور ختم کند. در واقع خیلی زیرکانه وارد دستگاه شور می شود و دوباره برمی گردد در دستگاه ماهور فرود می آید. یعنی از نقاط تشابه دستگاه ها کمک گرفته و مرکب خوانی می کنند.
نت شاهد: نتی است که در هر دستگاه یا آواز بیشترین کاربرد را داشته و در تداعی کردن حال و هوای آن دستگاه یا آواز هم سهم بیشتری دارد. اغلب گوشه ها معمولا با نت شاهد شروع و تمام می شوند. در موسیقی غربی به این نت شاهد درجه اول گام می گویند. نوازنده خوب کسی است که این نت را در هر دستگاه یا آواز به خوبی بشناسد و به موقع از آن استفاده کند.
درآمد: اولین گوشه آغاز کننده هر دستگاه و آواز. گوشه درآمد تداعی کننده حال و هوای کل آن دستگاه یا آواز است؛ یعنی اگر می خواهید حال و هوای یک دستگاه را بفهمید، بهتر است که اول درآمدش را گوش بدهید.
رپراتوار: معادل ردیف در موسیقی غربی.در غرب برای هر ساز یک رپرتوار مجزا موجود است. در ایران هم چنین کاری را برای ردیف کرده اند و برای هر سازی ردیف مخصوص آن را تدوین کرده اند.
گام: در موسیقی غربی معادل دستگاه است که به دو دسته اصلی مینور و ماژور تقسیم می شود. به هشت نت پشت سر هم در موسیقی غربی یک گام می گویند. به فاصله بین هشت تا نت اکتاو هم می گویند.
دانگ: هر چهار نت پشت سر هم یک دانگ است. در موسیقی غربی به هر دانگ یک تتراکورد می گویند. وقتی می گویند فلانی صدای شش دانگی دارد، یعنی می تواند شش تا دانگ که شامل ۲۴ نت ، یا به عبارتی سه گام است ، را به ترتیب بخواند. خواننده شش دانگ کسی است که به اجرای هر بیست و چهار نت تسلط کامل دارد. حنجره ای که این توانایی را دارد، چیز خاصی است.
مرصع خوانی: مرصع پلو چیست؟ پلویی است که همه چیز تویش ریخته شده. مرصع خوانی هم همچین چیزی است. یعنی برخلاف مرکب خوانی، نیازی نیست دنبال وجه تشابه بین دستگاه ها باشید و هر موقع دلتان بخواهد دستگاه را عوض کنید. البته خواننده متبحر طوری این کار را می کند که برای شنونده آزاردهنده نباشد. در ضمن در مرصع خوانی هیچ نیازی نیست که آواز را در همان دستگاه اولیه به پایان ببرید.
●بخش فرعی ردیف موسیقی ایرانی، به اندازه بخش اصلی تنوع و گستردگی دارد
جُنگ پنج و هفت: در ردیف موسیقی ایرانی پنج آواز اصلی وجود دارد که در واقع مجموعه ای از «گوشه» ها هستند که عضوی از دستگاه های مختلف بوده اند اما به خاطر شباهت بیشتری که با هم داشته اند، از دستگاه مورد نظر جدا شده و به شکل یک آواز درآمده اند.
این وسط، «بیات کرد» و «شوشتری» دو آوازی هستند که بین موسیقیدان ها بر سر مستقل حساب آوردنشان اختلاف است و آمار آوازها را بین عدد پنج و هفت معلق نگه داشته اند!
بیات کرد (کرد بیات) : آثاری که در این آواز خوانده شده اند، آنقدر محدودند که هیچ وقت تا به حال هیچ آلبوم کاملی از بیات کرد ساخته نشده. این آواز هم زیرمجموعه دستگاه شور به حساب می آید.
بیات اصفهان : با اینکه این آواز گوشه های غمگینی دارد اما غم و حزن و اندوه آواز دشتی متفاوت است. حال و هوای بیات اصفهان تا حدودی با «گام مینور» در موسیقی غرب یکی است.
دشتی: دشتی همیشه پای ثابت عزاداری ها بوده و هست. غمی که در این آواز وجود دارد قادر است اشک هر جنبده ای را دربیاورد! دشتی علاوه بر کاربردش در مراسم عزاداری، در موسیقی درمانی هم استفاده می شود. خیلی از روانشناس ها از این نوع موسیقی استفاده می کنند تا بیمار مورد نظر به راحتی احساساتش را بیرون بریزد و خودش را تخلیه کند. آواز دشتی بسیار شبیه آهنگ های منطقه گیلان است. حتی یکی از گوشه های این آواز به نام «دیلمان»، نام منطقه ای در استان گیلان است. به همین خاطر هم خیلی ها به شوخی به آواز «دشتی» می گویند «رشتی». با اینکه تنوع این آواز زیاد نیست اما کارهای زیادی در آن ساخته شده. دشتی هم زیرمجموعه دستگاه شور است.
بیات ترک: این آواز یکی از زیرمجموعه های دستگاه شور است و مثل همان دستگاه آدم را به وجد می آورد. نمونه: قطعه «اندک اندک» شهرام ناظری بیات ترک است. شروع این آهنگ الهام گرفته از گوشه «درآمد» آواز بیات ترک است. جالب است بدانید اذان موذن زاده اردبیلی در گوشه ای از این آواز با نام «روح الارواح» ساخته شده و به نظر می رسد مرحوم موذن زاده به خاطر اسم این گوشه، آن را برای اذان خود انتخاب کرده.
افشاری: این آواز هم یکی از زیرمجموعه های دستگاه شور است. بسیاری از تصنیف های قدیمی در این آواز ساخته شده اند. آوازهای افشار گاه با حزن همراهند و گاهی هم بسیار شاد هستند. نمونه: تصنیف «از کفم رها»ی عارف قزوینی با این شروع، «از کفم رها شد قرار اول ...» از نمونه های آشنای افشاری است.
شوشتری: با اینکه این آواز تم غمگینی دارد اما تعدادی آهنگ شاد هم در آن خوانده شده. با این حال تم اصلی این دستگاه غمگین است. شوشتری گوشه های کمی دارد. خیلی ها معتقدند شوشتری در واقع یکی از گوشه های دستگاه همایون است نه یک آواز مجزا. نمونه: تصنیف بیا تا گل برافشانیم ساخته حسین علیزاه ، قطعه بی کلام «به زندان» از استاد ابوالحسن صبا، آهنگ شیرازی «جینگه جینگه ساز میاد و ...» یک نمونه شاد این آواز است.
ابوعطا:این آواز هم حال و هوای غمگینی دارد و زیرمجموعه دستگاه شور محسوب می شود. نمونه: آلبوم «آتش در نیستان» شهرام ناظری و «تصنیف بهار دلکش» محمدرضا شجریان از نمونه های این آوازهستند.
آشنایی با موسیقی ایرانی
موسیقی ملی ما دارای دو زمینه ممتاز است
1- آهنگهای محلی که جزیی از فولکلور
2- ردیف دستگاه های هفت گانه فعلی و آوازها و گوشه هایی که از آن منشعب می شود
در نغمه های محلی جز یک تم کوچک که بر زمینه دوبیتی ها ساخته شده و جزیی پرورش در حدود یک پنجم ویک چهارم تغییر دیگری در آن مشاهده نمی شود وهرآهنگ معمولأ در یک مقام (تنالیته) می باشد و تغییر مقام و تغییر مایه (مدولاسیون) در آن دیده نمی شود. تنها در یک آهنگ محلی به نام آهنگهای محلی مازندران یک تغییر مقام دیده می شود تم اصلی این آهنگ در « شور و دشتی » است و فرود آن به همایون است تکنیک هر دو مقام یکی است یعنی از« شور می » به « همایون می » می روند اما در ردیف دستگاه ها انواع تغییر مقام و تغییرمایه مشاهده می شود. چنانکه همانطور که قبلأ نوشتم دلکش ماهور نوعی تغییر مقام است. یعنی از مایه بزرگ به شور می رویم و آواز راک هم نوعی تغییر مقام به مقام هم اسم است زیرا مایه بزرگ با اختلافی جزیی تبدیل به مایه کوچک می شود. یا در سه گاه وقتی به مخالف می رویم در حقیقت سه گاه تا حدودی شبیه به مقام اصفهان می شود و به آن اصفهان قدیم می گویند. یا عشاق اصفهان و همایون راهی برای رفتن به مقام شور باز می کند و از این قبیل تغییرات که با مطالعه ردیف دستگاه ها می توان به جزییات آن پی برد در شور وقتی به شهناز انتقال می یابیم تغییر مقام به درجه چهارم فوقانی است. یعنی مقام شور عوض نمی شود و فقط مایه آن تغییر می کند و یا در چهار گاه هنگامی که به حصار می رویم تغییر مایه به درجه پنجم فوقانی است که جزییات آن را نوازندگانی که به ردیف موسیقی آشنا هستند در یافتند. در قدیم آوازخوانها نوعی آواز می خواندند که آن را مرکب خوانی می نامیدند و هنرشان در این بود که از مایه و یا مقامی به مایه یا مقامی دیگر بروند و در حقیقت راست پنجگاه نوعی از همین ترکیبات است زیرا گام اصلی مانند گام ماهور است و به وسیله ی گوشه های مختلف به همایون و اصفهان و شور و سه گاه می توان وارد شد. نوازندگان امروز از روشی که در ردیف موسیقی ایران است پیروی می کنند و خوانندگان هم همان شیوه را بکار می برند و کسانی که آهنگ وتصنیف و ترانه می سازند باز تابع ردیف هستند و همان روشی که در ردیف معمول است بکار می برند. و به همین خاطر موجب یکنواختی موسیقی ما شده است. حال که آهنگ سازان با قوانین هارمونی و یا تغییر مقام آشنا با شند می توانند خلاقیت بکار ببرند و قطعات زیبایی بوجود آورند. مانند استاد روح الله خالقی وچون ما دراین راه بسیارجوان هستیم باید خیلی آهسته وبا دقت کار شود تغییرمقام را«مدولا »سیون می گویند مقصود از مدولاسیون تغییر مایه (ton) یا تغییر مقام (mode) است و مطبوع ترین آنها مایه های همسایه است یعنی مایه هایی که روی درجه چهارم و پنجم مایه اصلی تشکیل می شوند، به اضافه مایه های نسبی آنها .مثلآ مایه های همسایه ی « do بزرگ » عبارت « از la کوچک » که نسبی مقام اصلی است (مینور) « و fa بزرگ » که روی درجه چهارم « دو بزرگ » تشکیل می شود و « سل بزرگ » که روی درجه پنجم آن واقع می شود و مقامات نسبی آنها یعنی « لا کوچک » که نسبی « دو بزرگ » است و « ر کوچک » که نسبی « فا بزرگ » است و « می کوچک » که نسبی «سل بزرگ » است كه آنها را درقسمت پایین مشاهده می کنیم.
« سل بزرگ » ، « دو بزرگ » ، « فا بزرگ »
« می کوچک » ، « لا کوچک » ، « ر کوچک »
چون « مایه سل بزرگ» روی پنجم فوقانی « دو بزرگ » و« فا بزرگ » روی پنجم تحتانی « دو بزرگ » واقع شده و در طرفین مقام اصلی است آنها را با مقامهای نسبی کوچکشان مایه های همسایه می گویند و برای عمل کردن این نوع مدولاسیون تنها یک علامت ترکیبی تغییر می کند زیرا مایه « دو بزرگ » علامت ترکیبی ندارد و مایه « سل بزرگ » دارای یک« دیز و مایه فای بزرگ » دارای یک « بمل » به عنوان علامت ترکیبی است البته مقامات کوچک نسبی آنها یک علامت عرضی هم پیدا می کند.
به هر حال برای رفتن از "دوبزرگ" به "سل بزرگ"فقط با نشان دادن نت "فادیز" این تغییر مایه عملی می شود و برای رفتن از "دو بزرگ" به "فا بزرگ " همین که نت "سی بمل" شود تغییر مایه انجام می شود یا برای رفتن از "دو بزرگ" به "لای کوچک" نشان دادن "سل دیز" (که محسوس گام کوچک است ) کافی است .البته برای رفتن به "می کوچک" نت "ر" هم باید "دیز" شود و برای انتقال به "رکوچک"نت "دوکوچک" باید "دیز" شود. در میان مقامات و مایه ها یک مقام دیگر است که انتقال به آن بسیار به طبیعت نزدیک است و آن انتقال به مقام هم اسم است مثلأ رفتن از "دو بزرگ"به "دوکوچک" زیرا در این مقام کوچک فقط دو نت نسبت به مقام اصلی اختلاف پیدا می کند یعنی نت های "می"و "لا"مل می شوند و نت سی چون محسوس است در هر دو مقام مشترک و "بکار" است در موسیقی دستگاهی ایران عمل مدولاسیون یعنی تغییر مایه و مقام به سه صورت انجام می شود شهناز در شورکه انتقال به مایه چهارم فوقانی یا پنجم تحتانی است حصار چهار گاه که انتقال به مایه پنجم فوقانی است مویه چهار گاه که انتقال به مایه چهارم فوقانی یا پنجم تحتانی است چند نوع انتقال به مقام هم اسم داریم مانند راک در ماهور -مخالف در سه گاه (به شرط اینکه شاهد سه گاه را درجه سوم گام حساب کنیم) و عشاق و همایون که همایون را با همان تونیک تبدل به شور می کند.
چند قسم هم تغییر مقام داریم که بیشتر انتقال به مقام دیگری است که یک "چهارم یا یک پنجم درست" از مقام اصلی بالاتر است مانند دلکش ماهور- شکسته ماهور -شکسته بیات ترک -و عشاق اصفهان و چون مقام در این حالت عوض می شود آن را تغییر مقام می خوانند زیرا دلکش ماهور در پرده شور است مانند عشاق اصفهان و شکسته ماهور -و بیات ترک در پرده افشاری است که آن هم از شور مشتق می شود.
درویش خان آهنگی دارد که آن را "پلکای درویش "نامیده است و شروع قطعه فرنگی است ولی تم اصلی کاملأ ایرانی است این قطعه در "فا بزرگ " است همانجا که راست پنجگاه را می نوازنند ولی بعد از چند جمله نوعی تغییر مقام صورت می گیرد که در موسیقی ما تا آن زمان سابقه نداشته بدین ترتیب که از ماهور و راست پنجگاه که گام هردو بزرگ است به مقام چهار گاه پنجم فوقانی رفته و مراجعت از چهار گاه به مقام اصلی بسیار زیرکانه و از روی ذوق انجام گرفته.
استاد وزیری در آهنگی به نام "شکایت نی " که بروی چند بیت از آغاز مثنوی مولوی ساخته اند که پس از جمله فرود نغمه اصفهان را به روی نت :می کرون "برده اند و وارد سه گاه شده اند و با گوشه "عشاق " دوباره به اصفهان رجعت کرده ا ند و در واقع این استاد بزرگ نوعی تغییر مقام غیر معمول از اصفهان به سه گاه را عملی کرده اند که بسیار مطبوع و دل پسند است و با "بکار " کردن نت "فا " که در اصفهان "سل " دیز می باشد روی شاهد سه گاه که همان نتی است که خاتمه اصفهان را نشان می دهد این تغییر مقام را عملی کرده و با فرود عشاق دوباره به اصفهان رفته.
در قطعه دیگر به نام "ره عشق " که در قسمت اول آواز در مقام ماهور "سل " است موقعی که می خواستند به گوشه "دلکش " بروند که معمولأ با شور "ر" می روند ایشان با شور "لا " رفته اند که در موسیقی ملی ما معمول نبوده و با "بکار " کردن نت "سی " که در دلکش "کرون" شده بود دوباره مقام اصلی می شوند. و در قطعه ای دیگر به نام "گوشه نشین" که بروی اشعار سعدی تر کیب کرده اند پس از اینکه به دلکش رفته و حالتی از شور را نشان داده به طرز خوبی وارد آواز اصفهان شده و دوباره به مقام اصلی برگشته.
دوستان عزیز این نوشته ها کاملأ تخصصی می باشد و درک آن برای افرادی که با موسیقی ردیف آشنا نیستند قدری مشکل است این مطالب را برای آشنایی با موسیقی ایرانی برای علاقه مندان می نویسم و امید وارم در این راستا انجام وظیفه کرده باشم آقای جواد بدیع زاده ضمن قطعه ای به نام "نوا های ساز " که اشعار آن را دکتر نیر سینا سروده اند از ماهور "سل" به مقام کوچک نسبی آن "می کوچک" رفته اند که در موسیقی ملی ما معمول نبوده از نظر علمی اینکار ساده است در قسمت اول قطعه سپس نت "می" را تونیک شور گرفته و به دشتی "سی" رفته اند و از آنجادوباره به ماهور "سل" باز گشته اند این کار برای موسیقی دانی که به ردیف تسلط دارد ولی از موسیقی عملی بی اطلاع است نمونه ای از ذوق پردازی است.
همانطور که می دانید آثار استاد روح الله خالقی یکی ازبا ارزشترین آثار موسیقی ایرانی است و در نوع خود بی نظیر در اینجا شما را با آثار این استاد بزرگ آ شنا می کنم در آهنگی به نا م "حالا چرا" که بر روی غزل شهریار ساخته شده و در پرده عشاق اصفهان است قسمت اول آواز با این تم شروع می شود
در این قسمت نت "ر" شروع و نت "دو دیز" و "ر" و "می" که روی نت "می" ایست میکند آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بعد با "بکار" کردن نت "سل" و "کرون" کردن نت "سی" در یک جمله دو میزانی به شور "می" می رود .در حقیقت از اصفهان "لا" به شور "می" که یک چهارم از آن پایین تر است انتقال یافته ایم سپس با یک جمله به شور "لا" که چهارم فوقانی شور "می" است تغییر مایه داده شده و پس از اینکه چند شعر در گوشه های مختلف شور "لا" خوانده می شود با همان تم عشاق ولی در مایه یک پنجم پایین تر وارد اصفهان "ر" شده و در اینجا شعر آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
بعد تم عشاق از روی تونیک اصفهان "ر" و با "بکار" کردن نت "دو" مجددأ وارد اصفهان "لا" شده شهریار بی حبیب خود نمی کنی سفر
و در خاتمه وارد شور "می" شده بی مونس و تنها جرا
آهنگهای محلی ایران
اکثر نغمات محلی ایرانی ضربی هستند و از لحاظ کندی و تندی مختلف برای اینکه نوازندگان بتوانند این ترانه ها را به همان وزنی که خوانده می شوداجرا کنند در بالای هر آهنگ به وسیله ی اصطلاحاتی که در موسیقی معمول است حرکت هر نغمه با اعداد مترونوم نشان داده شده تا برای نوازنده و یا خواننده تقلید حرکت اصلی کاملأ از لحاظ وزن عملی باشد این آهنگها معمولأ در وزن 2/4و3/4 و 6/8 است وزن 6/8 معروفترین اوزان موسیقی کشور ماست و چون تمام رقص ها و رنگهای ایرانی با این حرکت است و حالت شادی دارد اگر هر کدام از این آهنگ ها را کمی از حالت معمولی خود تند تر اجرا کنیم می توان با آن رقصید و وزن 2/4 در بعضی از آنها بکار برده شده وزنی است ساده و طبیعی بشتر آهنگهای محلی دو ضربی هستند در واقع این وزن یعنی 2/4 وزنی مطبوع برای ایرانیان است و خواص موسیقی ضربی ایران را نشان می دهد سکوت هایی که اغلب در آغاز جملات است و برای نفس کشیدن (در موقع خواندن ) یا برای نواختن سر ضرب به وسیله آلات ضربی از قبیل طبل و تمبک به کار برده می شود ساده ترین نمونه های این سکوت ها در اغلب نغمات محلی دیده می شود ساختمان نغمه های محلی معمولأ دارای فواصل ساده می باشند که برای خواندن ساده می باشد و افراد عادی بدون تعلیم موسیقی با نواختن سوت از اجرای آنها بر می آیند در این نغمات فواصل "دوم بزرگ"و"دوم کوچک" و "سوم بزرگ و کوچک" و "چهارم و پنجم درست" که برای خواندن بسیار ساده است بکار می رود و در این آهنگها فواصل "دوم نیم بزرگ" که از سه ربع پرده تشکیل می شود و فاصله کاملأ طبیعی در موسیقی ایرانی است و همچنین فاصله "سوم نیم بزرگ " که از هفت ربع پرده مرکب است دیده می شود این فواصل طبیعی ترین فواصل موسیقی ایرانی هستند اصولأ در این نغمات از فواصل پیوسته و متصل که برای ادای صوت راحت تر است ترکیب شده و اگر فاصله گسسته یا منفصل در آنها پیدا شود از انوای (سوم بزرگ و کوچک و نیم بزرگ ) و یا فاصله چهارم درست تجاوز نمی کند تنها در یک آهنگ که بسیار زیباست یک بار فاصله ششم بزرگ مشاهده می شود و فاصله پنجم کمتر دیده می شود .
مقامات این آهنگها در آواز دشتی-ابوعطا-و افشاری است و همینطور آواز سه گاه ولی در مقام اصفهان به ندرت دیده می شود در بین این آهنگها در مقام اصفهان می توان آهنگ "آی امان"و "جون جون" را نام برد در واقع می توان گفت آهنگهای محلی ایرانی اغلب در دستگاه شور و متعلقات آن مانند دشتی-ابوعطا-افشاری-بیات ترک می باشد نمونه چهار گاه در آهنگ"کیلالی"دیده می شود و در اینجا چون از حدود دانگ اول تجاوز نمی کند می توان آن را در همایون و اصفهان تصور کرد ولی حالت نغمه طوری است که بخوبی آواز چهار گاه را نشان می دهد .
از لحاظ تغییر مقام
مقامات موسیقی محلی معمولأ "کوچک" است و مجالی برای تغییر مقام ندارد. از لحاظ جمله بندی موسیقی محلی با اشعار دوبیتی خوانده می شود معمولأ این نغمات در وزن 6/8 دارای سه میزان و در میزان 3/8 شامل شش میزان است و بعضی وقتها برای تغییر وزن از چند کلمه مانند جان جان "آی امان" و زهرا جان دنبال آن خوانده می شود این نغمه کوچک که از لحاظ شعر عبارت است از چهار مصراع و از لحاظ موسیقی یک عضو کوچک جمله نامیده می شود. آهنگ هایی که شعر نداشته باشد نیز از یک نغمه کوچک(تم) تشکیل می شود و همان نغمه در پردهای بالاتر مختصر پرورشی پیدا می کند و کمتر اتفاق می افتد که "تم" اصلی تغییر کند بعضی آهنگها از دو "تم" مختلف تشکیل می شوند مانند آهنگ "هی یار هی یار"و پاچ لیلی و "کریشیم" و "جونی جونی" و "زبیده" و "نوای عروس"و "ثریا"و "زیبا جان" که در آنها دو تم بکار گرفته شده .
موسیقی اقوام ایران
موسیقی کرد: موسیقی کرد در زمان ساسانیان طبق اسنادی که وجود دارد و همینطور آثار تاریخی مانند طاق بستان نشان می دهد که در این دوره از شکوفایی و گسترش در خور تحسین برخوردار بوده است نغمات قدیمی تنبوری-سرنایی و شیوه اجرایی موسیقی آوازی مانند بالوره -و هوره -در مناطق مختلف کردنشین از جمله منطقه"گوران"-"سنجابی"و "اورامان" نشان دهنده قدمت چند هزار ساله موسقی کرد است
از نوازندگان معروف قدیم کرد می توان اصغر کردستانی"حسن زیرک"درویش حسن خراباتی""حسن شیرئ ای و حشمت الله مسنن (فولکوریست معاصر) بیان گر موسقی کرد می باشند.سبک های موسیقی کردی
ترانه های کردی: ترانه های کردی نمایان گر موسیقی کرد می باشند که از لحاظ لفظ و ساختار خیلی ساده به نظر می رسند ترانه های کردی بیشتر شامل دو مصزع و هر مصرع شامل ده هجا می باشد بسیاری از اشعار ترانه های کردی فاقد مضمون اخلاقی هستند و آن بخاطر تأثیر موسیقی فولکلر است از نظر محتوا ی کلامی که کلام آنها دارای ارتباط موضوعی باشد بسیار نادر است از آنجا که اشعار به صورت هجایی بیان می گردد می توان هر بیت شعر را با همان تعداد هجا جایگزین کرد در موسیقی کرد به آهنگهایی که بطور تصنیف خوانده می شود "گورانی می گویند کلمه گوران اساسأ منسوب به گوران است و گوران نام یکی از عشایر مابین سنندج و کرمانشاه است اگر موسیقی را به دو محور نغمه و (ملودی و ضربانگ ) تقسیم کنیم موسیقی قوم کرد متمایل به ضربانگ است یعنی اقوام کرد با ریتم بیانگر احساسات خود هستند به نحوی که گاه از ریتمی خاص و منحصر به خود مانند ریتم سه پا استفاده می کند و گاه از ریتمهای معمول مانند 2/4 را برای تأکید های خاص بکار می گرفتند تا ریتم چوپی کردی را به نمایش بگذارند.
تقسیمات موسیقی کردی
1-موسیقی باستانی
2-موسیقی امروزی
موسیقی امروزی کرد از دو بخش روستایی وشهری تشکیل می شود و موسیقی روستایی چیزی ما بین موسیقی باستانی و موسیقی شهری است در موسیقی قدیم کرد کلام و ملودی اهمیت بسیاری دارد در موسیقی روستایی ملودی که از "رنگ"های رقص"ضربیها و ملودی بیت خوانی مورد توجه است در موسیقی شهری کرد کلام جایگاه خود را دارد اشعاری ده هجایی که با کلماتی مانند "عزیزم"گیانکم همراه با ساز در موسیقی متداول است .
ضربها (ریتم ) در موسیقی کردی
سه ریتم در موسیقی کردی معمول است 2/4 (چوپی) 6/8(سماع) 7/8(سه پا)
دو ریتم چوپی و سماع در ضرب اول میزان آنهاسکوت قرار می گیرد و در قطعات6/8 سماع در ضرب اول به جای نت چنگ نقطه دار سکوت نقطه دار قرار می گیردو در ضرب سه پا در ضرب اول سیاه نقطه دار و یا چنگ وجود دارد شروع ملودی ها با سکوت (به عنواع ضد ضرب) آغاز می شود و اگر جمله ترانه تا پایان یکسان باشد این ضد ضرب در آغاز هر دوره کلامی تکرار می شود
هر ترانه از دو و یا یک جمله تشکیل می شود و در هر دوره با کلامی تکرار می شود و حالتی شبیه ترجیع بند به خود می گیرند.
اختلاف مکتب اصفهان با ردیف موجود
در قدیم در مکتب اصفهان شروع دستگاه شور را از مقطعی می دانستند که در حقیقت وارد سلمک می شدیم و بر این عقیده بودند که شروع درآمد قبل از سلمک یکی از گوشه های شور است که دیگران آن را به عنوان رهاوی می شناسند و طبیعتأ شور و شهنازی که در قدیم نوازندگان می نواختند شروع گام شور از مقطع سلمک به بعد بوده امروز در بین اساتید مکتب اصفهان مانند استاد بزرگ کسایی رهاوی در بعضی از مقاطع بصورت درآمد اجرا می شود اختلافی که مکتب اصفهان با سایر ردیفهای موجود دارد در دانگ اول شور بوده و وقتی وارد دانگ دوم شور می شویم از مرز شهناز به بعد امروزه به نام رضوی آمده که در مکتب اصفهان آن را سلمک می گویند. از سلمک به قرچه رفتن را که بصورت حرکات پلکانی است در ردیفهای دیگر به نام شهناز آمده که در مکتب اصفهان سلمک به قرچه نام دارد.
در مکتب اصفهان دستان العرب را نوعی درآمد ابوعطا می شناسند ولی در ردیف موجود به نوعی تحریرپله ای می شناسند.در ردیفهای موجود گوشه مهربانی در آواز ترک را ماورائ النهر می گویند. امروزه گوشه جامه داران را در مکتب اصفهان گوشه افشار می نامند در ماهور گوشه آذرربایجانی را مراد خوانی می گویند.منظورمکتب اصفهان است در مکتب اصفهان کرشمه در شوشتری را میگلی می گویند. گوشه کاشی را چوپانی می نامند.
گوشه راک عبدالله که در شیوه اصفهان در بیات ترک ..ماهور -دشتی و حجاز ابوعطا اجرا می کنند در ردیف موجود در پرده بیداد در گام همایون اجرا می شود . در مکتب اصفهان دستگاه راست پنجگاه را دستگاهی مستقل نمی دانند و در آمد راست را نوعی داد خوانی می خوانند و پنجگاه را نوعی فیلی خوانی .
اصول هارمونی
فاصله: فاصله در موسیقی اختلاف زیر وبمی دو نت است
انواع فاصله
1-فاصله ملودیک
2-فاصله هارمونیک
فاصله ملودیک به فاصله پشت سرهم نواخته شده الحاق می شود و موجب بوجود آودن ملودی می شود مانند. ر سل لا
فاصله هارمونیک
به فواصل باهم نواخته شده الحاق می شود و موجب بوجود آمدن هارمونی می شود مانند. دو می سل
سل سی ر - ر فا لا
در موسیقی برای بیان دقیق فاصله میان دو نت باید دو عامل را در نظر گرفت
1-عدد فاصله
2-بنیه فاصله
برای بدست آوردن عدد فاصله تعداد نت های میان دو نت مورد نظر و خود همان نت را می شماریم برای مثال نت: ( ر تا لا ) فاصله پنجم است در ضمن باید گفت نشانه های تغییر دهنده مانند ( دیز و بمل ) هیچ تغییری در عدد فاصله نمی دهند مثال قبل اگر نت ر تا لا دیز را هم شمارش کنیم باز هم فاصله پنجم است.
اگر عدد فاصله از هشت کمتر باشد به آن فاصله دساده می گویند ولی اگر بیشتر از هشت باشد فاصله ترکیبی است.
بنیه فاصله
قبلأ گفتیم که عدد فاصله تنها نشان دهندهُ تعداد نت های موجود میان دو نت تشکیل دهنده فاصله است.
و بطور دقیق اختلاف زیروبمی را نشان نمی دهد برای مثال نت دو تا فا فاصله چهارم است و همینطور نت: ( دو تا فا دیز ) ولی فاصله اولی یعنی نت: (دو تا فا 2/5 )پرده است ولی فاصله نت دو تا فادیز 3 پرده می باشد و مشاهده می کنید تعداد پرده های موجود در آنها متفاوت است به همین خاطر باید با استفاده از اصطلاحاتی جدید فاصله میان دو نت را تعیین کرد بطوری که هم عدد فاصله و هم تعداد پرده های آن فاصله معیین شود.
دستگاه ماهور و گوشه های مربوط به آن
دستگاه ماهور
در موسیقی قدیم ایران هنگام اجرای دستگاهی از موسیقی به این توجه می کردند که آیا شب و یا روز است یا فرد شنونده سفید روی یا سبزه روی می باشد بخصوص در زمان عبدل القادر مراغه ای اساتید به شاگردان خود می آموختند که اگر شب بود حتمأ شور بزن اگر صبح بود چهار گاه بزن و اگر طرف شنونده سفید روی بود بم بزن و اگر سبزه روی بود زیر بزن ایرانیان قدیم در بسیاری از پرستشهای خود سرودهای ویژه داشتند و آنها ماه و هور (خورشید) را پرستش می کردند در ضمن این دستگاه را می توان هم صبح و هم شب اجرا کرد و بهمین خاطر نام ماهور را انتخاب کردنددر استان لرستان نوعی موسیقی وجود دارد که ماخوری می گفتند و این نوع موسیقی بسیار حزن انگیز است و از نوع موسیقی فولکور این سرزمی دستگاه ماهور شامل 64 گوشه می باشد که در اینجا با گوشه های مهم که هم در ردیف آوازی و هم در ردیف سازی بکار می رود آشنا می شویم.
1- درآمد
همانطور که قبالأ توضیح دادم اساس دستگاه های موسیقی ایرانی را دانگ ها تشکیل می دهند و هر گام موسیقی شامل دو دانگ می باشد دانگ اول و دانگ دوم دانگ توالی چهار نت پی در پی است که از نت اول تا نت چهارم فاصله درست را تشکیل می دهد فاصله درست به معنای این است که از نت اول تا چهارم صدای گرمی داشته باشد بطور مثال اگر گام do را در نظر بگیریم که شامل do-re-mi-fa-sol-la-si-do می باشد نت do تا fa اگر باهم نواخته شوند صدای گرمی دارند و همینطور نت اول با نت پنجم و اول با هشتم فاصله درست هستند در درآمد ماهور نت do مرکزیت دارد و شروع درآمد از یک دانگ قبل از دانگ اول است یعنی چهار نت قبل از نت do که نت sol می باشد یعنی در آمد ماهور شروع آن ازsol-la-si-do است و اگر بخواهیم گوشه در آمد را اجرا کنیم حتمأ در این چهار نت باید اجرا شود و گرنه از در آمد بیرون رفتیم این موضوع بسیار مهم است که اکثر دوستان هنر آموز ما به آن توجه نمی کنند که حتمأ برای اجرای درآمد بسیار مهم است و یک موضوع دیگر که خیلی از دوستان دستگاه ماهور را همان گام ماژور غربی می دانند که سخت در اشتباه هستند فقط گوشه های درآمد و چند گوشه دیگر هستند که در چهار چوب گام ماژور گنجانده می شود و عینأ همان فواصل را دارند ولی گوشه های دیگر کاملآ با گام ماژور فرق دارند نت شاهد روی درجه اول گام و گسترده ملودی تا درجه پنجم می توان ادامه داشته با شد.
گوشه کرشمه
کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن گوشه کرشمه قطعه ای است سه ضربی و معمولادر تمامی دستگاه های موسیقی ایرانی نواخته می شود و شعر مناسب با این گوشه را می توان بخاطر سپرد.
هزارو مرتبه به به از آن لب شکرینت خدا کند که نباشد اجل به قصدوکمینت
در وزن (مفاعلن فعلاتن ) می باشد ملودی این گوشه را در وزن 3/4 اجرا می کنند نت شاهد این گوشه با شاهد درآمد یکی است و ملودی تا درجه ششم گام ماهور است.
گوشه ساقی نامه
ابیات شعری که خطاب به ساقی است.
بیا ساقی آن می که حور بهشت عبیر ملائک در آن می سرشت
بده تا بخوری در آتش کنم دماغ خرد تا ابد خوش کنم
باید در نظر داشت هرگاه این آواز را در دستگاه ماهور بخوانیم ساقی نامه گفته می شود و هر گاه در آواز اصفهان خوانده شود صوفی نامه و هر گاه در دستگاه سه گاه خوانده شود به کشته مرده معروف است و خیلی از هنر مندان ما به اشتباه ساقی نامه را با صوفی نامه یکی می خوانند در ردیف موسیقی ملی این آواز در وزن (فعولن فعولن فعولن فعول ) آمده که در وزن 4/4 خواننده شده موارد مشابه به ساقی نامه در ردیف آمده مانند (مثنوی - رباعی - دوبیتی( .
گوشه نصیرخوانی
گوشه نصیرخوانی در ردیف موسیقی ایرانی ضبط و ثبت شده از آنجا که موسیقی قدیم ایران مخصوص در بار شاهان ناصری بوده افرادی که نفوذ زیادی در جامعه داشتند در دربار رفت و آمد می کردند این گوشه را منسوب به شخص با نفوذی که در در بار شاهان رفت و آمد داشته و نصیرخان نام داشته می دانند در بعضی از ردیفها نصیر خوانی را طوسی هم می نامند وزن شعری در این گوشه (متفاعلن-متفاعلن- متفاعلن-متفاعلن) می با شد و ملودی این گوشه روی درجات مختلف انجام می گیرد نت شاهد روی درجه اول گام و گستره ملودی تا درجه پنجم است و گاهی تا درجه هشتم گسترش می یابد.
گوشه طوسی
گوشه طوسی گوشه طوسی به محله ای دراطراف طوس (در 24کیلومتری مشهد قراردارد)حال و هوای این گوشه با دستگاه راست پنجگاه سازگار است در بعضی از دستگاهها مانند دستگاه ماهور این گوشه را نصیرخانی می نامند همانطور که قبلان نوشتم روح الله خالقی در کتاب خود می نویسد استاد علی اکبر فراهانی این دو بیت شعر را در گوشه طوسی می خوانده. اگر از تو جدا باشم نباشم. بغیری آشنا باشم نباشم من بی دست و پا درزیر تیغت به فکر دست و پا باشم نباشم گوشه طوسی از نقطه نظر نت شاهد درجه اول گام را اشغال می کند و ملودی تا درجه پنجم گسترش می یابد.
گوشه مراد خوانی
این گوشه همانند نصیر خوانی متعلق به شخصی به نام مراد خان بوده و او از افراد با نفوذ دوره قاجار می با شد وزن شعری این گوشه را در (مفتعلن فاعلن -مفتعلن فاعلن ) می خوانند عارف قزوینی شاعر و آهنگساز و تصنیف سرای بزرگ ایرانی که واقعأ تصنیف های بی نظیری ساخته و مبارز سیاسی آن دوره بوده می نویسد که او مراد خوان را درمجالس انس که شرکت می کرده و مراد خوان ساز می زده دیده و می گوید بسیار بد ساز می زده ولی بهر صورت این گوشه در ردیف موسیقی ایران به نام او ضبط و ثبت شده ملودی این گوشه درجات مختلف گام ماهور را اشغال می کند از در آمد شروع می شود و داد- دلکش-شکسته -حصار ماهور-و وارد راک می شود نت شاهد روی درجه اول گام ماهور و گستره ملودی تا درجه آخر گام.
گوشه جغتایی
جغتا نام یکی از دهات های نزدیک به سبزوار است در این ناحیه این نوع ملودی معروف بوده و اشعار این ملودی در وزن چهار پاره بوده و ملودی روی درجات مختلف گام ماهور نواخته می شود این گوشه را می توان در دستگاه ماهور و سگاه اجرا کرد.
نام گوشه حربی
حرب نام شهرک کوچکی در عراق امروز است قطعه ای است در وزن 2/4 که در ردیف موسیقی آمده و بصورت رنگ نواخته می شود حربی را در دستگاه ماهور و چهار گاه می نوازند و کمی حالت رزمی دارد نت شاهد آن در دستگاه ماهور روی درجه اول گام و گستره ملودی تا درجه هشتم است .
گوشه داد
فریدون فرخ فرشته نبو د به مشک و به عنبر سرشته نبود
به داد و دهش داشت این فرهی تو داد و دهش کن فریدون تویی
در شاهنامه فردوسی آمده است که باربد هنگام نوروز در بهار به دیدن خسرو پرویز می رود. در دربار خسرو موسیقی دانی بوده با نام سرکش که اصلیت او یونانی بوده و بسیار حسود وقتی او میفهمد که نوازنده چیره دستی که صدای خوشی دارد و به دیدن خسرو پرویز آمده دستور می دهد باربد را به در بار راه ندهند باربد هر طور شده سعی می کند شاه را ببیند و به همین خاطر به فکر می افتد که باغبان قصر را ببیند و قدری زر و سیم به او می دهد و می گوید من می خواهم فقط شاه را از دور زیارت کنم و به بالای درختی در باغ می روم که مزاحمتی ایجاد نکنم باغبان قبول می کند و باربد لباس سبزی می پوشد و عود خود را با برگ درختان می پوشاند و طوری خود را مخفی می کند که هیچ کس او را از لای درختان تشخیص نمی دهند او دوهفته انتظار می که شد تا اینکه شهریار از جشن گاه به ایوان می آید باربد فرصت را غنیمت می شمرد و ساز خود را در دست می گیرد و چنان نغمه ای سر می دهد که همگان را مبهوت و خیره می سازد شاه می گوید این صدا از کجاست هیچ کس جوابی ندارد و دوباره به گردش ادامه می دهد اینبار دوباره باربد با صدای بلند تری نغمه آغاز می کند و بطوری که شاه بی طاقت شده و می گوید کیستی که اینطور صدایی داری خود را نشان بده و من تور را در دربار پاداش خواهم داد باربد از لای شاخه برگها به پایین می آید و از آن روز راه به در بار می یابد و چنان پیشرفت می کند که سوگلی خسرو پرویز می شود و از آن زمان موسیقی دانان که در ردیف پنجم در دربار می نشستند به ردیف اول می آیند و از همان زمان که مبدهای زرتشتی جای خود را از دست می دهند و دیگر ریف اول نبودند مخالقت خود را با موسیقی دانان آغاز می کنند بار بد هفت خسروانی را بوجود آورد که شامل هفت سیستم مانند دستگاه های امروز بوده و برای سی روز ماه (سی لحن )را ساخت و سیسصدو شست (دستان )را که از ملودی های کوچکی بودند برای هروز در آنروزها سال را 360 روز می گفتند ملودی قطعه داد حزن عجیبی داشته و در طول زمان دستخوش انحراف ملودی و سلیقه نوازندگان مختلف شده گوشه داد در ردیف موسیقی ایران ثبت شده این قطعه با نام (داد)در متون ادبی ما آمده و اکنون در شاهنامه می خوانیم.
بدان باغ رفتی به نوروز شاه دوهفته ببودی بدان جشن گاه
سبک باربد نزد مردوی شد هم آن روز با مرد هم بوی شد
بر آن سرو شد بر بط اندر کنار زمانی همی بود تا شهر یار
به ایوان بیامد از آن جشن گاه بیار است پیروز گر جای شاه
زننده بر آن سرو برداشت رود همان ساخته پهلوانی سرود
یکی نغز دستان بزد بر درخت کز آن خیره شد مرد بیدار بخت
سرودی به آواز خوش بر کشید که اکنون تو خوانیش ((داد آفرین ))
نت شاهد گوشه داد روی درجه دوم گام ماهور است و ملودی تا درجه پنجم گام گسترش می یابد.
نوعی آواز خوانی در موسیقی لرستان که با اشعار دوبیتی خوانده می شود نت شاهد آن در گام ماهور روی درجه سوم گام است و گستره ملودی تا درجه پنجم می رسد
راک عبدالله در زمان قدیم در موسیقی تعزیه فردی بوده که نقش عبدالله بن حسین یکی از یاران امام حسین را بازی می کرده و در حین بازی اشعاری را در پرده راک می خوانده ملودی سوز ناکی داشته مرحوم دوامی و محمود کریمی در ردیفهای خود این گوشه را خواندند و ثبت شده نت شاهد درجه سوم گام ماهور است و گستره ملودی تا درجه چهارم در واقع از این گوشه می توان از ماهور به اصفهان و همایون رفت یعنع گوشه راک پلی است به گوشه های دیگر فرض کنید از ماهور به چهار گاه برویم مثلمأ به این آسانی نمی توان تغییر مقام داد چون چهار گاه همان ماهور است که درجه دوم و ششم آن ربع پرده کم شده برای رفتن از ماهور به چهار گاه باید اول ربع پرده اول را به وجود آورد و آن هنگامی است که توسط گوشه راک گوش شنوده را به اصفهان نزدیک و آشنا می کنیم بعد در مرحله دوم از همایون به چهار گاه می رویم البته اگر دوستان خود نوازنده باشند و ردیف موسیقی ما را بشناسند این مطالب را بهتر درک می کنند.
گوشه شکسته در واقع یک تغییر مقام است از ماهور به سه گاه و آواز افشاری
هرگاه درجه سوم گام ماهور را ربع پرده کم کنیم آواز ماهور حالتی بخود می کیرد که کاملأبا آواز ماهور فرق دارد و به همین خاطر نام شکسته را برای آن انتخاب کرده اند یعنی آواز شکسته شده و حالتی دیگر دارد که با آن می توان از آواز ماهور بیرون رفت و یک نوع مرکب خوانی را آغاز کرد نت شاهد درجه پنجم گام ماهور است و گستره ملودی تا ئدرجه ششم گام ماهور
از آستان پیر مغان سر چرا کشیم دولت در این سرا و گشایش در این در است
همان طور که از نام این گوشه پیداست از طریق این گوشه دست گاه ماهور باز می شود و راه به گوشه های دیگر امکان دارد در واقع هر گاه روی درجه دوم گام ماهور ایست کنیم گوشه دیگری را آغاز می کنیم که به آن گوشه گشایش می گویند و ملودی از حالت درآمد ماهور درمی آید در مکتب اصفهان گوشه ای است به نام راست که از لحاظ ملودی شباهتی با گوشه گشایش دارد این گوشه بسیار حزن انگیز است و در آوازهای دیگری ایرانی با نام های دیگری ثبت شده مثلأ در آواز دشتی و اصفهان به آن جامه درآن می گویند نت شاهد این آواز روی ذرجه چهارم گام ماهور بوده و گستره ملودی تا درجه پنجم گام ماهور می باشد
در دستگاه چهار گاه همانطور که قبلأ توضیح دادم گوشه ای وجود دارد که به آن حصار می گویند و در مورد آن صحبت شد ولی در دستگاه ماهور این گوشه شباهتی با حصار در دستگاه چهار گاه دارد وبه علت شباهت قرار گیری روی درجه ای از گام ماهور به صورتی که ملودی حصار در گام چهار دارا می با شد این ملودی در بیشتر اوقات در هنگام فرود به ماهور استفاده می شود و در پایان اشاره ای به درجه ششم کرده و دوباره به تونیک بر می گردد نت شاهد روی درجه چهارم گام ماهور و گستره ملودی
تا درجه ششم گام ماهور است
در بعضی از ردیفها این گوشه به اسامی دیگری آمده مثلأدر ردیف حسین خان هنگ آفرین این گوشه را با نام ابول آورده است و به قول استاد کسایی به آن پس ماهور هم می گویند شاید به این خاطر بوده که ملودی در این گوشه حالتی را در شنوده ایجاد می کند که گوش شنوده تشنه نت های اولیه گام می با شدنام گوشه ماهور صغیر
در موسیقی ایرانی اصطلحات صغیر و کبیر در گوشه های ما وجود دارد مانند نوروز بزرگ و کوچک و نیریز بزرگ و کوچک زنگوله صغیر و کبیر و شکسته بزرگ و کوچک هرگاه درآمد ماهور را در دانگ اول شروع می کردند به ماهور صغیر و هرگاه از دانگ دوم شروع و به دانگ اول می رفتند ماهورکبیر می گفتند اگر به تمامی این گوشه ها توجه کنیم طرز قرار گرفتن ملودی این گوشه ها در دانگ اول و دوم کاملأ پیداست
نام نیشابور در اوستا کتاب زرتشت (ریونت) آمده و امروزه بخشی از نیشابور(ریوند ) خوانده می شود در کتب قدیم اسم شهری به نام نیوشاپور به معنای شاپور پهلوان آمده که بعد ها بصورت نیشاپور و در آخر به نیشابورآمده اما باید دید چه رابطه ای با موسیقی دارد در قدیم برای احداث این شهر نیشابور به وسیله موزیکر های آن زمان قطعاتی اجرا می شده که امروزه ما آن را گوشه نیشابورک در ردیف خود ثبت و ضبط کردهایم این گوشه را در دستگاه ماهور و نوا و آوازهای بیات ترک و افشاری اجرا میشود در هر گام که اجرای نیشابورک انجام می شودملودی آن چنین ایجاب می کند که خواننده و یا نوازنده باید به یک نت بالاتر از نت شاهد آن اشاره نموده و فرودی روی نت شاهد آن داشته باشد نت های شاهد در آواز های مختلف فرق می کند مثلأدر آواز نوا نت شاهد روی درجه سوم گام نواست و گستره ملودی تا درجه پنجم است ولی در آواز ترک نت شاهد روی درجه چهارم بوده و گستره ملودی تا درجه ششم است و در آواز افشاری نت شاهد درجه سوم گام را اشغال می کند و ملودی تا درجه پنجم گسترش می یابد
نام نواحی مختلف ایران است و آهنگی است که دراین نواحی مانند هندیجان بخشی از ناحیه خرمشهر و نور بخشی از شهرستان آمل نواخته می شود فیلی در دانگ اول ماهور بطور تکنیک خواستی نواخته می شود که بسیار زیباست در این گوشه از درجه اول بطور پله کانی به درجه پنجم سعود می کند و به طرز شیرینی به درجه اول گام بر می گردد نت شاهد این گوشه روی درجه پنجم گام ماهور است و گستره ملودی تا درجه هفتم گام ماهور است گوشه فیلی از گوشه های اصلی آواز ماهور است چون از گام ماهور بیرون نمی رود از آوازهایی از گام بیرون می روند گوشه دلکش است که به آن گوشه فرعی می نامند
گوشه دلکش
هوا خوش است و چمن دلکش است ومی بیغش
کنون به جز دل خوش هیچ در نمی آید
گوشه دلکش نوعی تغییر مقام است که از آواز ماهور به شور می رود در این آواز کاملأگام ماهور عوض می شود و درجه ششم آن ربع پرده تغییر می کند و چرا نام دلکش را برای این گوشه انتخاب کرده اند در ردیف موسیقی ایرانی از واژهایی (صفت گونه ) برای نام گذاری گوشه ها بسیار آمده و گوشه دلکش از جمله همان آهنگهاست که با ساختار ملودی که در خویش دارد حالتی دلکش و دل انگیز دارد و به همین خاطر اساتید این نام را برای این گوشه انتخاب کردند محل نت شاهد روی درجه پنچم گام ماهور است و ملودی تا درجه ششم گسترش می یا بد.
گوشه خاوران
کرشمه در خاوران
یکی از زیبایی کرشمه را می توان در گوشه خاوران اجرا کرد در قدیم در وزن مفاعلن.فعلاتن را با ملودی بخصوصی در دستگاه های مختلف اجرا می کردند و آهنگی نو بوجود می آوردند و در گوشه خاوران به همین صورت می توان کرشمه را اجرا کرد
گوشه صوفی نامه
هر گاه ملودی ساقی نامه را در آواز اصفهان و شوشتری بخوانیم به صوفی نامه معروف است و آن به این صورت است که درجه پنجم گام ماهور (شاهد شکسته) قرار داده یعنی ملودی شکسته را به بیات اصفهان و شوشتری تبدیل می کنیم این روش را که تغییر مقام از گام بزرگ به کوچک است در این گوشه صوفی نام کاملأ پیداست
در اینجا اگر بخواهیم دوباره به ساقی نامه در ماهور رجعت کنیم راهای مختلفی وجود دارد
1- با زگشت از صوفی نامه به ساقی نامه (شکسته ماهور به درآمد)
صوفی نامه را در ادامه ساقی نامه می خوانند نت شاهد آن در گام ماهور درجه پنجم گام است و گستره ملودی تا درجه هشتم
همانطور که قبلأ نوشتم هرگاه ملودی صوفی نامه را در سگاه بخوانیم به آن کشته مرده می گویند ولی باید توجه کرد که از ساقی نامه به صوفی نامه یعنی از ماهور به آواز اصفهان کاری است طبیعی ولی از صوفی نامه به سه گاه و برگشت آن کمی دشوار تر است برای خواندن گوشه کشته مرده به این طریق عمل می کنیم ساقی نامه را از تونیک ماهور شروع و سپس به صوفی نامه می رویم و از طریق گوشه شکسته نت آن را شاهد قرار داده و در اینجا نت شاهد شکسسته همان شاهد سه گاه می باشد و می توان براحتی وارد سه گاه شد پس از سه گاه به مویه رفته و از آنجا به مخالف سه گاه وارد می شویم و چون نت شاهد مخالف سه گاه همان نت شاهد ماهور است دوباره می توان به ساقی نامه برگشت
گوشه عراق
نام آراک و یا ایراک که به مرور زمان تبدیل به عراق شده در اصل بخشی از مناطق ایران قدیم بوده و سیاست انگلیس این منطقه را از ایران جدا کرده
عراق مقام نهم از مقامات دوازده گانه قدیم ایران بوده ولی امروز این گوشه را در آواز ماهور و افشاری و نوا و راست پنجگاه می خوانند آواز عراق بسیار مهیج و با عظمت است و از این گوشه می توان به سایر دستگاه های ایرانی راه یافت
در قدیم در تمامی شهر ها و ولایت های ایران آواز های مخصوص خود را می خواندند و در این منطقه که عراق خوانده می شده به این نوع آوازها عراقی می گفتند
نت شاهد روی درجه هشتم گام ماهور است و گسترش آن را می توان تا درجه دهم گام نام برد.
اگر نه باده غم دل زیاد ما ببرد نهیب حادثه بنیاد ما زجا ببرد
گوشه نهیب
یکی از گوشه های دستگاه ماهور گوشه نهیب به معنای فریاد بلند و خشن با لحنی از عشق است و خطاب گونه با لحنی حماسی و در قدیم در جنگ با دشمن از این آواز استفاده می شده و با آن در روحیه دشمن تأثیر می گذاشتند نت شاهد آن با شاهد گوشه عراق یکی است و در واقع قبل از گوشه عراق که اوج آواز ماهور است نواخته می شود ساختار ملودی از چند نت قبل از ملودی عراق شروع شده و در پایان روی درجه هشم گام که شاهد گوشه عراق است ایست می کند
محل نت شاهد روی درجه هشتم گام ماهور و گستره ملودی تا درجه هشتم گام ماهور
گوشه حزین
کی شعر تر انگیزدخاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
حزین به معنای حزن است و آوازی است غم انگیزوسوزناک و در پرده های مختلف از دستگاهها نواخته ویا خوانده می شود مثلأ در اجرای گوشه حزین در پرده عراق نت شاهد آن منطبق با شاهد عراق استو روند ملودی تا درجه نهم می رود و یکی دیگر از مقاطع اجرای گوشه حزین در پرده بیات راجع و عشاق می باشد محل شاهد نت درجه هشتم گام ماهور و گستره ملودی تا درجه نهم گام ماهور است
در تنگنای حیرتم از نخوف رقیب
یارب مباد آنکه گدا معتبر شود
محیر
محیر به معنای حیرت انگیز است این گوشه را در پرده عراق می خوانند ملودی از چند نت قبل از شاهد عراق است و بصورت تحریر های پلکانی سه تایی ملودی خود را بر روی شاهد عراق سوار می کند محل نت شاهد روی درجه هشتم گام ماهور است و گستره ملودی تا درجه نهم گام
گوشه زنکوله
گوشه زنگوله صغیرو کبیر واژه زنگوله با توجه به ملودی آن تداعی صدای زنگوله را می نماید . ملودی زنگوله توسط افرادی که ساربان بودند هنگام راهپیمایی به دنباله قافله ها زمزمه و خلق شده پس از سالیان سیر ملودیک را طی کرده و به صورت گسترده به شکل امروزی امروزی عرضه شده و چرا این گوشه را صغیروکبیر نامیدند باید گفت کوچک و بزرگ بودن گوشه زنگوله طنین های متفاوتی را از لحاظ تنالیته سبب می شود و با صغیروکبیر بودن ملودی زنگوله که امروزه در ردیف موسیقی ملی ماست به صورت تجلی در پرده های نیریز و حسینی موجود است از لحاظ نت شاهد روی درجه هشم گام ماهور قرار می گیرد و معمولأ پس از خواندن گوشه عراق فرود نهایی را انجام می دهدو روند ملودی تا درجه هشتم گام ماخور است
گوشه اصفهناک
اصفهانک ده کوچی است نزدیک اصفهان و نام یکی از گوشه های دستگاه ماهور می باشد پس از گوشه عراق خوانده می شود و ملودی تلفیقی از عراق و اصفهان می با شد نت شاهد درجه هشتم گام ماهور منطبق با نت شاهد عراق بوده و روند ملودی تا درجه دهم گام ماهور می رسد در واقع گوشه اصفهانک آواز اصفهانی است که از درجه هشتم گام ماهور آغاز شده
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش
گوشه سروش
گوشه سروش برای اولین بار در ردیف موسقی استاد وزیری آمده و در واقع حالت ملودی طوری است که می توان از گام بزرگ به گام کوچک رفت یعنی می توان اجرای این گوشه را زمینه ای برای آواز رآک دانست نت شاهد درجه هشتم گام ماهور و ملودی تا درجه هشتم گسترش می یابد
گوشه راک هندی
دیار هند و اقالیم ترک بسپارند چو چشم ترک تو بینند و زلف هندو را
راک به معنای رانج که به زبان هندی رنک کردن معنی می دهد یک نوع ترکیبات صوتی یا انعکاس آن بر موزیکالیته افراد و یا استفاده از فیگور های مشخص ملودی و شاذی بخشیدن به روح انسان است بر اساس قوانین خاصی این تر کیبات صورت می گیرد و به درون انسان نفوذ می کندمحمد تقی مسعودیه در کتاب مبانی اتنوموزیکولوژی مفهوم راک را تصور ذهنی موسیقی که بصورت پدیده ایی صوتی طرح ریزی شده معنی دیگر راک در زبان هندی از ریشه راگا به معنی نغمه و سرود گفته می شود در زمان بهرام گور 30000 لولی (نوازنده) از هندوستان وارد می کند و از آن موقع می توان گفت که ملودی راگا یا راکها در موسیقی ایران آمده گوشه راک در حال حاضر در موسیقی ایرانی به نام های راک هندی راک عبدالله راک کشمیر و صفیر راک آمده نت شاهد در گوشه راک هندی روی درجه هشتم گام ماهور است و گستره ملودی تا درجه دوازدهم می با شد به
راک کشمیر
نوعی از آواز راک که در منطقه کشمیر خوانده و نواخته می شود نت شاهد درجه هشتم گام ماهور است روند ملودی طوری است که در شروع ملودی میل به طرف نت پنجم گام پیدا می کند و کم کم با حالتی پله کانی به نت شاهد درجه هشتم گسترش می یابد.
آشوروند
کلمه آشور آوند از دو کلمه آشور و آوند تشکیل شده آشور راوند یعنی نوا و آهنگی که آویختگی دارد با قوم آشور در ضمن آشوراده دهکده ای است در شمال ایران و ملودی این گوشه با این منطقه رابطه زیادی دارد هنگام اجرای گوشه راک وقتی به اوج می روند به آن آشورآوند می گویند محل نت شاهد روی درجه نهم و گسترده ملودی تا درجه دوازدهم می باشد این گوشه را در دستگاه ماهور و راست پنجگاه اجرا می کنند
فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید
گوشه صفیر راک
صفیر به معنای آواز- بانگ -نوا-نوعی ساز بادی است در شعر بالا حافظ می فرماید صفیر مرغ بر آمد بط شراب کجاست در اینجا منظور شاعر از بکار بر دن صفیر در مصرع اول به گمان آواز بلبل بوده و در مصرع دوم بانگ و آواز منظور داشته
منوچهری می فرماید
اسبی که صفیرش نزنی می نخورد آب
نی مرد کم از اسب و نه می کمتر از آب است
در اینجا شاعر واژه صفیر را بجای سوت بکار برده گوشه صفیر راک بعد از ملودی راک نواخته می شود و چون ملودی حالتی شبیه سوت یکنواخت می باشد و چون این حالت در پرده راک قابل اجراست و از نت شاهد راک شروع می شود به صفیر راک مرسوم شده نت شاهد روی درجه دوازدهم گام ماهور است و ملودی هم تا درجه دوازدهم گسترش می یابد
شرح دستگاه شور و گوشه های موجود در ردیف موسیقی ایران
گوشه های دستگاه شور
1- درآمد
2- خارا (درآمد دوم یا شور پاین دسته)
3- ضجه موره
4- اصول
5- رهاوی
6- هداوندی
7- مثنوی
8- کرشمه
9- ده ناصری
10- حسینی
11- تنگسیری
12- جواد خانی
13- کاروانی
14- رضوی
15- قرچه
16- بیات کرد
17- مجلس افروز
18- پنجه مویه
19- نغمه
20- سلمک
21- بیات شیراز
22- هشتری
23- گریلی
24- روح الارواح
25- شهناز
26- زیر کش سلمک
27- زیرکش سلمک نوعی دیگر
28- گلریز
یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم وز دو لب شیرینت صد شور بر انگیز
تعریف لغت شور
انسان وقتی به وجد می آید و وجود درونی او تحریک می شود حالتی در انسان ایجاد می کند که می گویند شوری در دل بوجود آمده آواز شور حقیقتأ این حالت را در شنوده بوجود می آورد آواز شور با آواز های دیگر ایرانی کاملأفرق دارد پس در کل می توان گفت بانگ بر آوردن و ندا دادن بر اثر تحریک شدن از وجود حال درونی را شور می نامند
از نقطه نظر فنی
هرگاه درجه چهارم گام ماهوری را ربع پرده زیاد کنیم و درجه سوم گام همان ماهور را تونیک قرار دهیم آواز ما حالتی ایجاد می کند که گوییم در پرده شور هستیم و این حالت همیشه ثابت است
برای مثال گام ماهور (فا) را در نظر می گیریم، در اینجا درجات گام (فا)عبارتند از:
فا، سل، لا، سی بمل، دو، ر، می،فا واگر در اینجا نت سی بمل را که درجه چهارم گام ماهور(فا) است ربع پرده زیاد کنیم تبدیل به سی کرون می شود و نت (لا ) را طبق گفته قبل که درجه سوم گام ماهور (فا)است در شروع قرار دهیم گام جدیدی بوجود می آید که در موسیقی به آن گام شور(لا) می گوییم که عبارت از:لا،سی کرون،دو،ر،می،فا،سل،لا
امروزه دستگاه شور یکی از بزرگترین دستگا های موسیقی ملی ایران است چرا که علاوه برملودی های کوچکی که آنر را در موسیقی گوشه می نامییم شامل آواز های دیگری که گام آنها همان است ولی ملودی و حالتی دیگر در گوش شنوده ایجاد می کند داراست و بهمین خاطر این آواز را در قدیم ام الاواز می خواندند درجات گام شور در پرورش ملودی ها نقش بسزای دارند زیرا اگر ما درجه اول را بطور مثال گام نام برده شور (لا) را در نظر بگیریم و مرتب روی آن ایست کنیم و نت (لا) در اینجا مرتب بیشتر از سایر نتها شنیده شود ملودی را پرده شور می خوانند یعنی ما آواز شور می خوانییم ولی اگر درجه دوم که در اینجا نت سی کرون است از همه بیشتر بصدا در آید ملودی حالتی پیدا می کند که آن را در موسقی ابواعطا یا آواز ابوعطا می خوانند و همینطور درجه سوم را که نت (دو) می باشد بروی آن ایست کنیم و این نت از همه بیشتر به صدا در آید حالتی دارد که در موسقی به آن بیات ترک ویا بیات زند می گویند و اگر درجه چهارم را شاهد قرار دهیم آواز افشاری و درجه پنجم را آواز دشتی می نامند حال همین آواز ها هر کدام ملودی های کوچکی دارند (گوشه)که در کل دستگاه شور را تشکیل می دهند.
گوشه درآمد
در آمد شور را در قدیم از شور پایین دسته می نواختند و دوباره به شوربا لا دسته می رفتند علاقه مندان به موسیقی اگر دقت کرده باشید در تمامی ردیفهای موجود که توسط اساتید قدیم نواخته و بصورت کتاب در آمده بطور غلط لامات ترکیبی در سلاح کلید گذاشته شده که هنر جویان تازه کار مار را به اشتباه می اندازد بطور مثال : در ردیف میرزا عبدالله به روایت برومند در آمد را با شور پایین دسته شروع کرده و دوباره به شور بالا دسته رفته در شور پایین دسته ما در شور (دو) هستیم در شور(دو) یعنی دو، ر کرون، می بمل،فا ،سل، لا بمل ، سی بمل ، دو،می با شد.
درشوربالا دسته ما درشور سل)هستیم یعنی:سل، لا کرون ، سی بمل ، دو ، ر، می بمل ،فا ،سل می باشد. برای اجرای دستگاه شور هر طور که اساتید می خواستند عمل می کردند . در اینجا چون هنر جو در اول کتاب در قسمت در آمد سی بمل-و لاکرون - ر کرون-و می بمل را در سلاح کلید مشاهده می کند به این گمان است که در شور (سل ) ر کرون می با شد و این کاملأ اشتباه است. برای اینکه هنر جویان به اشتباه نیفتند باید در قسمت درآمد (رکرون ) را بطور عرضی نوشت یعنی هر کجا که نت ر آمده پشت آن علامت کرون را می نویسند نه در سلاح کلید
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد دلبر که در کف او موم است سنگ خارا.
گوشه درآمد خارا
در موسیقی قدیم در زمان فتحعلی شاه آقا علی اکبر فراهانی در ردیف شور نوعی درآمد می نواخته که از پاین دسته شرسرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد دلبر که در کف او موم است سنگ خارا.وع می شده و پس از گردشهایی دوباره به شور بالا دسته در دانگ اول رجعت می کرده و نام این گوشه را خارا نامیده و همانطور که می دانید سنگی به نام خارا وجود دارد که بسیار سخت است و حالت ملودی طوری است بیان کننده سختیها و شکوه در زندگی در ردیف میرزا عبدالله این گوشه از درجه هفتم شروع شده . نت شاهد این گوشه روی درجه اول گام شور است و ملودی تا درجه چهارم گسترش می یابد.
گوشه ضجه موره
یک آواز مقامی در موسیقی کردستان و کرمانشاهان وجود دارد به نام موره خوانی و نوعی موسیقی فلکلور می باشد با آن اغلب اشعار حماسی می خوانند و با تنبور همراهی می کننداین نوع موسیقی حزن آور است و همیشه هنگام عزاداری اجرا می شود این گوشه را در دستگاه همایون هم می خوانند نت شاهد آن درجه دوم گام شور است و گستره ملودی تا درجه چهارم در واقع از طریق گوشه ضجه موره می توان مرکب خوانی کرد و وارد دستگاه همایون شد.
به دوستی که ز دست تو ضربت شمشیر چنان موافق طبع آیدم که ضرب اصول
گوشه اصول
در موسیقی ملی ایران 24 نوی ضرب وجود داشته که به آنها ضرب اصول می گفتند در ردیف موسیقی ملی ما رنگی موجود است به نام رنگ اصول که در دستگاه شور نواخته می شود در دستگاه سه گاه به رنگ دلگشا و در ماهور رنگ حربی و در آواز اصفهان به رنگ فرح و در دستگاه چهار گاه به لزگی و در آواز نوا به رنگ نستاری معروف هستند.
شاعر بزرگ سعدی می فرمایند:
مغنی نوای طرب ساز کن به قول و غزل قصه آغاز کن
که بار غمم بر زمین دوخت پای بضرب اصولم بر آور ز جای
شاهد این گوشه روی درجه اول گام شور است و ملودی تا درجه چهارم کم کم گسترش می یابد این رنگ وزن سنگینی دارد در وزن 6/8
گوشه هداوندی
افرادی از چادرنشینان اطراف شهر های ساوه و تهران را که بصورت قشلاقی زندگی می کنند. محل زندگی آنها را هداوند می نامند آواز هداوندی را به این ناحیه منصوب می دانند و در پرده شور و اصفهان بصورت چهار پاره خوانی معمول است این ملودی را در آواز اصفهان در پرده بیات راجع سوزو گداز هم می نامند نت شاهد این گوشه روی درجه روی درجه اول گام شور بسته می شود و ملودی تا درجه چهارم گسترش می یابد.
نام گوشه مثنوی شور
من همان نایم که گر خوش بشنوی با تو گویم شرح درد مثنوی
مثنوی یک نوع وزن شعری است که در موسیقی ملی ما نخش بسزایی دارد امروزه برای مثنوی خوانی از کتاب مثنوی مولوی استفاده می شود هر کدام از ما می توانیم این را بیاد بیاوریم که وقتی درویشی از کوچه عبور می کرد مثنوی می خواند و به همین خاطر وقتی مثنوی می شنویم برای ما بسیار خوشیایند می با شد مثنوی را تغریبأ در همه آواز ها می خوانند نت شاهخد روی درجه اول گام شور است و گستره ملودی تا درجه هشتم گام
گوشه رهاوی
آخر شب ره حسینی ساز صبحدم پرده رهاوی گیر
گوشه رهاوی در ردیف موسیقی ما به نامهای مختلفی آمده مانند رهاب - راهویی
نام رهاوی از مقامات موسیقی قدیم ایران سرچشمه می گیرد و به دو بخش تقسیم می شود- نوروز عرب- و نوروز عجم
رهاوی شد مقام و شعبئ او تو نوروز عرب را و عجم گو
ولی در طول زمان امروزه ملودی رهاوی تغییر کرده و با ملودی نوروز عرب و نوروز عجم متفاوت است
نام قلعه ای است به نام رهاو از قلعه های قدیم روم از این گوشه می توان وارد آواز های دیگر شور شد مثلأ می توانیم از شور به بیات ترک رفت و همینطور آواز افشاری در دستگاهای دیگر مانند چهارگاه - نوا به نام رهامی آمده حالت ملودی در این دستگاه مانند چهار گاه قدری رزمی است بهر حال نت شاهد گوشه رهاوی روی درجه دوم گام شور است و ملودی تا درجه چهارم امتداد می یابد
گوشه پنجه مویه
گوشه پنجه مویه را در بیات کرد هم می خوانند و اجرا می کنند برای فرود بکار می رود معمولأ پس از گوشه نغمه اجرا می شود پنجه مویه نوعی فرود است برای برگشت به دانگ اول بطرف شاهد و می توان پس ازاجرای گوشه مویه در سه گاه و چهار گاه هم اجرا شود
ملودی گوشه پنجه مویه متنوع است زیرا فراز و نشیب زیادی دارد و می توان بصورت ضربی اجرا شود در واقع گوشه پنجه مویه پلی است برای تغییر مقام از شور به سه گاه و چهار گاه این ملودی اگر با شعری خوانده می شود چهار بار در وزن - فعلاتن خوانده می شود
گوشه نغمه
نغمه در دستگاهای موسیقی ایرانی به معنای مجموعه آواز های کوچک است که قطعات ضربی در آن وچود دارد و بطور مثال می توان ازنغمه اصفهان -نغمه ابوعطا -نغمه ترک -نغمه دشتی -و نغمه افشاری - شوشتری می توان نام برد و بعضی از دوستان این نغمات را بطور غلط دستگاه می نامند اما در آواز شور گوشه ای است به نام نغمه و نت شاهدروی درجه چهارم گام شور است
کوشه سلمک گوشه ای است بسیار زیبا و یک نوع تغییر مقام است که از شور بالا دسته به پایین دسته حال کمی در مورد بلا و پاین دسته بگویم هرگاه ما در دانگ اصلی شور هستم معمولأ از صدای بم شروع می کنند و برای اینکار از بالای دسته تار که صدای بمی دارد شروع می کنند ولی وقتی به اوج می روند یعنی با صدای زیر تری بخوانند باید به پایین دسته که مسلمأ صدای زیرتری دارد بروند و از پایین دسته اجرا کنند به همین خاطر صحبت از بلا و پاین دسته کردیم
نام گوشه:زیرکش سلمک
در گام شور وقتی خواننده یا نوازنده به طرز خاصی از درجه هفتم گام شور به نت شاهد می رسد آن را زیرکش سلمک می گویند این فرود را چون پس از گوشه سلمک اجرا می شود و موقع شروع در محدوده سلمک است زیر کش سلمک نام گرفته محل قرار نت شاهد درجه سوم گام شورگسترده ملودی:تا درجه هفتم گام در ضمن هرگاه بخواهیم از بیات ترک به شور رویم از زیر کش سلمک برای فرود می توان استفاده کرد نوی دیگر زیرکش سلمک وجود دارد که نت شاهد آن درجه پنجم گام شور است و گسترده ملودی درجه پنجم گام این ملودی شباهتی با گوشه گلریز دارد.
نام گوشه: گلریز
بیا که پرده گلریز هفت خانه چشم
کشیدیم به تحریر کارگاه خیال
گلریز یکی از گوشه های دستگاه شور می باشد و نت شاهد آن روی درجه پنجم گام شور واقع است و در حقیقت ملودی آن را می توان به تعبیری تمرینی برای گذر از فواصل و درجات گام شور دانست.چون که روند ملودی آن از درجه پنجم گام شور شروع شده و خود را به درجه اول گام شور می رساند، و پس از آن فاصله به فاصله از درجات شور به طرف اکتاو شور حرکت نموده و در آنجا(شاهد حسینی شور) تحریرهای چندی را به خود اختصاص می دهد و همانجا ایست می کند. پس می توان گفت که گسترده ملودی گلریز محدوده کل گام شور را در بر دارد.
محل قرار نت شاهد درجه پنجم گام
گسترده ملودی تا درجه هشتم گام
و گلریز به معنای کسی که به دلیلی گلریزان کند و گل افشانداژه.
نام گوشه:مجلس افروز
قطعه ای است ضربی که در ردیف به صورت چهار مضراب پس از گوشه گلریز آمده
محل قرار نت شاهد :درجه هشتم گام
گسترده ملودی: درجه دوازدهم گام
نام گوشه:بیات کرد
بیات به معنای لفظ است آهنگی که در بین کردها رواج داشته و می خوانند
نت شاهد:درجه پنجم گام شور است
گسترده ملودی درجه هفتم گام
نت شاهد آن منطبق با شاهد آواز دشتی است و ایست هایی روی نت شاهد شور دارد
نام گوشه :قرچه
دهی است نزدیک قوچان مردم آنجا ترک زبان هستند
شاهد آن روی گام شور درجه ششم گام است و روند ملودی تا درجه هفتم است
نام گوشه: رضوی
روی درجه هفتم گام شور نوعی از ملودی بنا شده که شباهت به آواز ابو عطا و چکاوک دارد
رضوی را می توان منسوب نه شخص دانست چون واژهای از این قبیل در ردیف وجود دارد که
نام شحصی بوده
نت شاهد :درجه هفتم گام
گسترده ملودی:درجه هشتم گام
نام گوشه:کاروانی
کاروانی حالتی است الهام گرفته شده از زنگ بسته بر گردن شتران اجرای این حالت در گام
تداعی حرکت ساربانان وقطار شتران در زمانهای پیش بوده به همین دلیل این گوشه حالتی مستقل
دارد و با نام کاروانی ثبت شده البته در دستگاه راست پنجگاه
اما این گوشه در گام شور نباید با کاروانی در دستگاه راست وپنجگاه اشتباه شود
محل نت شاهد:درجه هفتم گام
گسترده ملودی درجه هشتم گام
نام گوشه:جواد خانی
جواد خان فردی بوده که اسمش با ردیف مو سیقی پیوند خورده
او از رجال بوده و استاد کمانچه نام اصلی او میرزا جواد خان قزوینی و با ذوق بوده
او هنگام خواندگی یا نوازندگی این حا لت را چاشنی گوشه رضوی می کرده
نت شاهد درجه هفتم گام
گسترده ملودی درجه هشتم گام
نام گوشه:تنگسیری
نزدیک بوشهر محله ای به نام تنگستان وجود دارد مردم این ناحیه را تنگسیر می گویند
گوشه تنگسیری منسوب به این منطقه است
نت شاهد درجه هفتم گام
گسترده ملودی درجه پنجم گام
نام گوشه:نغمه
گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است
چشم همه بر لعل لب و گردش جام است
نغمه در اصطلاح مو سیقی به معنای صدا است و در ردیف گوشه ایی خاص با ملودی بخصوص و در
گامی بخصوص بکار رفته و در دستگاههای همایون-شور-راست پنجگاه-سگاه-نوا-اصفهان اجرا می
شود نوعی از نغمه در روی گام شور درجه چهارم گام رابه خود اختصاص می دهد و گسترده ملودی
آن تا درجه هفتم گام شور می باشد
نت ایست (فرود موقت)ملودی نغمه روی درجه اول شور قرار دارد
گسترده ملودی تا درجه هفتم گام
نام گوشه:سلمک
گوشه سلمک ازگوشه های اصلی و زیبای شور است
اول کسی که آوازهای فارسی را در دستگاه رمل خواند سلمک بود که در زمان هارون الرشید
زندگی می کرد
نت شاهد درجه چهارم گام شور است
گسترده ملودی درجه پنجم گام
نام گوشه بیات شیراز
بیات به معنای لفظ است که منسوب به شیراز است
می توان آن را از قطعات فو لکلور ایران دانست در پرده سلمک(درجه چهارم گام شور) نواخته می شود
نام گوشه هشتری
در ردیف میرزا عبدالله رنگی به نام شهر آشوب ثبت شده که قسمتی از این رنگ هشتری نام دارد
هشتر خان از بزرگان ترک بوده قطعه ای است ضربی
نت شاهد درجه چهارم گام شور
گسترده ملودی تا درجه پنجم گام
نام گوشه گریلی
قطعه ای است ضربی در گام شور ملودی آن از درجه چهارم گام شور(شروع سلمک) به صورت ۴/۲
آغاز می شود و پس از آن به درجه پنجم گام(شروع دشتی) تغییر شاهد می دهد و پس از آن در
قسمت سوم به درجه هشتم گام شور(محل قرار عشاق دشتی و حسینی شور) ادامه ملودی می دهد
نت شاهد درجه چهارم گام شور
گسترده ملودی تا درجه هشتم گام
نام گوشه : روح الارواح
حا لتی از ملودی را در پرده ابوعطا و بیات ترک یعنی درجات چهارم و سوم گام شور اجرا می کنند
که وزن و آ هنگ آن بر اساس اذان(اشهد ان لا اله الا ا لله) می با شد
در ردیف مو سیقی ایران در قسمت آواز بیات ترک آمده و در پرده گوشه رضوی قا بل اجراست
نت شا هد درجه چهارم گام
گستر ده ملودی درجه پنچم گام
سرو،ساقی و ماه ، رود نواز
پرده بر بسته در ره شهناز
نام گوشه:شهناز
شهناز حالتی تحریر گونه است که با یک سری حرکات ما نوریک درجات گام شور را
از چهارم تا ششم طی نموده و روی درجه ششم (شا هد قر چه) ایست می نما ید
این حا لت را سلمک به قرچه هم می گویند
واژه شهناز از شهنای که نوعی ساز در گذ شته بوده به طول ۷۷ سانتیمتر
در زبان پهلوی نای را هم ناز می گفتند
نت شاهد درجه چهارم گام شور وگسترده ملودی درجه ششم گام شور است
نام گو شه:حسینی
این گوشه توسط شخصی به نام (حسین بن امیه عجمعی)ثبت شدهو به همین خاطر
این گوشه را حسینی خواندن پنج نوع حسینی وجود دارند که عبارتند از
۱-حسینی اصل
۲-حسینی عشیران
۳-حسینی عچم
۴-حسینی صبا
۵-حسینی نیریز
البته حسینی شور کمی فرق دارد و ساحتار ملودی آینقدر پچیده نیست
نت شاهد در جه هشتم گام شور است
گسترده ملودی تا درجه دهم
نام گوشه ده ناصری
این گوشه را از ساخته های عبدالقادر مراغی می دانند همچنین نام یکی از ملودهای
نواحی(ده ناصری) در هندوستان است این گوشه را عمل گیسو هم مینامند
نت شاهد درجه هشتم گام
گسترده ملودی تا درجه دهم گام
چو شاهدان چمن زیر دست حسن تواند
کرشمه بر سمن و ناز بر صنوبر کن
نام گوشه: کرشمه
در گام شور تجلی این گوشه در دانگ اول شور یعنی درآمد و سلمک می باشد. در قدیم شعر در وزن (هزار مرتبه به به از آن لب شکرینت) و یا مفاعلن فعلاتن را در ملودی کلیه دستگاه ها و آوازها کرشمه گفته اند. ملودی گوشه کرشمه بیشتر ضربی اجرا می شود و دارای وزن سه چهارم می باشد. نت شاهد آن درجه اول گام شور و گسترده ملودی تا درجه هشتم گام شور است.
نام گوشه: تصنیف شور
محل قرار نت شاهد درجه اول گام
گسترده ملودی تا درجه هشتم
تعریف تصنیف: آهنگی است ساخته شده، موزون و همراه با کلام. در موسیقی قدیم ایران(نیمه دوم قرن هجری) تصانیف دوازده قسم بوده است: ۱. نوبه (ترانه) ۲.بسیط ۳. کل الضروب ۴. ضربین ۵.کل الغنم
۶. نشیط عرب ۷. نشیط عجم ۸. عمل ۹. صوت ۱۰. پیشرو ۱۱. زخمه ۱۲. قطعه
پایان دستگاه شور
دستگاه چهار گاه و گوشه های متعلق به آن
گوشه های چهار گاه 1- در آمد
2-پیش زنگوله
3-زنگوله
4-کرشمه
5-زنگ شتر
6-لزگی
7-چهارپاره
8-شب فرح
9-رهامی
10- شاه ختایی
11-حدی
12-زابل
13-مویه
14-بسته نگار
15-رجز
-16حصار
17-ناقوس
18-نحوی
19-مخالف
20-زنگوله در مخالف
21-نغمه
22- پهلوی
23-مغلوب
24-منصوری
25معربد
26-تصنیف
در آمد چهار گاه
هر گاه درجه دوم و ششم گام ماهوری را ربع پرده کم کنیم وارد گام چهارگاه می شویم یعنی اگر در گام do
باشیم کافی است re را کرون و la را کرون کنیم در اینجا باید گفت تونیک چهار گاه با ماهور یکی است یعنی از ماهور do به چهار گاه do رفتیم دوستان باید در نظر داشته با شند که برای اینکار اول باید از طریق گوشه موالیان به چهارگاه رفت یعنی اول ربع پرده را در گام ماهور حزف می کنیم و گوش شنوده عادت می کند واز طریق گوشه منصوری به چهارگاه می رویم نت شاهد درجه اول گام است و گستره ملودی تا درجه چهارم گام
گوشه پیش زنگولهدر دستگاه چهار گاه گوشه ای است به نام زنگوله که یک قطعه ای است ضربی و چون این
گوشه قبل از زنگوله اجرا می شود به پیش زنگوله معروف است معمولأ در 2/4 اجرا می
شود قطعه ای است بسیار زیبا در دانگ اول چهار گاه اجرا می شود و حال و هوای موسیقی ریتمیک را داراست
گوشه زنگوله
گوشه زنگوله در ردیف موسیقی از آن به فرنگ هم نام برده شده قطعه ای است در وزن 6/8
که در ادامه قطعه پیش زنگوله می آید نت شاهد روی تونیک چهار گاه است و گسترده
ملودی تا درجه پنجم گام چهار گاه است
گوشه کرشمه
گوشه کرشمه از نقطه نظر نت شاهد روی درجه اول گام چهار گاه است و ملودی تا حد
درآمد گسترش می یابد
گوشه رهامی
نت شاهد روی درجه اول گام چهار گاه است و گستره ملودی تا درجه ششم گام
گوشه زنگ شتر
قبلأ در دستگاه های گذشته در مورد گوشه زنگ شتر کردم ولی در دستگاه چهارگاه نت شاهد روی درجه اول گام چهار گاه قرار دارد و گستره ملودی تا درجه پنجم گام می باشد
گوشه چهار پاره
در دستگاه چهار گاه این گوشه روی درجه اول چهار گاه قرار دارد و گستره ملودی تا درجه چهارم است
گوشه زابل
گوشه زابل یکی از گوشه های مهم چهار گاه است چونکه از طریق این گوشه می توان به
دستگاهای دیگر راه یافت بطور مثال اگر ما روی درجه سوم گام چهار گاه ایست کنیم
ملودی حالتی پیدا می کند که به آن زابل می گوییم یعنی درجه سوم را شاهد قرار دهیم و
چون در اینجا درجه سوم شاهد گوشه دیگری در دستگاه دیگر به غیر از چهار گاه می با شد
این دو شاهد باهم یا روی هم قرار می گیرند و نوازنده ویا خواننده می تواند به راحتی وارد دستگاه دیگری بشود بطور مثال چها گاه (ر ) را در نظر می گیریم در اینجا درجه سوم نت ( فا ) می با شد وهمین نت درجه پنجم شور (سی ) می باشد و اگر این نت را شاهد قرار دهیم دشتی شور (سی ) را اجرا کردیم پس می بینیم می توان به راحتی از درجه سوم گام چهارگاه وارد شور شد و آواز دشتی را اجرا کرد
گوشه لزگیقومی از ساکنین آذربایجان که به ایلات لزگ معروفند آنها رقصها و آهنگهای مخصوص به خود دارند که تند و زیباست لزگی ها مردمی آزاد منش و عاشق آزادی هستند در دستگاه چهار گاه قطعه ای ضربی وجود دارد که لزگی خوانده می شود این قطعه را اگردر وزن 6/8 اجرا کنند و شعر مناسبی با آن خوانده شود بسیار شیرین است نت شاهد روی درجه اول گام و گستره ملودی تا درجه ششم گام چهار گاه است
گوشه حدی
نوا را تلخ تر می زن چو ذوق نغمه کم یابی حدی را تیز تر می خوان چون منزل را گران بینی
عرب ها برای شتران خود هنگام نوشیدن آب آوازی می خواندند که به آن حدی می گفتند سعدی شاعر بزرگ ایران می فرمایند
نبینی شتر بر حدای عرب که چونش برقص اندر آرد طرب
در اینجا اشاره به آهنگ ((حدا )) است که امروزه در ردیف موسیقی ما ضبط و ثبت شده گوشه حدی را در دستگاه سه گاه و چهار گاه می خوانند و می نوازند بخصوص در دستگاه چهار گاه اجرای ملودی آن نوعی مثنوی خوانی در پرده درآمد چهار گاه است نت شاهد روی درجه اول گام چهار گاه استو گستره ملودی تا درجه ششم
گوشه شب فرخ
چو بر دستان شب فرخ کشیدی از آن فرخنده تر شب کس ندیدی
نام یکی از الحان باربد از موسیقی قدیم ایران بوده و احتمال می رود که بار بد به مناسبت مهمانی در در بار خسرو پرویز سروده و نام این شب را شب فرخ گذارده ا ند این قطعه در محدوده در آمد چهار گاه قابل اجراست
گوشه رجز
بساز چنگ بیاور دوبیتی و رجزی که بانگ چنگ فروداشت عندلیب رزیدر افاعیل شعری بحری است به نام رجز در وزن چهار بار مستفعلن-مستفعلن-مستفعلن-مستفعلن برای مثال شعر پایین در وزن رجز می باشد
ای ساربان منزل مکن جز در دیار یار من تا یک زمان زاری کنم بر ربع و اطلال و دمن
ویا شعر دیگر در همین وزن
ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود وان دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود ولی در ردیف موسیقی اغلب رجز را در وزن مفتعلن مفاعلن -مفتعلن مفاعلن می با شد
مانند شعر زیر
بر شوم از نشاط دل وقط سحر به منظره پشت بسوی در کنم روی بسوی پنجرهنت شاهد گوشه رجز روی درجات مختلف در گام چهار گاه قرار می گیرد و برای مد گردی بسیار مفید است و نوازنده می تواند براحتی وارد گوشه های دیگر شود نت شاهد در اول روی درجه چهارم گام چهار گاه قرار میگیرد و ملودی خاصی داردنت شاهد روی درجه سوم گام چهار گاه قرار می گیرد و ملودی حلتی شبیه گوشه زابل پیدا می کندنت شاهد روی درجه اول قرار می گیرد و گستره ملودی از درجه چهارم تا درجه پنجم می رود
گوشه حصار
حصار به معنای دیوار است و در مورد تعریف گوشه حصار در دستگاه چهار گاه باید گفت برای اجرای گوشه حصار محدودیتی برای خواننده و نوازنده بوجود می آورد چون تغییر مقام به درجه چهارم است و نوازنده و یا خواننده امکان خود نمایی زیادی ندارند
گوشه کرشمه در حصار
هزار مرتبه به به از آن لب شکرینت خدا کند که نباشد اجل به قصد و کمینت
ملودی گوشه کرشمه رابا وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن مانند شعر بالا می خوانند
حالتی خاص بوجود می آورد که در آواز چهار گاه به آن کرشمه در حصار می گویند
گوشه ناقوس
آنجا که کار صومعه را جلوه میدهند ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست
گوشه ناقوس را اغلب در دستگاه نوا و آواز افشاری و دستگاه چهار گاه می خوانند تحریر های این آواز چکشی و حلتی مانند ناقوس کلیسا را تدایی می کند این گوشه در ردیف موسیقی ملی ما ضبط و ثبت شده نت شاهد روی درجه پنجم گام چهار گاه قرار دارد و ملودی تا درجه هفتم گسترش می یابد
گوشه نحوی
آن یکی نحوی به کشتی در نشست رو به کشتیبان نمود آن خود پرست
علم دانش زبان عرب را نحو می گویند و چرا گوشه ای به نام نحوی در موسیقی ما دوجود دارد باید گفت در موسیقی عرب نوعی قراعت وجود دهرد و آن کسانی که اینطور قراعت می کردنند نحوی خوانان معروف بودنند
نحوی اجرای این گوشه اینطور است که از درجه اول چهار گاه شروع شده و به ترتیب روی درجات دوم وسوم و چهارم ایست مخصوصی دارد و در پایان روی درجه پنجم که شاهد گوشه حصار می باشد ایست می کند و هنگام برگشت دوباره روی درجه سوم گام چهار گاه که گوشه زابل می باشد است موقت دارد نت شاهد روی درجه اول گام چهار گاه است و ملودی تا درجه ششم گسترش می یابد
گوشه پهلوی
بلبل زشاخ سرو به گلبانگ پهلوی می خواند دوش درس مقامات معنویآنچه که ایرانبان در زمان باستان از نقطه نظر فلسفی به آن اعتقاد داشتند و مجموعه افکار مذهبی آنها را تشکیل می داده پهلوی ویا فهلوی می گفتند
این گوشه رادر بحر مثنوی می خوانند در پرده سه گاه و چهار گاه اجرا می شود ملودی در پرده حصار و تا گوشه مغلوب می رود نت شاهد روی درجه هشتم گام چهار گاه است و روند ملودی تا درجه دهم را به خود اختصاص می دهد.
گوشه منصوریگوشه منصوری به گوش ما ایرانیان بسیار آشناست در قدیم درویشی از کوچه عبور می کرد ومنصوری می خواند گوشه منصوری پلی از چهار گاه به همایون و آواز اصفهان است و چرا منصوری می نامند باید گفت که این گوشه را به خاندان ابومنصور المنجم که در زمان خلفای عباسی میزیستند اختصاص می دهند نت شاهد آن روی درجه هشتم یعنی منطبق با گوشه مغلوب بوده و گستره ملودی را تا درجه دهم می رسد این ملودی شباهتی به شوشتری دارد و به آن شوشتری منصوری هم می گویند.
گوشه معربدپنجه با ساعد سیمین چو نیندازی به با توانای معربد نکنی بازی به
ملودی این گوشه حالتی حماسی دارد و در قدیم در جنگ برای تقویت روح سربازان خوانده می شده ولی امروزه در ردیف موسیقی ایران ثبت شده ملودی آن روندی پله کانی دارد و تا گوشه مخالف می رود و برگشت آن به درآود چهار گاه است نت شاهد تا درجه اول گام چهار گاه است و ملودی تا درجه هشتم گسترش دارد
پایان دستگاه چهار گاه
دستگاه سه گاه و شرح گوشه های آن
1- در آمد سه گاه
2- قفقازی
3- زنگ شتر
4- جغتایی
5- کیکاووسی
6- کرشه
7-کوچه باغی
8- رهامی
9- شاه ختایی
10- مثنوی
11- زابل
12- نفیر
13- مسیحی
14- مویه
15- بسته نگار
16- مخالف
17- نغمه
18- حزان
درآمد سه گاههرگاه درجه پنجم گام شوری را ربع پرده کم کنیم وارد پرده سه گاه می شویم فرض) کنید ما در شور (لا (هستیم اگر درجه پنجم را که نت (می) است تبدیل به (می کرون ) کنیم ملودی ما حالتی پیدا می کند که ما آن را سه گاه می نا میم شروع سه گاه همیشه از زیر تونیک شور شروع می شود یعنی از نت سل پس گامی که بوجود آمد سه گاه سل است از گام شور ( لا)
حال چرا اینطور است که گام سه گاه از تونیک شور شروع نمی شود .
چون فاصله پنجم در سه گاه اهمیت زیادی دارد یعنی پنجم درست در اینجا نت (ر ) می باشد ولی اگر سه گاه از نت لا شروع شود درجه پنجم نت می کرون است که فاصله در ست یعنی گرم نیست و این قانون همیشه در گامها صادق است در گامهای موسیقی فاصله چهارم همیشه (درست ) و پنجم ( درست ) است و این دو نت اهمیت زیادی دارند نت شاهد درآمد سه گاه روی درجه سوم گام سه گاه است و گستره ملودی تا درجه پنجم
گوشه قفقازی
اهالی این منطقه از ترک های آذربایجان شوروی سابق هستند حالتی از ملودی و آواز که لحنی ترکی همراه با سوزو گدازدارد به قفقازی معروف شده و همینطور می توان این گوشه را در دستگاه سه گاه یک نوع در آمد دانست
گوشه زنگ شتر
ملودی این گوشه هنگام نواختن یک نوع صدای بسته شدن زنگ در موقع بستن به گردن شتران کاروانان می باشد و به همین خاطر به این گوشه زنگ شتر می گویند این گوشه در بعضی از ردیفهای با نامهای دیگری آمده
گوشه جغتانی
نت شاهد گوشه جغتانی درجه سوم گام سه گاه یعنی شاهد سه گاه را اشغال می کند و گستره ملودی تا حد در آمد سه گاه است
گوشه کیکاووسی عینأ گوشه جغتانی می با شد همینطور گوشه های کرشمه - کوچه باغی
گوشه رهامی
نت شاهد آن روی درجه سوم گام سه گاه می باشد و گستره ملودی تا درجه هفتم گام سه گاه می با شد
گوشه نفیر
نت شاهد درجه پنجم گام سه گاه است وملودی تا درجه ششم گام سه گاه می رود یعنی هم شاهد با زابل
گوشه مسیحی
قبلأ در مورد گوشه مسیحی در دستگاه نوا صحبت شده و ما در اینجا فقط نقش این گوشه را از نقطه نظر نت شاهد و ایست در دستگاه سه گاه برسی می کنیم
نت شاهد درجه پنجم گام سه گاه را اشغال می کند و گستره ملودی شاهد زابل
نغمه و حزان
نت شاهد این گوشه ها درجه اول گام سه گاه می باشد (هم شاهد با مخالف ) گستره ملودی نغمه در حد گستره گوشه مخالف سه گاه است و گستره ملودی گوشه حزان بصورت گام پایین رونده تا درجه سوم می باشد.
گوشه زابل
ز زابل به شاه آمد این آگهی که سام آمد از کوه با فرهی
شهر زابل در استان سیستان و بلوچستان است ملودی زابل به این منطقه تعلق دارد این گوشه را در دستگاه چهارگاه هم اجرا می کنند که از لحاظ نت شاهد روی درجه دیگری قرار دارد محل نت شاهد درسگاه روی درجه پنجم گام سه گاه است و گستره ملودی تا درجه هفتم.تنم چون موی شد از بس که می کنم مویه دلم چون زیر شد از بس که می کنم زاری
مویه از موره یا ضجه موره می آید موره خوانی یک نوع آواز حزن آور است که در استان لرستان متداول است
گریه و خنده عشاق ز جای دگر است می سرایم به شب و وقت سحر می مویم
نوعی ملودی در دستگاه سه گاه و چهار گاه خوانده می شود که بسیار حزن آور است و هنگام اجرا کمی دشوار روی ساز های زهی بهتر می توان اجرا کرد آدمی را منقلب می کند و انگار انسانی گریه کمی کند.
گوشه مویه
مویه در واقع تغییر مقام از دستگاه سه گاه به شور است از طریق گوشه مویه می توان به آواز شور و متعلقات آن رفت محل نت شاهد درجه ششم گام سه گاه بوده و گستره ملودی تا درجه هشتم گام.
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد بختم ار یار شود رختم از اینجا ببرد
گوشه بسته نگارگوشه بسته نگار به روایات مختلفی در ردیف موسیقی ایرانی ثبت و ضبط شده در ردیف محمود کریمی استاد آواز ایران که تمام گوشه ها را خوانده و ضبط کرده گوشه بسته نگار را در پرده رضوی اجرا کرده نت شاهد آن در پرده شور روی درجه هفتم گام قرار دارد و گستره ملودی تا حدود دانگ اول گام شور است ولی در آواز سه گاه و چهار گاه درجات اول و ششم گام را اشغال می کند .
دگر به هرچه تو گویی مخالفت نکنم که بی تو عیش میسر نمی شود ما را
گوشه مخالف
گوشه مخالف همانطور که از اسمش پیداست از لحاظ لغوی مقابل واژه موافق است ولی در موسیقی هر گاه ملودی در آواز سه گاه و یا چهار گاه تغییر مقام می دهد و حالتی دیگر پیدا می کند می گویند مخالف در قدیم گام اصفهان به این صورت امروزی نبوده درجه هفتم آن با درجه هشتم مثل امروز نیم پرده نبوده بلکه 3/4
پرده و به آن اصفهان قدیم می گفتند امروزه همین اصفهان قدیم را مخالف سه گاه می نامند ولی در پرده چهارگاه وقتی وارد دستگاه همایون میشویم به آن مخالف می گویند ریشه مخالف بر می گرد به قدیم وقتی ایرانیان موسیقی تعزیه اجرا می کردند بنا به موضوع تعزیه افراد بازیگر در دو قالب مثبت و منفی ایجاد نقش می کردندافرادی که نقش شخصیتهای مثبت تاریخی را بازی می نمودند به موافق خوانان و دسته ای که نقش منفی رابه عهده می گرفتند مخالف خوانان بودند لحن آواز موافق خوانان عمومأ حزن انگیز بوده در مقابل آنها لحن آوازمخالف خوانها بیشتر حالت یورش و نهیب گونه بوده و در دانگ آخر دستگاه می خواندند کم کم این اوج خوانی در چهار چوب سه گاه و یا چهار گاه پرورش یافته و شکل مناسبتری به خود گرفته و چون مخالف خوانها دردانگ دوم سه گاه به حالتی رزمی پیغام خود را به شخصیتهای مقابل (موافق خوانان ) می دادند این گوشه در ردیف موسیقی ملی ما جا گرفته.
گوشه مغلوب
گوشه مغلوب اوج آواز سه گاه است در موسیقی تعزیه قدیم ایران وقتی که مخالف خوانان آواز مخالف می خوانند برای اینکه بتوانند در مقابل آنها بالاتر بخوانند و آنها را مغلوب کنند گوشه ای را می خواندند که بالاتر از آن امکانش نبوده و گوشه مخالف خوانان مغلوب می شدند و به همین خاطر این گوشه را مغلوب خواندند گوشه مغلوب را در دستگاه چهار گاه هم می خوانند
پایان دستگاه سه گاه
دستگاه نوا و گوشه های مربوط به آن
1- در آمد نوا
2-دوبیتی
3- کرشمه
4- کیکاوسی
5-نغمه
6- نیریز
7- نستاری (نستری )
8- مسیحی
9-گردانیه
10-مثنوی نوا
11-بیات راجع
12-نیشابورک
13- گوشت
14-عراق
15-حزین
16-شکسته
17- نهفت
18-ملک حسینی
19-مجسلی
20- عشاق
21-رهامی
22- ضربی رهامی
23-شاه ختایی
24-تصنیف
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد نقش هر نغمه که زد راه بجایی دارد
درآمد نوا
واژه نوا از ریشه پهلوی نواک گرفته شده (واک ) به زبان پهلوی به معنای آوا و صوت بوده ملودی نوا شباهت به درآمد های ابوعطا افشاری بیات عجم و پنجگاه دارد و اگر نوازندگان و خوانند گان مواظب نباشند این ملودی ها با هم تداخل می کنند گام نوا با شور یکی است من خود شخصأ نوا را دستگاه جدا گانه نمی دانم چون دستگاه گام کاملآ مستقل به خود را دارد و چون گام نوا با شور یکی است می توان آنرا آوازی از شور دانست همان طور که ابوعطا دشتی بیات ترک و بیات کرد از متعلقات شور هستند نت شاهد درجه چهارم گام شور و گستره ملودی تا درجه هشتم گام شور است .
گوشه دوبیتی
همانطور که از اسم گوشه پیداست از ملودی های منطق لرستان است که این نوع ملودی ها با اشعار دوبیتی در مراسمی خاص خوانده می شونددر مورد گوشه کرشمه و نغمه ونیریز قبلأ در مطالب گذشته سخن گفته شده نت شاهد گوشه دویبتی و نغمه درجه اول گام نوا (یعنی درجه چهارم گام شور ) است و گستره ملودی تا درجه دوم گام نت شاهد گوشه کرشمه روی درجه اول گام نوا و گستره ملودی تا در جه سوم گام می رسد نت شاهد گوشه های تخت طاقدیس (کیکاووسی )و نیریز درجه اول گام نوا را اشغال می کنند و گستره ملودی تا درجه چارم گام نوا می رسد.گوشه نستاری
نستوریان فرقه ای از ترسایان که آنان را کافر می دانستند و آنان از عقاید نستوریوس پیروی می کردند و به همین دلیل نستوری یانستاری خوانده شده اند نستوریان امروزه به کلدانی و آسوری معروفند زبان و مذهب ا ایشان نوعی از زبان ساریانیست این گوشه ضربی است در وزن 3/4 این قطعه ضربی را در آواز نوا به نام رنگ نستاری ثبت شده نت شاهد روی درجه اوت گام و گستره ملودی تا درجه پنجم گام نوا را اشغال می کند
دم مسیح که گویند روح پرور بود یقینم آنکه به لب داشت گفته گوی تراگوشه مسیحی
لغت مسیح از ریشه عبری (ماشیاخ )گرفته شده و به معنای نجات دهنده و مسیحی کسی که دارای دین مسیح باشد نوعی نیایش در هنگام مراسم خوانده می شود که ملودی آن به این گوشه که امروز در ردیف ما ثبت شده و در افشاری و نوا اجرا می شود شباهت دارد نت شاهد یعنی نتی که بیشر از سایر نت ها بصدا در می آید روی درجه اول گام نوا و گستره ملودی تا درجه پنجم همانطور که قبلأ گفته شد منظور از گام نوا گامی است که از آنجا آواز نوا را می خوانند یعنی درجه چهارم گام شور اعتمادی نیست بر کار جهان بلکه بر گردون گردان نیز هم
گوشه گردانیهگردانیه تعاریف بسیاری دارد آنچه که از معنی آن پیداست از گردان و مصدر گردانیدن می آید نظامی در این باره می گوید
بلی در طبع هر دانندهای است که با گردنده گردانندهای هست
یا در جای دیگر مولوی می فرمایند
بی تکلف پیش هر داننده هست آنکه با گردنده گرداننده هست
گردانه دهی است از دهستان منگور شهرستان مهاباد و می توان گفت گردانیه آوازی که منسوب است به ناحیه گردانه کردستان ایران در آواز گردانیه نت ایست آن اهمیت زیادی دارد چرا که ملودی آن بطوری بنا شده که روی درجات (هفتم -ششم -پنجم )بصورت گام پایین رونده ایستهایی دارد نت شاهد آن روی درجه سوم گام نوا و گستره ملودی تا در جه پنجم است
نام گوشه مثنوی نوا
مثنوی نوا با سایر آوازهای مثنوی که در دستگاه ماهور و یا راست پنجگاه اجرا می شود فرق دارد مثنوی نوا بطور مستقل در آواز نوا نمی خوانند بلکه بصورت شاه ختایی در گام نوا می خوانند راجه به گوشه بیات راجه قبلأ گفته شده و همینطور گوشه نیشابورک نت های شاهد هر کدام از این گوشه ها روی گام نوا به ترتیب درجات دوم و سوم هستند و گستره ملودی هر کدام تا درجه پنجم گام نواست یک نکته مهم این است در گوشه نیشابورک در اول ملودی از درجه چهارم گام شروع شده و روی درجه سوم شاهد می شود و در بیات راجه بهمین صورت است فقط از روی درجه چهارم به دوم گام می رود.
مطرب بر شه چو نغمه آغاز کند نوروز و گوشت و سلمک آغاز کند
گوشه گوشت
گوشت را باحا لتی خاص در دستگاه نوا می خوانند فاصل آن حالتی به گام دستگاه سه گاه پیدا می کند و اگر خواننده و یا نوازندگان محترم تسلط کافی نداشته با شند و مدت زیادی در این گوشه بمانند از گام نوا خارج می شوند و کاملأ در سه گاه می مانند و خروج از سه گاه مشکل می شود آواز گوشت نوعی ملودی هنگام نیایشهای اوستایی داشته نت شاهد درجه چهارم گام نوا (هم شاهد با گوشه عراق ( بوده ونت ایست درجه هفتم گام نوا می باشد یعنی یک نتد زیر تونیک و شاهد نوا نت ایست در گوشه گوشت از نت شاهد با اهمیت تر است گستره ملودی تا نیم دانگ نوا می باشد در مورد گوشه های عراق -حزین - شکسته قبلأ توضیح داده شده و در مورد آنها در دستگاه ماهور مفصلأ صحبت خواهم کرد ولی موقییت این گوشه ها در دستگاه نوا از نظر نت ایست به این شرح می با شد
1- نت شاهد گوشه عراق درجه چهارم گام نوا را اشغال می کند و گستره ملودی تا درجه هفتم گام نواست نت ایست ملودی عراق با نت شاهد نوا کاملأ منطبق هستند
2- نت شاهد در حزین درجه چهارم گام نوا را اشغال می کند و گستره ملودی تا درجه ششم گام نواست
3- نت شکسته در جه پنجم نواست و گستره ملودی تا درجه هشتم یعنی اوج آواز شکسته
گوشه نهفت
زین آتش نهفته که در سینه من است خورشید شعله ای است که در آسمان گرفت
نهفت نام یکی از مقامات موسیقی قدیم ایزان است که با مقام حجاز - عراق -و بزرگ مناسب بوده امروزه نام یکی از گوشه های دستگاه نواست که حالت ملودی آواز نوا را تغییر نمی دهد قدما این آواز را خراباطی و قابل برای استراحت در شب می دانستند و اگر نهفت را تعریف کنیم به معنای پنهان و پوشیده و جایی که شب را استراحت می کنند و می بینیم که همچنان انتخاب این نام برای این گوشه بی ربط نیست
گوشه ملک حسنی
این گوشه را قبلأ در دستگاه شور توضیح دادم حسینی با کمی اندک تغییر در نوا اجرا می شود این گوشه از درجه پنجم گام نوا شروع می شود و گستره ملودی تا درجه هشتم گام نوا می رسد
نام گوشه مجسلی
مجسطی نام کتابی است که موبدان زرتشتی ایرانی دستوراتی را در آن برای عبادت تدوین کردند و چون نام موبد مجس بوده کتاب و مجموعه آنرا مجسطی می گویند در ردیف موسیقی ما به نام مجسطی آمده و در طول زمان به مجسلی شکل گرفته راجع به گوشه های عشاق -و رهامی در آواز شور صحبت شده ولی ما در اینجا از نقطه نظر نت ایست و شاهد در دستگاه نواآنها را برسی می کنیم
1- نت شاهد عشاق درجه پنجم گام نوا را اشغال می کند و نت ایست روی درجه دوم گام نواست (منطبق با شاهد یبات راجع ) گستره ملودی تا درجه هفتم گام می رسد
2-رهامی همان گوشه رهاویی در شور است گوشه رهاویی گوشه مهمی است که توسط این گوشه به آواز ترک و افشاری می توان برگشت نت شاهد روی درجه ششم گام نواست و گستره ملودی تا درجه چهارم
شاید شما دوستان از خود بپرسید برای چه اهمیت دارد محل شاهد و نت ایست و گستره ملودی را بدانیم افرادی که خود سازی می نوازند می توانند بدون اینکه این گوشه ها را حفظ کنند با همین اطلاعات تقریبأ ملودی گوشه را به خاطر بیاورند
ضربی رهامی
هرگاه ملودی رهاوی را در دستگاه نوا اجرا کنیم به آن رهامی میگویند در همین قطه می توان در وزنهای مختلف قطعه ای ضربی ساخت و در قدیم رایج بوده نمت شاهد درجه اول گام و گستره ملودی تا درجه هفتم گام نوا
گوشه شاه ختایی
به ناحیه ای در شمال چین منچوری منطقه ای به نام ختا اطلاق می شود ریشه این نام از (خطا) نام یکی از قبایل مغول می آید که کم کم در طول تاریخ آن را با ت مینویسند و این گوشه را موسیقی دانان ایرانی در دربار مغول اجرا می کردند
پایان دستگاه نوا
تعریف گوشه های دستگاه همایون
زگریه مردم جشمم نشسته درخون است ببین که درطلبت حال مردمان چون است
زمشرق سر کوه آفتا ب طلعت تو اگرطلوع کندطالعم همایون است
دولت از مرغ همایون طلب و سایه او زانکه با زاغ و زغن شهپر دولت نبود
همایون به معنای فرخنده و مبارک است و همچنین نام مناطقی از ایران بطور مثال نام دهی از زنجان و دهی از شهرستان بیرجند ذر قدیم هر منطقه از ایران آواز مخصوص خود داشته و آواز همایون مربوط به یکی از همین نقاط است .
گوشه های همایون
درآمد همایون : دستگاه همایون همانند گام شور است فقط تفاوت اساسی که دارد در درجه سوم گام شور و همایون می باشد بطوری که درجه سوم گام همایون نیم پرده بالاتراز درجه سوم گام شور است و همین نت حالت همایون را بیان میکند نت شاهدهمایون درجه دوم گام است و برای اجرای آواز از چند نت زیرگام شروع کرده و به درجه دوم گام می رسیم نت شاهد و در آنجا ملودی همایون گردشهایی دراطراف این نت دارند پس از خود نما یی نت شاهد درجه هفتم گام اهمیت داردو آن نت ایست همایون است و در هنگام اجرای آواز در بیشتر اوقات نیم فرودبر روی این نت مشهود است خواننده ویا نوارنده باید روی این نت بطور موقتی ایست کند و آن را به عنوان نیم فرود تلقی کندو فرود کامل زمانی صورت می گیردکه اشاره به نت تونیک همایون بشود بطور معمول در طول زمان ایستادن روی درجه هفتم همایون مرسوم شده و گوشها به این فرود عادت کرده اند اگر بخواهیم دقیقأ فرود همایون انجام پذیرد بآید به یک نت بالاتراز آنچه تا بحال مرسوم بوده است اشاره کنیم اصولان فرود همایون برای دوستان خواننده کمی مشکل است برای اینکه اشاره ای در ذهن داشته باشیم و همیشه برای فرود کامل همایون از آن استفاده کنیم باید شروع ملودی گوشه موالف را ملکه ذهن خود کنیم. در دستگاه همایون حالتی از ملودی در دانگ اول کام نواخته و یا خوانده می شودو قدما نام موآلف را برای آن بر گذیند.
یکی دیگر از راههای فرود کامل روی تونیک گام همایون استفاده استفاده از بال کبوتر است فرودی که از درجه چهارم جهش به درجه اول گام هر دستگاه دارد.می توان به جرأت گفت که اکثر خوانندگان نسبت به فر ود کامل همایون تا حال توجهی علمی مبذول نداشته اند و همگان بر اساس سنت و تقلید به این کار پرداخته اند در صورتیکه اگر از دریچه علم موسیقی با آن برخورد می کردند فرود را روی تونیک گام همایون انجام میدادنند. البته مشابه این موضوع در مقوله های دیگر نیز به چشم می خورد و در صورتیکه هنرمندان ما با دید علمی به خوانندگی و نوازندگی بپردازند افق وسیعی از تازه ها بروی آنها باز خواهد شد از طرفی حق با آنها بوده چرا که تا این اواخر طریقه انتقال موسیقی ما بصورت سینه به سینه بود و مدتی است که موسیقی بطور علمی تدریس می شود واگربزرگانی مثل استاد وزیری واستاد روح الله خالقی نبودند الان هم همین مشکل را داشتیم امیدوارم که هنرمندان ما در آیند خط مشی خود رادر جهت پیشبرد اهداف هنری دنبال کنند.
نام گوشه شکوه
حالتی از درآمد همایون است که حالتی شکوه انگیز دارد و بهمین خاطر نام گوشه شکوه را ثبت کردند نت شاهد آن درجه دوم گام همایون و گستره ملودی تادرجه چهارم گام
گوشه موالیان
کیست مولی آنکه آزادت کند بند رقیت زپایت بر کند
بعد از انقراض دولت ساسانی موسیقی ایرانی در تمامی کشورهای عربی متداول شد شعرای آن دوره در دربار پادشاهان ایرانی رفت و آمد داشتند در میان آنها شخصی به نام اعشی بن قیس را می توان نام برد در تاریخ آمده که وقتی بردگان ایرانی مشغول کار بودند آوازهای می خواندند و شخصی به نام ابن مسج از این هنر خوشش می آید و شیفته هنر بردگان ایرانی می شود او نغمات فارسی را می آموزد و در مکه رواج می دهد در آن زمان به ایرانیان موالی می گفتند و نغماتی که توسط همین ارانیان خوانده شده موالیان می نامند.
گوشه چهار گاه : اجرای گوشه چهار گاه از طریق گوشه موالیان انجام می گیرد و در واقع با عوض شدن گام همایون چهار گاهی بدست می آید که نت شاهدش با نت همایون یکی است نت شاهد روی تونیک همایون و روند ملودی تا درجه پنجم گام همایون می باشد اجرای گوشه چهارگاه یک نوع مدولاسیون از همایون به چهار گاه می باشد .
گوشه بختیاری
بافت ردیف موسیقی ایرانی که بیشتر معرف شخصیتهای قومی و محلی ساکن در ایران است در بسیاری از نقاط به وسیله ملودی های محلی و فولکلور زینت یافته ایل بختیاری از نظر محتوای موسیقی قومی است بسیار قوی که ملودی های آنها بسیار غنی و پر محتواست گوشه بختیاری را معمولأبا قسمت آخر ملودی گوشه ای به نام گوشه موالف توأم می خوانند البته فقط اشاره ای به این گوشه می شود شروع ملودی بختیاری روی درجه اول گام همایون است و اگر بخواهیم از شاهد همایون (درجه دوم ) به تونیک برگردیم از فرود بال کبوتر استفاده می کنیم و ملودی بختیاری ما را به سمت شاهد همایون هدایت می کند گستره ملودی تا درجه پنجم گام همایون است.
گوشه موالف
به معنای سازگار و الفت است در گام همایون حلتی از ملودی در دانگ اول گام نواخته و یا خوانده می شود که در قدیم آن را موالف نامیدند و معمولأ بعد از گوشه بختیاری آن را اجرا نموده و بختیاری و موالف گویند ول این گوشه حالت خاص خود را دارد و باید جدا از ملودی بختیاری بدان پرداخت نت شاهد آن درجه اول گام همایون و گستره ملودی تا درجه سوم گام همایون.
گوشه چکاوک
یکی از دوازده مقام موسیقی قدیم ایران مقام کوچک است که خود دو شاخه دارد به نامهای رکب و بیاتی شاخه رکب خود دو شاخه آوازی دارد که یکی از آنها چکاوک نام دارد در ضمن چکاوک نام پرنده کوچک است خوش الحان در دستگاه همایون شباهت این آواز را به این پرنده مدهند در قدیم به اشعار عاشقانه چکامه می نامیدند وارد شدن کلمه چکاوک در ردیف موسیقی ایرانی از نقطه نظر تشابه لغوی با کلمه چکاوک یا چکامه بوده گوشه چکاوک از نظر ساختار ملودی شباهتی با گوشه های رضوی -ابوعطا - طرز - مخالف دارد.
گوشه طرز
طرز به معنای طریقه شیوه و روش است شیوه غزل سرایی بوسیله شعرا را طرز می نامیدند در این باره حافظ می فرماییند .
آنکه در طرز غزل نکته به حافظ آموخت یار شیرین سخن نادره گفتار من است
طرز همچنان نام دهی است از بخش راور شهرستان کرمان گوشه فوق آوازی است که به این منطقه منسوب است شباهت آن با گوشه چکاوک ومخالف نزدیک است فقط تفاوت ملودیک در نت ایست گوشه طرز است.
گوشه شوشتری
نام شهری است در خوزستان تستر یا شوشتر می نامند آوازی است محزون و غم انگیز ملودی شوشتری به گوشه منصوری در چهار گاه شباهت دارد و به همین خاطر به آن شوشتری منصوری می گویند آواز شوشتری یکی از مشتقات دستگاه همایون است اگر با دقت به این گوشه توجه کنیم می توان آن را به ملودی بنیادین و زیر بنا برای گوشه های رازو نیاز - میگلی - شمعونی -غریبی - و لیلی و مجنون دانست نت شاهد آن درجه چهارم گام همایون و گستره ملودی تا درجه پنجم است.
گوشه رازو نیاز
رازو نیاز بمعنای مناجات به در گاه خداوند است گوشه رازو نیاز آوازی است حزن انگیز و حالت ملودی گواه بر این است که نوازنده با این ملودی لحنی ملتمسانه دارد و هنگامی که کسی این ملودی را همراه با اشعاری بخواند از لحن وی نوعی خواهش و تمنا احساس می شود.
گوشه میگلی
نام دهی است از دهستان کوهمره بخشی از شهرستان شیراز ملودی این گوشه منسوب به این محل است اگر در ردیف موسیقی ملی تحقیق به عمل آوریم در مییابیم که یک ملودی تحت عنوانی خاص در پردههای مختلف و گام های مختلف تجلی نموده و نامهای مختلفی پیدا کرده میگلی از زمره. همین ملودی هاست.
گوشه شمعونی
ملودی است ضربی در وزن 2/4 و نت شاهد آن در گام همایون مشترک با شوشتری است و گستره ملودی تا درجه ششم گام همایون است این نام در فرهنگ قوم یهود بکار گرفته شده به سبب حرمت موسیقی و رواج آن به دست مسیحیان و یهودیان نوعی با موسیقی معاصر در رابطه بوده.
گوشه غریبی
این گوشه را در آواز همایون و اصفهان می خوانند و بسیار حزن انگیز است و به خاطر همین حزن گوشه غریبی نامیده شده ملودی آن در وزن مثنوی شکل گرفته و از پرده شوشتری آغاز و تا اکتاو همایون گستره ملودی آن است چون ساختمان این ملودی از لحاظ نت ایست نزدیک با شاهد همایون است این گوشه را در همایون وی نوازند و گرنه می توان آن را گوشه ای از آواز اصفهان دانست .
نام گوشه نوروز صبا
در پرده نوروز بدین وزن غزل گفت وزنی که همه مطلع فتح و ظفر آمد
واژه نوروز در زبان پهلوی (نوکروچ ) آمده (نوک ) به معنای نو و (روچ ) به معنای روز است و روی هم به معنای روزه تازه است ایرانیها جشنهایی به این منظور می گرفتند ملودی های ساده بدون هیچ تکنیک برای این مراسم می خواندند این سرودها در رابطه با نوروز ساخته می شده در موسیقی ما بصورت نوروز خوانی آمده و تحت عناوین نوروزخارا-نوروز صبا - نوروز عرب ثبت و ضبط شده البته نوروزهای دیگری همانند نوروز بزرگ - نوروز کوچک در ردیف موسیقی ما وارد شده و هر کدام از نظر غنی بودن جای خود را در ردیف دارند نوروز صبا از لحاظ نت شاهد روی درجه پنجم گام همایون است .
گوشه لیلی و مجنون
لیلی سر زلف شانه می کرد مجنون در اشک دانه می کردئ
لیلی می مشکبو در دست مجنون نه زمی زبوی وی مست
در موسیقی ایرانی با خواندن اشعار عاشقانه در باره (لیلی و مجنون ) با نوعی از ملودی در گام همایون با نام گوشه لیلی و مجنون ثبت شده نت شاهد آن درجه چهارم گام همایون بوده و گستره ملودی درجه پنجم گام.
گوشه بیداد
بر من از خوی تو هر چند که بیداد رود چو رخ خوب تو بینم همه از یاد رود
همانطور که قبلأ گوشه داد را توضیع دادم و به معنای عدل و انصاف بود نقطه مقابل آن بیداد است و بمعنای تعدی و ظلم و جور است ولی در دستگاه همایون هنگامی که به اوج می رویم گوشه بیداد را اجرا می کنند در واقع از آواز همایون به آواز اصفهان می رویم.
گوشه نی دادود
مرتضی نی داود یکی از اساتید موسیقی ملی ماست و نوازنده برجسته تار تصنیف مرغ سحر از ساخته های اوست او ردیف موسیقی ایرانی را ضبط کرده از این هنرمند بزرگ در پرده بیداد همایون گوشه ای بجا مانده که آن را نی داود می خوانند نت شاهد این گوشه درجه پنجم گام همایون است و گستره ملودی درجه ششم گام همایون را در بر می گیرد.
از رنیستان تا مرا ببریده اند از نفیرم مردو زن نالیدهاند
گوشه نفیر
نفیر به معنای بانگ آواز نای و بانگ و خروش همراه با فغان است در ردیف موسیقی ایرانی گوشه ای به نام نفیر بر می خوریم که به دنبال این گوشه قطعه ای تحت عنوان فرنگ آمده این قطعه در وزن 6/8 است این گوشه از درجه چهارم گام همایون شروع شده ( آواز بیات اصفهان ) و روی درجه اول گام همایون ( شاهد عشاق بیات اصفهان ) دوباره فرود می آید و سپس روند ملودی به طوری است که روی شاهد اصفهان دوباره رجعت می کند این گوشه شباهت به گوشه عشاق دارد و مانند گوشه بوسلیک برای رفتن به آواز اصفهان استفاده می شود در پایان می توان گفت که از طریق این گوشه نوعی تغییر مقام از آواز همایون به اصفهان انجام می شود.
نام گوشه فرنگ
گوشه( فرنگ) چندین تعریف برای آن آورده اند اول اینکه فرنگ نام یکی از دختران بهمن بن اسفندیار و همینطور نام دهی است از بخش مینودشت شهرستان گرگان و همینطور لغت فرنس به معنای فرانسه وبطور کل به کشور های مسیحی اروپایی درزمان قاجارها گفته می شده که به طول زمان پس وند (س) به (گ) تبدل شده این ملودی معمولأ پس از قطعه ای بنام نفیر نواخته یا خوانده می شودفرنگ قطعه ای است نیمه ضربی 6/8و پس از فواصل گام به صورت بدون ضرب به در آمد گام مربوطه رجعت می کند نت شاهد آن درجه چهارم گام همایون است و گستره ملودی درجه ششم گام.
آواز اصفهان
آواز اصفهان مشتقی از آواز همایون یا بهتر بگویم دستگاه همایون است و خود شامل20 گوشه می باشد که من تک تک برای شما عزیزان در مورد این گوشه ها توضیع خواهم دادهرگاه درجه چهارم گام همایون را شاهد قرار دهیم برای مثال اگر در همایون لا هستیم درجه چهارم آن یعنی نت ر شاهد قرار دهیم ملودی حالتی به خود می گیرد که آن را اصفهان می خوانند.
گوشه های تشکیل دهنده آواز اصفهان
· در آمد بیات اصفهان
· درویش حسنی
· هداوندی
· عشیران
· مثنوی
· مثنوی عبری
· -صوفی نامه
· جامه درآن
· بیات راجع
· نغمه
· سوزوگداز
· خجسته
· اصفهانک
· عشاق
· جرس (کتایون)
· عزال
· بوسلیک
· تصنیف
گوشه درآمد اصفهان
نوای مجلس مارا چو بر کشد مطرب گهی عراق زند گاهی اصفهان گیرد
همانطور که قبلأ توضیع دادم هرگاه درجه چهارم گام همایون را شاهد قرار دهیم یعنی نت در جه چهارم را بیشتر به صدا در آوریمو حتی روی آن ایست کامل کنیم ملودی حالتی بخود می گیرد که به آن در آمد اصفهان می گویند.
زراه راست گر آهنگ می کنی به حجاز ز اصفهان نظری جانب عراق انداز
نت شاهد ای درآمد درجه چهارم گام همایون می باشد و گستره ملودی تا درجه هفتم گام همایون
نام گوشه درویش حسنی
در این با زاراگرسودی است با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی وخر سندی
در مکتب اصفهان شخصی به نام حسن که درویش بوده و اشعار عرفانی را همراه با آواز می خوانده که آواز او ناله خاص و جانسوزی داشته که این ناله در پرده درآمد اصفهان به بیات درویش حسن معروف شده محل نت شاهد روی درجه اول گام اصفهان است و گستره ملودی تا درجه سوم گام اصفهان.
گوشه هداوندی
نوعی از چهارپاره خوانی در پرده درآمد شور و اصفهان مرسوم است که به هداوندی معروف است این پرده را می توان در تمامی پرده های یک دستگاه گسترش داد در پرده بیات راجع در اصفهان به سوزوگداز معروف است در ضمن در اطراف تهران ساوه و قزوین ایلاتی زندگی می کنند که به هداوند شهرت دارند.
چو آمد بوسلیک از پرده راز عشیران و صبا را داد آواز
نام گوشه عشیران
موسیقی قدیم ایران را در قدیم به طبقات مختلف تقسیم کردند که 24 شعبه داشته و هر کدام از شعبات خود از شاخه ها و نغماتی بوده یکی از همین شعبات را به دلیل آنکه از ده نغمه تشکیل می شده (( عشیرا )) نامیده اند که امروزه در ردیف موسیقی ما به عشیران ثبت و ضبط شده.
· نت شاهد درجات مختلف گام اصفهان را اشغال می کند
· درجه اول
· درجه پنجم (عشاق اصفهان(
· درجه ششم
· درجه هفتم +ربع پرده
· در جه هشتم یا اول
و در کل می توانیم گوشه عشیران را مانند هداوندی یا درویش حسنی نوعی از درآود بیات اصفهان دانست.
نام گوشه مثنوی عبری
من همان نایم که گر خوش بشنوی با تو گویم شرح درد مثوی
نوعی از مثنوی خوانی در بیات اصفهان معمول و مرسوم است که به مثنوی عبری موسم است چون لحن خواندن این مثنوی شباهت به لحن کلیمیها داشته و نشان گوشه نیایشهای آنهاست و معمولأاز پرده درآمد تجاوز نمی کند گوشه های صوفی نامه -جامه دران -بیات راجع -نغمه -خجسته فقط از نقطه نظر جایگاه نت شاهد و گستره ملودی در اصفهان اهمیت دارند که به شرح آنها می پردازیم.
1-نت شاهد صوفی نامه درجه پنجم گاه همایون یعنی درجه دوم گام بیات اصفهان است و گستره ملودی تا درجه پنجم گام همایون است.
2-نت گوشه جامه دران و بیات راجع درجه دوم گام بیات اصفهان و روند ملودی آن تا درجه پنجم گام است.
3-گوشه نغمه را نورعلی برومند کرشمه هم نامیده از لحاظ ساختار ملودی بگونه ای است که از درجه پنجم گام اصفهان (شاهد عشاق اصفهان ) شروع شده و به درجه اول و دوم گام اصفهان ایست و فرود دارد گستره آن تادرجه درجه پنجم گام است.
4- خجسته از لحاظ ساختار ملودی بگونه ای است که در گام بیات اصفهان روی درجه سوم گام قرار می گیرد وتا درجه پنجم گسترش می یابد.
نام گوشه سوزوگداز
همانطور که از اسم هین گوشه پیداست گوشه ای بسیارحزن انگیز است و کنایه از دردی در دل و دم نزدن ا ست این گوشه با اسامی مختلف درردیف موسیقی ایرانی آمده این گوشه را استاد کسایی و استاد تاج اصفهانی در پرده بیات راجع درجه دوم گام( بیات اصفهان ) است اجرا کرده اند نت شاهد درجه دوم گام و گستره ملودی تا درجه چهارم گام .
گوشه خجسته
مرحوم سیدابوالفضل خجسته موسیقدان و خوانده زبردستی بوده بطوریکه روایت است وقتی او در مشهد آواز می خوانده بلبلان روی درخت می نشستند و تکان نمی خوردند گوشه خجسته در ردیفهای موسیقی ما ضبط و ثبت شده در دستگاه نوا در درجه پنجم گام نوا اجرا شده است این گوشه را زنده یاد تاج اصفهانی در بیات اصفهان و افشاری خوانده.
گوشه اصفهانک
نت شاهد درجه چهارم گام و گستره ملودی تا درجه ششم گام می باشداجرای این گوشه در بیات اصفهان بطور خاصی انجام می شود که گوشه عراق را روی درجه چهارم گام بیات اصفهان میخوانند و سپس ملودی عراق را تبدیل به اصفهان می کنند.
گوشه عشاق
پرده عشاق زلف ره زنت در نواز وبانگ بر آفاق زن
پرده عشاق رهی خوش بود راه ما در پرده عشاق زن
گوشه عشاق در بیات اصفهان در واقع یک زمینه سازی برای اینکه نوازنده و یا خوانده محترم بتواند گریزی به دستگاه شور و یا دستگا های دیگر داشته باشد اگر بخواهیم از آواز اصفهان به شور به رویم باید قبل از آن به گوشه بیات راجع اشاره شود و گوش را آماده ساخت عشاق از نظر نت شاهد درجه پنجم گام اصفهان را اشغال می کند نت ایست آن روی بیات راجع است همانطور که خدمت دوستان هنرمند گفتم اگر از آواز عشاق به اصفهان بر گردید باید دقت بسیاری داشت چرا که در هنگام فرود قبل از رسیدن به شاهد اصفهان در نیمه گام به شاهد آواز دشتی بر می خوریم و اگر تسلط در خواننده و یا نوازنده نباشد همانجا در آواز دشتی مانده و درآمد اصفهان تبدیل به دشتی می شود.
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هردم جرس فریاد می دارد که بربندید محملها
نام گوشه جرس
جرس به معنی زنگ کاروان است و در اینجا به چیزی گویند که آواز دهد در ردیف موسقی ملی ایران نوعی آواز است که در پرده عشاق خوانده ویا نواخته می شود
نام گوشه عزال
گوشه عزال به معنای منزوی وگوشه گیر است (عزلت گزیده ) و در دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله در پرده حسینی آمده ولی در آواز اصفهان در پرده عشاق به وزن شعری مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن توسط زنده یاد میرزاعلی قاری موسیقیدان اصفهانی خوانده شده
چو آمد بوسلیک از پرده راز عشیران و صبا را داد آواز
صفی الدین ارموی در کتاب خود بهجت الروح در باره (بوسلیک خاتون ) نام می برد بوسلیک خاتون معشوقه یکی از خلفای عباسی بوده او قطعه ای ساخته که بوسلیک نام داشته
نام دیگر بوسلیک از نام شاعر گرگانی به نام ابوسلیک گرفته شده که در قرن سوم هجری در دوره صفاریان میزیسته در ضمن نام بوسلک از مقامات قدیم موسیقی قبل از پیدایش کلمه دستگاه است ما در موسیقی قدیم ایران دوازده مقام داشتیم که بوسلیک نام یکی از آنهاست قطعه معروف از استاد پرویز یاحقی (برهی دیدم برگ خزان ) در همین مقام ساخته شدهنت شاهش همان نت شاهد عشاق می باشد اما از نظر نقطه نظر نت ایست با عشاق تفاوت دارد این تفاوت به این صورت است که نت ایست عشاق روی درجه دوم گام اصفهان است و بوسلیک روی درجه اول (شاهد اصفهان )و به همین خاطر است که اکثر خوانندگان برای فرود از عشاق به در آمد اصفهان از اینگوشه استفاده می کنند
پایان دستگاه همایون و آواز مشتق آن آواز اصفهان
تعریف گوشه های دستگاه راست پنجگاه
تعریف گوشه های دستگاه راست پنجگاه
گوشه های تشکیل دهنده
1- درآمد راست
2- کاروانی
3- نیریز
4- نیریز صغیروکبیر
5- طوسی
6- بحرنور
7- روح افزا
8- پنجگاه
9- پروانه
10- زنگوله صغیر و کبیر
11- بیات عجم
12- نغمه
13- ماوارأنهر
14- مبرق
15- قرچه
در آمد راست مقام راست بمترین گام موسیقی ایران را داراست و چون شروع این گام از اولین صدای بم روی بمترین سیم ساز که در طرف راست قرار گرفته بوده نام راست بدان اطلاق شده است . دکتر مهدی برکشلی در کتاب ردیف موسیقی ایران ص 53 چنین می نویسد.
راست پنجگاه
بدون )واو( بین دو کلمه دستگاهی است بسیار قدیمی که مناسبت اسم آن احتمالأبه زمان ساسانیان می رسد و نام راست در موسیقی ممالک مسلمان چه مجاور و چه دور از ایران دیده می شود .خصوصیات دستگاه ماهور از آن هویداست ولی گوشه های دیگری متعلق به دستگاه های دیگر به آن راه می یابند و با فرودی به آن ختم می شوند. به عبارت دیگر (راست وپنجگاه)به معنی دستگاهی است که در آن نقش دو مقام راست و پنجگاه از همه مقامها مهمتر است.
گوشه کاروانی
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی
کاروانی گونه ایی از درآمد است برای شروع دستگاه راست و پنجگاه منتها با استقلال ملودی خاص زاصفاهان کسی کو گردد آگاه به نیریز و نشابورک برد راه گوشه نیریز در حال حاضر نام یکی از توابع استان فارس است بر اساس طبقه بندی قدیم اصفهان روابطی تنگاه تنگ داشته.
گوشه طوسی
گوشه طوسی به محله ای دراطراف طوس (در 24کیلومتری مشهد قراردارد)حال و هوای این گوشه با دستگاه راست پنجگاه سازگار است در بعضی از دستگاهها مانند دستگاه ماهور این گوشه را نصیرخانی می نامند همانطور که قبلان نوشتم روح الله خالقی در کتاب خود می نویسد استاد علی اکبر فراهانی این دو بیت شعر را در گوشه طوسی می خوانده. اگر از تو جدا باشم نباشم.
بغیری آشنا باشم نباشم من بی دست و پا در زیر تیغت به فکر دست و پا باشم نباشم
گوشه طوسی از نقطه نظر نت شاهد درجه اول گام را اشغال می کند گوشه بحر نور بحر به معنای دریاو نور به معنای روشنای است چون ملودی مذکور راهی تازه ونو را از گام بزرگ (راست پنجگاه) به گام شور باز می نماید قدما این گوشه را بحر نور می نامید ند و صفت شوری را برای دریا می پذیرفتند واژه بحر در لغتنامه دهخدا به معنای سیراب شدن آمده گوشه بحر نور در دستگاه راست پنجگاه به معنای این است که خواننده می خواهد برای سیراب شدن روحی و احساسی دریچه ای از گام نو و تازه ( در اینجا گام شور ) را برای شنونده باز کند.
در دستگاه راست پنجگاه هنگامیکه می خواهند تغییر مقام به آواز شور کنند پش از خواندن گوشه بیات عجم ملودی بحر نور را می خوانند که متشکل از تحریر های پله کانی است و به ترتیب روی درجات اول،دوم،سوم وچهارم گام شور مربوط به همان راست و پنجگاه ایست های موقت دارد .و پس از آن خود را به شاهد گوشه قرچه می رسانیم وحال وهوای شور را می رسانیم در حقیقت می توان برای گوشه بحر نور چند نت شاهد در نظر گرفت.
1- شاهد اول : شاهد شور
2- شاهد دوم : ایست ابوعطای شور
3- شاهد سوم: شاهد بیات ترک شور
4- شاهد چهارم: شاهد افشاری و ابوعطای
شور گوشه روح افزا
نکته ای روح افزا از دهن دوست بگو نامه خوش خبر از عالم اسرار بیار
روح افزا بمعنای تقویت کننده روح و روان می باشد و چرا در ردیف موسیقی ایرانی از این واژه استفاده می کنند به این دلیل است در موسیقی قدیم ایران گامی بسیار قدیمی بوده و جان افزا نام داشته و فواصل آن با گام شور و راست و پنجگاه منطبق است و ملودی که امروز اجرا می کنند شباهت به گوشه نیشابورک دارد و همینطور در میان دسته بندی سازهای قدیم ایران سازی به نام روح افزا وجود دارد که از خانواده عود و تنبور است که در کتاب مقاصد الحان از آن نام برده شده و نوازندگان آن دوره این گوشه را با آن می نواختند گوشه پنجگاه گوشه پنجگاه از مهمترین گوشه های دستگاه راست پنجگاه می باشد ملودی پنجگاه شبیه به گوشه درآمد فیلی و در آمد نوا و بیات عجم می باشد نت شاهد آن روی درجه پنجم گام راست پنجگاه است بطور مثال اگر راست پنجگاه را از ( فا ) اجرا کنیم شاهد پنجگاه روی نت ( دو ) می باشد و گستره ملودی روی درجه ششم یعنی نت ( ر ) می باشد .
شرح این قصه مگر شمع بر آرد به زبان ورنه پروانه ندارد به سخن پروایی
گوشه پروانه در ملودی راست پنجگاه روی درجه پنجم نت ( دو) هنگام اجرا حالتی بوجود می آید که پرواز پروانه ای را که حرکات و رقص موزون دارد می توان تجسم کرد. احتمالأ از آنجایی که در ردیف موسیقی ملی ما از این دست اسامی پرنده گان که در طبیعت سنبل زیبایی و لطافت هستند زیاد آورده شده و از طرفی شاید نام سازنده این گوشه پروانه بوده برای مثال این شعر زیبا را برای شما عزیزان که از سروده همین شخص به نام پروانه خلیلی است در اینجا می آورم .
تا جی که زآواز همایون و چکاوک مشهور جهان گشت و پر آوازه دوران
از شو شتر و منصور و بیات و فرح افزا از ساقی و وزصوفی و زنگو له و چوپان
از گیلک و از دیلم و شمعونی و زابل و ز پهلوی و از قجری مویه و دستان
از سمک و عزال و خجسته دره شوری وز راه پروانه خلیلی و در افشان
گوشه زنگوله
صغیرو کبیر واژه زنگوله با توجه به ملودی آن تداعی صدای زنگوله را می نماید . ملودی زنگوله توسط افرادی که ساربان بودند هنگام راهپیمایی به دنباله قافله ها زمزمه و خلق شده پس از سالیان سیر ملودیک را طی کرده و به صورت گسترده به شکل امروزی امروزی عرضه شده و چرا این گوشه را صغیروکبیر نامیدند باید گفت کوچک و بزرگ بودن گوشه زنگوله طنین های متفاوتی را از لحاظ تنالیته سبب می شود و با صغیروکبیر بودن ملودی زنگوله که امروزه در ردیف موسیقی ملی ماست به صورت تجلی در پرده های نیریز و حسینی موجود است .
بیات عجم
رهاوی شد به نو روز عرب رام به نوروز عجم برد از دل آرام
گوشه بیات عجم را نوروز عجم هم می گویند در بحورالالحان آمده است که بیات واژه ای است ترکی و نام قبایل غز (ترکمن ) می گویند مقام بیاتی در موسیقی ایرانی و ترکی مقتبس از آهنگهای این قبیله است بیاتی خواندن به معنای خواندن دوبیتی های عاشقانه است که در موسیقی ترکی هنوز مرسوم است.
زنغمه تا خدا یک گوشه راه است بر این بیت بلندم نی گواست گوشه نغمه
این واژه به بسیاری از نامهای تشکیل دهنده دستگاههاو گوشه ها اضافه شده مانند
- نغمه چکاوک
- نغمه مخالف
- نغمه ابواعطا این گوشه در دستگاههای همایون راست پنجگاه
- سه گاه
- نوا اجرا می شود حافظ می میفرمایند.
مطرب عشق عجب سازونوایی دارد نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عبدالقادر غیبی مراغه ای موسیقی دان دروره اسلامی در تعریف نغمه مینویسد نغمه عبارت از یک صدای مطبوع که زیروبم آن صوت ملایم طبع باشد و نه صوتی نا مطبوع و مخالف طبع.
یک مرغ سرود پارسی گوید یک مرغ سرود ماورالنهری
گوشه ماورالنهری
سرزمینی بوده در شمال رود جیحون و به مدت پنج قرن بزرگترین مهد تمدن اسلامی و مرکز حکومتهای ایرانی تا زمان قاجار ها تابع حکومت ایران بوده سرود های خاص این سرزمین با موسیقی امروز ما پیوند خورده در ردیف موسیقی ملی ایرانی ثبت شده.
حاجت مطرب و می نیست تو برقع بگشا که برقص آورم آتش رویت جو سپند
گوشه مبرقع
به معنای روبنده و نقاب بوده و نام یکی از گوشه های دست گاه راست پنجگاه در واقع از این گوشه می توان تغییرمقام به همایون کرد و یک راه گریز می باشد ینعی اگر بخواهیم از راست پنجگاه به دستگاه همایون مد گردی کنیم از این گوشه بهترین راه است و آن بدین صورت اجرا می شود که درجه پنجم وششم راست پنجگاه را تغییر می دهیم و دوباره بگام راست پنجگاه رجعت می کنیم.چون این گوشه با ملودی خودش باعث نوعی پرده پوشی و محو گام راست می شود قدما آن را مبرقع نامیدند.
گوشه قرچه
قرچه دهی است نزدیک قوچان و ملودی این منطقه وارد موسیقی ملی ما شده بنحوی با فرهنگ ترک ارتبات دارد ولی لحجه ترکی ندارد ملودی آن بر اساس گام شور می باشد شاهد آن روی درجه ششم گام است و روند ملودی تا درجه هفتم ولی در گام راست پنجگاه درجه هفتم را بخود اختصاص می دهددر واقه از طریق گوشه قرچه وارد گام شور می شویم یعنی اگر در گام راست پنجگاه ( فا ) باشیم پس از اجرای گوشه بیات عجم به قرچه و گام شور وارد می شویم که از لحاظ تونیک گام یک نت بالاتر از تونیک راست و پنجگاه است و چون قرچه در گام شور درجه ششم رااشغال می کند در راست پنجگاه درجه هفتم را بخود اختصاص می دهد.
پایان دستگاه راست پنجگاه
تشابه گوشه ها در دستگاه های مختلف
برسی گوشه ها در دستگاه های مختلف
گوشه عراق
این گوشه در آواز ماهور و نوا وافشاری قابل اجراست و عملأ هیچ فرقی با هم ندارند یعنی در هنگام اجرای این این آواز نمی توان تشخیص داد در کدام یک از دستگاهای موسیقی ایرانی هستیم
گوشه های زابل -مویه-مخالف
این گوشه ها را می توان هم در دستگاه سه گاه و همینطور دستگاه چهارگاه نواخت
گوشه عشاق
این گوشه رامی توان در آوازهای اصفهان- نوا- دشتی اجرا کرد
گوشه شکسته
این گوشه را میتوان در آواز های(ماهور- سه گاه-نوا -بیات ترک) اجرا کرد
گوشه نغمه
این آواز را در دستگاه-شور -نوا-همایون اجرا می کنند
گوشه بیات راجه در د ستگاه نوا و آواز دشتی
بیات راجه گوشه ای است پر سوز و حزن انگیز و دلنشین این گوشه را در دو آواز دشتی واصفهان به شرطی که هم مایه باشند مثالأ در مایه (ر) شور سل اختلافی در فرود باهم دارند ولی حلت ملودی در هر دو آواز یکی است
شاهد بیات راجع در اصفهان درست یک پرده بالاتر ازنت شاهد دشتی است یعنی اگر نت شاهد اصفهان در (ر) باشد نت شاهد بیات راجع در می می باشد
در این آواز به درجه چهارم گام اصفهان که سل می باشد اشاره ای کوتاه می شود و دوباره به درجه دوم اصفهان که نت (می) می باشد بر می گردد
اما در آواز دشتی گوشه بیات راجع بر اساس ساختار همان ملودی که در اصفهان نواخته می شود از نقطه نظر نت شاهد مکان و درجه دیگری از گام را اشغال می نماید
و آن درجه همان نت شاهد دشتی است به عبارت دیگر در آواز دشتی نت شاهد درآمد با نت شاهد بیات راجع منطبق است
اجرای گوشه مخالف
گوشه مخالف را می توان در دستگاه سه گاه و چهار گاه اجرا کرد
در آواز سه گاه وقتی گوشه مخالف را اجرا می کنیم در واقع تغییر مقام به آواز دیگری است که در قدیم آن را اصفهان می خواندندو امروزه به اصفهان قدیم معروف است ولی گوشه مخالف در دستگاه چهار گاه در واقع تغییر مقام به آواز همایون می باشد
اجرای گوشه عراق در آواز افشاری
گوشه عراق در آواز افشاری چون مانند(بیات راجع در آواز دشتی) اشارهای واضح به تونیک گام افشاری دارد در واقع می توان در اجرای ملودی عراق اشاراتی به درآمد افشاری نیز نمود
مایه ومفهوم آن
مایه اصطلاحی است که در موسیقی ایران مرسوم است و معادل آن در موسیقی کلاسیک أروپا تونالیته می باشد
وقتی در بین نوازندگان و یا خوانندگان مطرح می شود در کدام مایه منظورشان این است که چه نتی را مبدأ قرار دهند و شروع گام و بستن گام آن آواز را از چه نتی مبنا بگذارند یعنی مخصوصأ خوانندگان آواز های ایرانی باید این موضوع را بدانند که فضای هر کدام از دستگاهها با توجه به گستره گام آن دستگاه و با توجه به وسعت صدای خودش مناسب با چه مایه ای است
عشق وشباب و رندی مجموعه مراد است
چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد
نکته ای مهم برای خوانندگان عزیز
اگر بخواهید قطعه ای را در دستگاه ماهور بخوانید باید دقت شود که گام ماهور دانگ الحاقی دارد یعنی یک سری از گوشه های ماهور در این دانگ می باشند مانند (راک کشمیر-راک هندی-صفیراک-آشور وند-اصفهانک) با توجه به این موضوع که هر خواننده وسعت صدای محدودی دارد برای اجرای تا حد اکتاو(عراق ماهور)و اگر میلی به اجرای بعد از گام و گوشه های قرار گرفته در محدوده گام الحاقی داشت چون از گستره صدای او خارج است باید مایه بم را بخواند و این موضوع مهمی است که خود من بارها با دوستان خواننده و یا نوازنده مشکل پیدا کرده ام
مایه های چپ و راست
مایه های مختلف از نظر تونالیته(صداداری) به دو دسته تقسیم می شوند که بر اساس تو نالیته اولیه مایه و نوعیت نت شروع تشکیل دهنده گام می باشد
از نظر طبیعی اختلاف سطحی در بین صدای مردان (زنها و بچه ها) موجود است
عملأن تونالیته مردان با زنها یک یا دو دانگ اختلاف دارد بنابراین یک سری از مایه ها
(نتهای شروع گامها)
به نتها و مایه چپ و یک سری به مایه راست معروفیت پیدا کردهاند
معمولأن خانمها در مایه چپ و آقایان در مایه راست می خوانند
حال از خود می پرسید چرا لغت چپ و یا راست را بکار می برند
زنده یاد استاد ابولحسن صبا در مورده چپ و یا راست می فرمایند
اگر سیم ساز را به سمت دست چپ یک پرده بالاتر کوک کنیم برای صدای چپ که معولأ خانمها در این کوک می خوانند و اگر یک پرده به سمت دست راست پاینتر کوک کنیم راست کوک که اغلب آقایان در این کوک می خوانند
حال قدری از نظرفنی بگویم
مثلأن اگر بخواهیم شور لا را اجرا کنیم در ویولون سیم اول را نت ر کوک می کنند یعنی (ر-لا-ر-سل)و آقایان می خوانند
حال اگر خوانندای زن باشد باید در شور دیگری ما نند شور می اجرا کرد و برای این کار سیم اول ویولون را به سمت دست چپ می چرخانند و یک پرده بالاتر یعنی نت می کوک می کنند و کوک تبدیل به (می-لا-ر-سل-) می شود
عملأ در موسیقی ایرانی اگر اشتباه نکنم 40 مایه برای هر کدام از دستگاها و یا آواز ها بوجود می آید که مجموعأ با 12 آواز ایرانی حدود 500 مایه به دست می آید از مایه های بسیاری که روی ساز موجود است و برای آنها می شود گامی در نظر گرفت بسیاری دارای تونالیته مطلوبی نیستند تعداد زیادی در اجرای یک سری از گوشه ها صداداری ندارنند و خیلی از آنها با محدوده صداها تناسب نداردو برخی از آنها نفوذی در شنونده ایجاد نمی کند
پایان
گستره دستگاههاوآوازهای ایرانی
هر دانگ تشکیل شده از چها نت متوالی با پهنای صوتی چهارم درست یعنی نت اول و چهارم آن فاصله چهارم درست از یکدیگر قرار گرفته اند در هر دانگ یک نت بر سایر نتها تسلط و برتری داردکه
آن را در اینجا نت ایست می نامیم نت ایست فقط می تواند بر درجه اول یا آخر هر دانگ قرار گیردبه عبارت دیگر نیروی جاذبه نت ایست از سایر نتهای دیگر دانگ بیشتر بوده و آنها را به سوی خود جذب می کند بر خلاف موسیقی غرب که بر اساس گام استوار شده موسیقی ایرانی بر پایه دانگها بنا شده و بعدأ خواهم گفت که چگونه ساختار گوشهای موسیقی ایرانی از به هم پیوستن دانگ های گوناگون بوجود می آید
آهنگهای ایرانی در ردیف موسیقی سنتی به طوری است که محور اصلی نغمات{نت ایست}بطور طبیعی در بین دو دانگ پیوسته قرار می گیرند در بعضی از دستگاهها مانند شور -ماهور-همایون-نوا-و چهارگاه به غیر از دو دانگ اصلی دستگاه که تشکیل کل گام را داده اند: دانگهای دیگری تحت عنوان دانگهای الحاقی وجود دارند
بطور مثال گام شور سل را در نظر می گیریم
دو-ر-می بمل-فا-سل-لا کرون-سی بمل-دو-ر-می بمل-فا-سل
در اینجا دو-ر-می بمل-فا را دانگ مقدمه یا همان دانگ الحاقی است
سل-لا کرون-سی بمل-دو این دانگ دانگ اول است
ر-می بمل-فا-سل دانگ دوم می باشد
به این صورت گام شور از 12 نت و11 فاصله می باشد
بنابر این کل فواصل تشکیل دهنده دستگاه شور 11 عدد است و تعداد نت تشکیل دهنده 12 عدد می با شد
این اطلاعات راهنمای خوبی است برای خوانندگان که می توانند با توجه به گستره و حد وحدود صدای خویش آواز شور را از مایه ای متناسب با ساز همراهی کنند
حدود وگستره مشتقات شور
بیات ترک
حدود و گستره این آواز تا مرز هشت نت و هفت فاصله می رسد و هر گاه روی درجه سوم گام
شور بیشتر توقف می کنیم حالتی ملودی به خود می گیرد که به آن بیات ترک می گویند و
بالاترین گو شه آواز ترک را اوج شکسته)می خوانند
ابوعطا
گام ابوعطا عینأ گام شور است و هر گاه روی درجه دوم گام شور ایست می کنیم و درجه چهارم
گام شور را بیشتر نشان می دهیم حالتی ملودی به خود می گیرد که آن را آواز ابوعطا می
نامیم بالاترین اوج این آواز را (حجاز) می نامند در واقع هرگاه از ابوعطا وارد آواز دشتی می
شویم ای تعقیر را حجاز می نامند و آن آوازی است که در منطقه حجاز در عربستان امروز می
خوانند حدود و گستره این آواز هشت نت و هفت فاصله می با شد
تشابه گام های موسیقی ایرانی
تشابه گام های موسیقی ایرانی
تشابه گام شور با همایون: شروع گام همایون با شور یکی است تنها اختلاف آنها درجه سوم گامشان می باشد یعنی درجه سوم گام همایون نیم پرده بیشر از گام شور است به همین طریق می توان به راحتی وارد یکدیگر شد.
گام شور سل:
سل،لاکرون،سی بمل، دو ،ر، می بمل، فا، سل
گام همایون سل
سل،لاکرون،سی،دو،ر،می بمل،فا،سل
نت (سل ) در هر دو گام شاهد شور و تونیک همایون می باشد
نت ( لا ) کرون شاهد همایون می باشد
نت (دو) شاهد ابوعطا و افشاری است در گام شور ولی
نت (دو) شاهد چکاوک در همایون می باشد
نت (ر ) شاهد شاهد دشتی در شور و شاهد بیداد در همایون است
تشابه گام شور با اصفهان
آواز اصفهان از مشتقات همایون می باشد و از درجه چهارم گام همایون شروع می شود یعنی هرگاه درجه چهارم گام همایون را شاهد قرار می دهیم آواز اصفهان را می توان شروع کرد در اینجا باید بگویم گام آواز اصفهان همان گام شور سل است که چون گام همایون را از سل گرفته بودیم طبیعتأ اصفهان هم درجه چهارم گام شور می شود و اگر دقت شود درجه چهارم گام شور.
نت (دو) میباشد که در اینجا شاهد اصفهان است یعنی از درجه چهارم گام شور می توان به اصفهان رفت درجه هشتم گام شور شاهد عشاق دشتی و در اصفهان شاهد عشاق اصفهان می باشد.
تشابه گام شور وسه گاه
در اینجا گام شور سل را با سه گاه سل مقایسه می کنیم :
در گام شور سل نت تونیک شور با تونیک مخالف سه گاه مشترک است و می توان آن را کلیدی برای ورود شور به سه گاه دانست و بلعکس و نت ر در شورشاهد دشتی و در سگاه همین نت ر شاهد گوشه زابل است و حال چگونه می شود از شور به سگاه رفت باید قدم به قدم گوشه های نام برده را نواخت اگر در شور سل هستیم به مدت چند لحظه روی نت سل ایست می کنیم تا گوش به مایه و نت اولیه گام شور کاملان عادت کند و سپس از همان نت گوشه مخالف سه گاه را می نوازیم و از مخالف سه گاه به گوشه مغلوب می رویم گوشه مغلوب از درجه سوم گام سه گاه شروع می شود و از آنجا به سه گاه می رویم.
تشابه گام شور و چهارگاه
وحالا به قسمت شور سل و چهار گاه سل را مقایسه می کنیم:
درجه اول شور شاهد درآمد ودرجه اول چهار گاه
شاهددرآمد چهار گاه می باشندو هر دو نت سل
می باشند درجه چهارم نت دو در شور شاهد
افشاری و ابوعطامی باشد ولی در چهار گاه
همین نت شاهد مویه است درجه پنجم در شورشاهد دشتی است ولی در چهار گاه شاهد حصار از مقایسه دو گام چهار گاه و شور با یکدیگر چنانچه مشهود است بهترین راه جهت ورود از یک گام به گام دیگری آن است که از طریق درجه چهارم گام شور که جایگاه نت های شاهد افشاری و ابوعطاست به گوشه مویه وارد شد (مویه ای که از لحاظ شاهد با افشاری و ابوعطا یکی است) و سپس از طریق گوشه مویه فرود به چهارگاه و بلعکس وهمینطور از درجه پنجم.
(
تشابه گام شور با ماهور
هر گاه درجه ششم گام ماهور را ربع پرده کم کنیم وارد پرده شور می شویم که قدما آنرا دلکش می نامیدند وحقیقتأ اینطور است زیرا ملودی ماهور یکدفعه عوض مشود و حال وهوای دیگری پیدا می کند و قلب آدم را تکان می دهد یعنی با رفتن به گوشه دلکش تغییر مقامی از ماهور به شور داده حال چگونه می توانیم از ماهور به شور و یا بلعکس از شور به ماهور رجعت کنیم یکی از راه هایی که دوستان نوازنده ویا خواننده انجام می دهند از طریقه گوشه سلمک است اگر سلمک و دلکش سر جای یکدیگر خوانده شوند ماهور و شور آن هم مایه نبوده و اختلاف یک پرده دارند و به عبارتی دیگر اگرماهور از نت دو زده یا خوانده شود و شور هم ازنت (ر) زده شود سلمک و دلکش آنها هم مایه خواهد بود
گام شور ( ر(
ر، می کرون، فا، سل، لا، سی بمل، دو، ر
گام ماهور سل
سل، لا، سی، دو، ر، می، فادیز، سل
درجه اول ماهور یعنی (نت سل ) شاهد درآمد است
درجه دوم شاهد گوشه داد می باشد
درجه سوم شاهد راک عبدالله
درجه چهارم (نت دو) شاهد نیشابورک است
درجه پنجم (نت ر )شاهد دلکش وتونیک (شور ر ) می باشد
نت هشتم گام ماهور یعنی (سل ) اکتاو شاهد عراق و راکها و از آن
طرف شاهد سلمک گام شور می باشد.
تشابه گام شور با نوا
همانطور که قبلان اشاره شد گام نوا و شور از نظر فواصل کاملان یکی است و فقط ساختار ملودی آنها باهم فرق می کند و در ضمن ساختار ملودی بعضی از گوشه های نوا(گوشت-عراق )باعث تغییر نت های تشکیل دهنده شده و گام را تغییر می دهد که آن هم مقطعی است و نهایتأبه نوا مراجعت می نماید و چون این دو گام با هم متشابه هستند می توان به راحتی وارد یکدیگر شوند.
تشابه گام همایون با ماهور
هرگاه گوشه های ماهور را اجرا می کنیم در بعضی از گوشه هاکاملان ملودی صدای همایون می دهد حال چه موقع اتفاق می افتد؟آن موقعی است که ما در آواز ماهور گوشه راک را اجرا می کنیم یعنی از طریق گوشه راک نوعی تغییر مقام به آواز اصفهان داده و سپس به از طریق گوشه سروش به همایون می رویم و یکی دیگر از راههای ماهور به همایون از طریق گوشه دلکش صورت می گیرد و آن به این طریق بود که درجه ششم گام ماهور را ربع پرده کم می کردیم وارد شور می شدیم واز شور به همایون می رفتیم چون شور و همایون تنها اختلافشان در درجه سوم است کافی است درجه سوم شور را نیم پرده بالا میبریم وبه همایون می رسیم .
تشابه گام ماهور و چهارگاه
هرگاه درجه دوم و ششم گام ماهور را ربع پرده کم کنیم وارد پرده چهار کاه می شویم در واقع نت شاهد ماهور و چهار گاه یکی است درجه پنچم ماهور که در حقیقت شاهد گوشه دلکش هست شاهد گوشه حصار هم می باشد و از همین نت مشترک می توان وارد گام دیکری شد در واقع اگر بخواهیم از ماهور به چهار گاه برویم باید اول از طریق گوشه منصوری به اصفهان و وارد ماهو ر شویم چون همانگونه که قبلان گفته شد ماهور با چهارگاه اختلاف در دو فاصله ربع پرده ای دارند که در اول با از بین بردن یک ربع پرده و در مرحله بعد ربع پرده دوم را از بین می بریم تا از چهارکاه به ماهور به رسیم.
گام چهار گاه سل
سل، لاکرون، سی، دو، ر، می کرون ، فا دیز سل
گام ماهور سل
سل، لا، سی ، دو، ر، می، فادیز، سل
درجه اول هرگام شاهدهای آن دو گام می باشد درجه سوم شاهد زابل در چهارگاه وشاهد راک عبدالله می باشددرجه چهارم شاهد مویه در چهارگاه و شاهد نیشابورک در ماهور می باشددرجه پنجم شاهد حصار در چهارگاه و شاهد دلکش و شکسته در ماهور است درجه هشتم شاهد مغلوب در چهار گاه وشاهد عراق در ماهور می باشد.
تشابه گام ماهور با اصفهان
دستگاه ماور و آواز اصفها ن در درجات(اول-دوم-چهارم-پنجم-هفتم)باهم اشتراک دارند و اگر بخواهیم از آواز ماهور به اصفهان برویم بهترین کلید برای ورود همین نت های مشترک بین آنهاست چون این دو آواز حداقل در سه نت شاهد های مشترک دارند درجات مشترک عبارتند از
1-درآمدهای ماهور و بیات اصفهان (درجه اول گام)
2- گوشه های داددر ماهورو بیات راجع در اصفهان(درجه دوم گام)
3- گوشه شکسته ودلکش در ماهور و عشاق در اصفهان و آن روی درجه پنجم گام قرار دارد پس با ملودی صحیع هر کدام از گوشه های نامبرده و مکث روی این نت ها می توان وارد هر کدام از این گامها شد
اگر از عشاق اصفهان به گوشه قرچه رفته و همچنین پس از دلکش ماهور
وارد قرچه شویم این دو قرچه باهم هم مایه بوده و براحتی می توان با لحظه ای فرود را به هرکدام از گامهای نامبرده شده انجام داد
تشابه گام ماهور و نوا
قبلان تشابه ماهور و شور را توزیع دادیم و در مورد ماهور و نوا هم کاملان همان گفته ها صادق است با این تفاوت که چون برخی گوشه هایی که در نوا خوانده می شوند انحصار به این گام دارند بنابراین ورود از گام نوا به ماهور از طریق این گوشه ها روشهای دیگری را طلب می کند که به چند مورد آن می پردازیم
برای سهولت ورود از هر کدام از گامهای مذکور به یکدیگر ابتدا جایگاه گوشه های که در دو دستگاه به صورت اشتراکی موجود است مانند گوشه عراق-نیشابورک-شکسته را برسی می کنیم
در صورتیکه گام ماهور و نوا از یک نت بسته شده باشند در گام ماهور شاهد گوشه عراق نت تونیک یا اکتاو گام را اشغال کرده
در صورتیکه در گام نوا شاهد گوشه عراق درجه چهارم گام نوا را بخود اختصاص می دهد بنابراین اگر نوازنده در گام نوا باشدو بخواهد گوشه عراق را اجرا کند و نهایتأ فرود در ماهور نماید در مایه ماهور معادل نوا فرود نکرده است بلکه در ماهوری با مایه جدید می باشد در واقع ماهوری که از درجه چهارم گام نوا شروع شده است از طرفی دیگر درجه چهارم گام نوا (جایگاه شاهد های عراق-گوشت-نیشابورک ) می باشد و در گام ماهور جایگاه گوشه نیشابورک است بنابراین یکی از راه های ورود از گام ماهور به نوا و بلعکس از طریق درجه چهارم گامهای نامیده می باشد
خلاصه در مقایسه گام ماهور و نوا سه نت از درجات گامهای فوق با یکدیگر مشترکند
و آن درجه اول- چهارم-وپنجم می باشد
درجه اول تونیک ملودی نوا-ماهور
درجه چهارم در گام نوا شاهد عراق -گوشت-در گام ماهور شاهد نیشابورک
درجه پنجم در گام نوا شاهد گوشه نهفت - شکسته- ودر گام ماهور شاهد دلکش-شکسته می باشد
تشابه گام ماهور با سه گاه
همانطور که قبلان گفتیم گام ماهور ربع پرده ندارد ولی گام سه گاه دارای دو ربع پرده میباشد بهترین تشابه گام ماهور و سه گاه در انطباق شاهدهای گوشه های دلکش ماهور و زابل سه گاه وقتی ماهور و سه گاه هم تونیک باشند
گام ماهور سل
سل-لا-سی-دو-ر-می-فادیز-سل
گام ماهور سگاه سل
سل-لا-سی کرون-دو -ر-می کرون-فا-سل
به عبارتی دیگر درجات پنجم گام ماهور و سه گاه نت های شاهد های دلکش و زابل می باشند و به آسانی می توان از این طریق وارد یکدیگر شد
یکی دیگر از راههای ورود بیکدیگر از طریق درجه اول ماهور یعنی نت سل و همین نت شاهد عراق ماهور است و از طرفی همین نت سل شاهد مخالف در سه گاه می باشد
ادامه دستگاه ها و نواها
هر گاه درجه پنجم گام شور را ربع پرده کم کنیم وارد سه گاه می شویم گام سه گاه با تمام دستگاه های دیگر فرق دارد و گامیست پایین رونده واز زیر تونیک شور شروع می شود و از نظر شاهد(تونیک) ایست که نت های عمده این گام می باشند ویژگی مخصوص به خود دارد در دستگاه سه گاه مایه آواز با درجه سوم گام شناسایی می گردد و همین درجه سوم گام نت ایست و شاهد نیز محسوب می شود و این حالت اهمیت خاصی دارد باید این را هم به گویم گام سه گاه نت های ایست دیگر هم دارد که اگر روی آنها ایست شود معرف گوشه های دیگر این دستگاه خواهد بود.
گام سه گاه
سل، لا،سی کرون، دو ،ر، می کرون، فا، سل
فواصل گام سه گاه
بین درجه اول تا دوم یک پرده
بین درجه دوم تا سوم سه ربع پرده
بین درجه سوم تا چهارم سه ربع پرده
بین درجه چهارم تا پنجم یک پرده
یبن درجه پنجم تا ششم سه ربع پرده
بین درجه ششم تا هفتم سه ربع پرده
بین هفتم تا هشتم یک پرده
در ضمن باید توجه داشت که در آواز سه گاه نباید مایه را از تونیک گرفت آن وقت وارد مخالف سه گاه می شویم پس همیشه شاهد را باید درجه سوم گام قرار داد.
دستگاه چهار گاه:
آواز چهار گاه یکی از قدیمی ترین آواز های ایرانیست و از استقلال خاصی برخوردار است و می توان گفت در تمام آواز های ایرانی کاملترین گام را چهار گاه داراست مایه آن همان نت شروع یعنی تونیک می با شد و برای ساختن گام می توانیم بخاطر بسپاریم هر گاه درجه دوم و ششم گام ماهور را ربع پرده پایین آوریم وارد چهار گاه می شویم البته هنگام اجرا موسیقی این کار یک دفعه صورت نمی گیرد بلکه با وارد شدن در گوشه های مختلف اول درجه دوم را ربع پرده پایین می آورندو آواز حالتی دیگر پیدا می کند وبعد از اجرای گوشه درجه ششم را ربع پرده پایین می آورند برای مثال هر گاه از آواز ماهور به چهار گاه می روند اول با نواختن یا خواندن گوشه راک یک ربع پرده را پایین آورده و بعد از طریق گوشه موالیان
حال به چهار گاه می روند:
در چهار گاه نت های ایست مختلف داریم بصورتیکه ایست روی درجات مختلف گام نشانگر گوشه های مختلف این دستگاه می باشد و این درجات عبارتند از.
اول،سوم، چهارم ،پنجم،ششم،هشتم
حال اگر روی درجه اول دور می زنیم و تونیک را شاهد قرار می دهیم ما درواقع گوشه درآمد را اجرا کردیم هرگاه درجه سوم را شاهد به گیریم گوشه زابل را اجرا می کنیم هرگاه درجه چهارم را شاهد قرار داده وارد گوشه مویه میشویم و در این حالت درجه پنجم هم موقت ربع پرده کم می شود ولی همیشه به این حالت نمی ماند و دوباره برای فرود بجای خود بر می گردد.
و هرگاه درجه پنجم را شاهد قرار دهیم وارد گوشه حصار می شویم این حصار در واقع یک تغییر مقام از درجه اول به درجه چهارم گام است و ملودی به اوج می رود و چون نوازنده ویا خواننده در این گوشه محدود است آن را قدما حصار می نامند.
حال اگر درجه ششم را شاهد قرار داده وارد گوشه مخالف می شویم و چرا به آن مخالف می گویند باید گفت که در واقع ما از چهارگاه به همایون وارد شدیم که ملودی حا لت دیگری پیدا می کند و اگر درجه هشتم را شاهد قرار داده می توان از این طریق وارد گوشه مغلوب و منصوری شد نت شاهد در چهار گاه همان نت تونیک است.
گام چهار گاه
دو، ر کرون، می، فا،سل، لا کرون،سی، دو
فواصل گام چهار گاه:
بین درجه اول تا دوم سه ربع پرده
بین درجه دوم تا سوم یک پرده و ربع پرده
بین درجه سوم تا چهارم نیم پرده
بین درجه چهارم تا پنجم یک پرده
بین درجه پنجم تا ششم سه ربع پرده
بین درجه ششم تا هفتم یک پرده و ربع پرده
بین درجه هفتم تا هشتم نیم پرده
پایان
دستگاه نوا و همایون
دستگاه نوا دارای ملودی های گوناگون است هر چند گام و فواصل آن از جهاتی کاملان با شور مطابق است ولی در نهایت اسقلال ملودی دارد آواز نوا در شروع از ناحیه بم آغاز می شود و کم کم به قسمتهای زیر می رود روند ملودی نوا مایل به طرف نتهای پایین رونده گام (قبل از تونیک)است
گام نوا
این گام را نوا در مایه (دو ) می نامیم
دو، ر، می بمل، فا، سل، لا کرون، سی بمل ،دو
شروع آواز نوا از نت (سل تا دو ) می باشدنت شاهد آن با شاهد آواز ابوعطا و افشاری یکی است درآمد نوا نیز در هنگام شروع و آغاز ملودی بلافاصله از نت شاهد شروع نمی شود بلکه از درجه سوم گام شور (شاهد بیات ترک) شروع شده و در گردش ملودیک خود به طرف نت شاهد و تونیک گام شور متمایل شده و سپس به شاهد خودش یعنی درجه چهارم گام شور مراجعت می کند و در این موقع است که اصل ملودی نوا حول کانون شاهد شکل می گیرد گام نوا زمانی با شور مطابق است که نت شاهد نوا از درجه چهارم گام شورشروع شود.
فواصل گام نوا
بین درجه اول ودوم یک پرده
یبن درجه دوم وسوم نیم پرده
بین سوم وچهارم یک پرده
بین درجه چهارم و پنحم یک پرده
بین درجه پنجم و ششم سه ربع پرده
بین درجه ششم و هفتم سه ربع پرده
بین هفتم و هشتم یک ربع پرده
دستگاه همایوندستگاه همانند گام شور است فقط تفاوت اساسی که دارد در درجه سوم گام شور و همایون می باشد بطوری که درجه سوم گام همایون نیم پرده بالاتراز درجه سوم گام شور است و همین نت حالت همایون را بیان میکند نت شاهدهمایون درجه دوم گام است و برای اجرای آواز از چند نت زیرگام شروع کرده و به درجه دوم گام می رسیم نت شاهد و در آنجا ملودی همایون گردشهایی دراطراف این نت دارند پس از خود نما یی نت شاهد درجه هفتم گام اهمیت داردو آن نت ایست همایون است و در هنگام اجرای آواز در بیشتر اوقات نیم فرودبر روی این نت مشهود است خواننده ویا نوارنده باید روی این نت بطور موقط
ایست کند و آن را به عنوان نیم فرود تلقی کندو فرود کامل زمانی صورت می گیردکه اشاره به نت تونیک همایون بشود بطور معمول در طول زمان ایستادن روی درجه هفتم همایون مرسوم شده و گوشها به این فرود عادت کرده اند اگر بخواهیم دقیقأ فرود همایون انجام پذیرد بآید به یک نت بالاتراز آنچه تا بحال مرسوم بوده است اشاره کنیم اصولان فرود همایون برای دوستان خواننده کمی مشکل است برای اینکه اشاره ای در ذهن داشته باشیم و همیشه برای فرود کامل همایون از آن استفاده کنیم باید شروع ملودی گوشه موالف را ملکه ذهن خود کنیم. در دستگاه همایون حالتی از ملودی در دانگ اول کام نواخته و یا خوانده می شودو قدما نام موآلف را برای آن بر گذیند
یکی دیگر از راههای فرود کامل روی تونیک گام همایون استفاده استفاده از بال کبوتر است
فرودی که از درجه چهارم جهش به درجه اول گام هر دستگاه دارد.می توان به جرأت
گفت که اکثر خوانندگان نسبت به فر ود کامل همایون تا حال توجهی علمی
مبذول نداشته اند و همگان بر اساس سنت و تقلید به این کار پرداخته اند در صورتیکه
اگر از دریچه علم موسیقی با آن برخورد می کردند فرود را روی تونیک گام همایون انجام می
دادنند. البته مشابه این موضوع در مقوله های دیگر نیز به چشم می خورد و در صورتیکه
هنرمندان ما با دید علمی به خوانندگی و نوازندگی بپردازند افق وسیعی از تازه ها بروی آنها
باز خواهد شد از طرفی حق با آنها بوده چرا که تا این اواخر طریقه انتقال موسیقی ما
بصورت سینه به سینه بود و مدتی است که موسیقی بطور علمی تدریس می شود واگر
بزرگانی مثل استاد وزیری واستاد روح الله خالقی نبودند الان هم همین مشکل را داشتیم امید
وارم که هنرمندان ما در آیند خط مشی خود رادر جهت پیشبرد اهداف هنری دنبال کنند.
فواصل تشکیل دهنده گام همایون
بین درجه اول ودوم سه ربع پرده
بین درجه دوم وسوم یک پرده وربع پرده
بین درجه سوم و چهارم نیم پرده
بین درجه چهارم و پنجم یک پرده
بین درجه پنجم وششم نیم پرده
بین درجه ششم وهفتم یک پرده
بین درجه هفتم وهشتم یک پرده
مشتق آواز همایون(آواز اصفهان )
آواز اصفهان از درجه چهارم گام همایون شروع می شود در واقع شاهد آن هم درجه چهارم گام همایون می باشد و گام آن با گام کوچک هارمونیک هیچ تفاوت ندارد نت ایست درجه ششم گام بیات اصفهان می باشد البته در قدیم اصفهان را طوری دیگر می نواختند و امروز اصفهان قدیم را مخالف سه گاه می نامند چون در زمان قاجار مسافرت به اروپا باب شده و موسیقی دانهای ما در مقایسه ها یشان مشابهتی بین گام کوچک بین المللی و بیات اصفهان دیدنددرجه هفتم گام اصفهان را ربع پرده کمتر می گرفتند و کم کم گوش های آنها باین فاصله عادت کرد و اصالت فواصل قدیم از بین رفت برای مثال گام اصفهان سل را می نویسیم.
سل، لا، سی بمل، دو، ر، می بمل، فادیز، سل = اصفهان جدید
سل، لا، سی بمل، دو، ر، می بمل، فاسری، سل = اصفهان قدیم
روابط گام های موسیقی ایران با یکدیگر
درره منزل لیلی که خطر هاست بجان
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
روابط گامهای موسیقی ایران با یکدیگر
دانستن فواصل گامهای دستگاهها و آواز های مشتق از آنها بسیاری از مشکلات هنرجویان راحل خواهد ساخت و یک سیتم دفاعی در مقابل خطراتی همچون خارج نواختند می باشدوعلاوه بر آن راههای اساسی برای مرکب نوازی را آسان می کند
دستگاه راست پنجگاه
همانطور که قبلان اشاره کردم گام راست پنجگاه با ماهور یکی است و اختلاف در نوعیت ملودی وحالات دو آواز می باشد زنده یاد استاد علینقی وزیری بر این عقیده بودند که دستگاه به آوازی اطلاق می گرددکه طرز بستن درجات گام و فواصل آن شباهت به دستگاه دیگر نداشته باشد و چون فواصل دستگاه راست پنجگاه با ماهور یکی است آنرا نباید دستگاه نامید و به آن باید به( یک گام مد گر)نگریست به هر صورت شناسایی راست پنجگاه از نت تونیک آن شنا خته می گردد نت شاهد و ایست درجه اول گام راست پنجگاه است نوازنده گان هنگام اجرا از کوک خاصی استفاده می کنند که شنونده احساس می کتد که دستگاه راست پنجگاه کاملان مستقل است سیم های ساز را به فاصله پنجم کوک میکنند.
گام راست پنجگاه از مایه فا
فا،سل،لا،سی بمل،دو،ر،می،فا
دستگاه ماهور
ماهور تنها دستگاهی است که گام آن کاملان باگام اروپایی یکی است ولی فقط چند گوشه هستند که در این گام نواخته می شود و نوازنده بعد از نواختن چند گوشه ملودی را تغییرمی دهد و کاملان گام ماهور تغییر می کند مثلان هنگام نواختن درجه ششم گام ماهور را ربع پرده پایین می آورد وارد گوشه دلکش می شود و اگر کسی گوش کند فکر می کند نوازنده.
دستگاه شور را می نوازد و اگر درجه سوم را ربع پرده پایین آورد وارد گوشه دیگری به نام شکسته می شود که همان افشاری و یا تغییرمقام به سه گاه می باشد بطور کلی نت ایست و شاهد و تونیک ماهور درجه اول گام است.
نکته بسیار مهم این است که ساختار ملودی ماهور باعث آن شده تا گام ماهور قبل از تشکیل دارای دانگ مقدمه ای باشد و همجنین پس از طی فاصله اکتاو دانگی الحاقی نیز به خود اختصاص دهدکه همین امر باعث شده است دستگاه ماهور گسترایی فراتر از یک گام داشته باشد.
گام ماهور از مایه سل
سل،لا، سی،دو،ر،می،فادیز،سل
دستگاه شور
شور معمولترین آواز ایرانیست که در موسیقی ملی ماست گام مخصوصی است که هیج شباهتی با گام مینور و ماژور ندارفواصل تشکیل دهنده گام شور عبارتند از .
1- بین درجه اول و دوم سه ربع پرده
2-بین درجه دوم وسوم سه ربع پرده
3-بین درجه سوم و چهارم یک پرده
4-بین درجه چهارم تا پنجم یک پرده
5 -بین درجه پنجم تا ششم نیم پرده
6-بین درجه ششم تا هفتم یک پرده
7-بین درجه هفتم تا هشتم یک پرده
دستگاه شور را می توان از 24 ربع پرده موسیقی ایرانی نواخت ولی به علت محدود بودن ساز هایی که ایرانیان برای نواختن انتخاب کردند کاری بس دشوار است بهمین خاطر نوازندگان ایرانی مایه های معمولتری را برای اجراءاین آواز یا آوازهای دیگر بکار می برند برای مثال ما از گام شور سل شروع می کنیم این گام برای تار و سه تار سنتور بیشتر قابل اجراست نوازندگان کمانچه ویا ویلن از مایه لا این آواز را اجرا می کنند.
آواز شور نت شاهد و ایست همان شروع گام است چرا که اگر در شور در هرکدام از درجات به غیر از شروع گام ایست کنیم آوازهای مشتق از شورتشکیل میشود.
گام شور سل
سل ،لا کرون،سی بمل،دو ،ر،می بمل،فا، سل می باشد.
گام شور دارای یک دانگ مقدمه،الحاقی از طرف بم یا زیر می باشدکه طبیعطتأ تعدادی از گوشه های شکل دهنده آن دستگاه در آن محدوده جای گرفته اند و گوشه خارا در محدوده این دانگ الحاقی قرار گرفته است.
نما یش دانگ الحاقی گام به این صورت است،دانگ مقدمه دو،ر، می بمل،فا دانگ اول سل-لا کرون-سی بمل-دو ادانگ دوم ر،می بمل،فا،سل می باشد.
آواز دشتی:
گام دشتی از نظر فواصل همانند ابوعطا و شور است اما نت شاهد آن درجه پنجم گام شور است ولی این درجه پنجم همیشه به یک حالت نیست و مرتب حدود یک ربع پرده با لا و پایین میرود این نواسان ربع پرده ای نت پنجم گام شور باعث بوجود آمدن حالتی حزن آور است که در ملودی دشتی شاهد می باشد در واقع می توان گفت شاهد دشتی متغیر است بنابرین دشتی گامی.
همانند شور دارد و بخاطر همین ربع پرده داری دو نوع فواصل به شکل زیر
بین درجه اول تا دوم سه ربع پرده
بین درجه دوم وسوم سه ربع پرده
بین درجه سوم و چهارم یک پرده
بین درجه چهارم و پنجم یک پرده
بین درجه پنجم و ششم یک پرده
بین درجه ششم تا هفتم یک پرده
بین درجه هفتم تا هشتم یک پرده
فرق دشتی با شور این است که در شور درجه اول وچهارم گام با اهمیت است ولی در آواز دشتی نت شاهد که درجه پنجم گام شور است ودرجه سوم گام است که روی آن ایست می کنیم.
دامه دارد
نگرشی به ردیف موسیقی ایرانی
فسانه گشت وکهن شد حدیث اسکندر سخن نو آر که نوا را حلاوتی دگر است
ردیف و مفهوم آن
هر مطلب وموضوعی که ترتیبی خاص و آرایش موزون گرفته باشد ردیف میگویند
اما در موسیقی به مجموع نغمات و الحانی گویند که تحت اصطلاح گوشه ویا ملودیهای
کوچک که بصورتی منطقی از لحاظ هماهنگی نسبت های فواصل ملودی ها با یکدیگر
پشت سرهم اجرا ویا خوانده شود گفته میشود
امروزه تمامی کسانی که به نحوی در را بطه با هنر موسیقی فعالیت می نمایند دستمایه
کار خود را ردیف قرار می دهند و هر چه دانش آنها از ساختار این ملودیهابیشتر باشد
قدرت اجرایی بیشتری از خود نشان میدهند
ردیفهای ضبط و ثبت شده
ردیف آقا حسینقلی
این ردیف رافرزند او(علی اکبر خان شهنازی)در وزارت فرهنگ وهنر ضبط کرده و در بین
ردیفهای موجود یکی از سخترین و زیباترین از نظر ساختار ملودی و اجرا میباشد
آقا حسینقلی استاد بزرگی بودولی قدری حسود و حاضر نبود اطلاعات خود را در اختیار
دیگران قرار دهد استاد وزیری می نویسد روزی خدمت استاد آقاحسینقلی رفتم تا بتوانم
ردیف ان استاد را بنویسم تا در آینده بعد از فوت او شاگردان بقیه ردیف را بدون
حضور ایشان با کمک استایددیگر بیاموزند خلاصه وقتی نزد استاد رسیدم موضوع را گفتم
آقاحسینقلی بسیار تعحب کرده و میپرسد مگر میشود موسیقی را نوشت وزیری مگویند
بله آقاحسین مفرمایند من قطه ای می زنم شما اگر راست مگوید بنویسید و شروع به
نواختن میکند شور پایین دسته را که تمام کردند به وزیری می گوید بزن وزیری چون موسیقی
را در فرانسه و آلمان تحصیل کرده بود و دیکته موسیقی را می دانست عینن قطه را می نوازد
آقاحسینقلی وقتی این را میبیند اصلان حاضر نمی شود وزیری بقیه ردیف را ادامه دهد
ردیف میرزا عبدالله
میرزا عبدالله برادر آقاحسین قلی و مردی بسیار مهربان و استاد تار و سه تار بود
از پسران او می توان استاد احمد عبادی را نام برد از شاگردان معروف وی اسماعیل
قهرمانی و نورعلی برومند بودند اسماعیل قهرمانی ردیف استاد خود را با تار نواخته
وضبط کرده در اختیار نورعلی بورومند که در میان سالگی یک دفعه نابینا می شود قرار میدهد
نور علی برومند ردیفهای ضبط شده را به مدت ۱۲ سال تنهایی در اطاق خود تمرین می کند
و پس از فوت اسماعیل قهرمانی نوار های ضبط شده را آتش میزند و از بین می برد
وحال تصور کنید اگر نورعلی خان بلایی به سرش می آمد ردیف میرزا عبدالله از بین می رفت
بعدها نورعلی خان با تغیراتی آن را ضبط می کند که ژاندورینگ فرانسوی آن رانت نگاری کرده
ردیف برومند را شاگردان او آقایان:مجید کیانی -علی اکبر شکارجی-داریوش طلایی
و حسین علیزاده هر کدام با ساز تخصصی خود ظبط نوده اند
ردیف درویش خان
مرتضی نی داود از شاگردان معروف درویش خان بود و ردیف این استاد بزرگ
را که ۲۹۷ گوشه دارد ذر رادیو ضبط کرد و درپایان پخش نشد و استاد نی داود از این موضوع
بسیار رنجید و به آمریکا رفت و تا پایان عمر آنحا ماند
ردیف عبدالله دوامی
از شاگردان معروف استاد داومی میتوان محمود کریمی استاد آواز را نام برد او با صدای
خود تمام هفت دستگاه را ضبط کرده
ردیف سید حسین طاهرزاده
طاهرزاده به خواهش نورعلی برومند در اواخر عمر همراه کمانچه اصغربهاری و تار بروبند
بعضی از دستگاه راضبط کرد
ردیف فرامرز پایور
از شاگردان معروف استاد ابولحسن صبا است
او ردیفی برای سنتور ضبط کرد
ردیف موسی معروفی
این استاد ردیفی که بنیاد آن از ردیف آقاحسینقلی و میرزا عبدالله است تدوین کرده است
و از خود ایشان گوشه هایی در آن آورده است
ردیف علی تجویدی
استاد تجویدی برای ساز ویلون در دستگاهای مختلف آثاری نوشته وضبط کرده
اختلافات بین ردیف های موجود در موسیقی سنتی ایران
موسیقی درطول سالیان گذشته باعث شده است ردیف هرکدام از اساتید سنتی ایران
باهم اختلافی پیدا کند
فقدان خط نت جهت ثبت ملودی ها و گوشه ها
عدم ارتباط های تنگاتنگ و عدم وسایل ارتباط جمعی
فقدان و کمبود مراکز فرهنگی و هنری برای تبادل نظریات هنرمندان و مو سیقی دانان
و ثبت نظر یات دست اول بنام اشخاص صاحب نظر
اضطراب داشتن ردیف دانان موسیقی از اینکه موقعیت مطلوب مقطعی خود را از دست بدهند
بر خوردهای سطحی اکثر آگاهین از موسیقی برای فرادادن موضوع ردیف به فراگیرندگان
و ساده انگاشتن تشابهات ملودیک کاذب خیلی از گوشه ها
مقایسه ردیف ها با یکدیگر
هم اکنون به ردیف های موجود که نوشته ویا ثبت شده می پردازیم
در ردیف زنده یاد محمود کریمی که از شاگردان عبدالله داومی بوده آمده است
در دستگاه شور گوشه ای بنام اوج ثبت شده که در ردیف میرزا عبدالله به نام سلمک آمده
در مورد گوشه درآمد باید بگویم که در بعضی از ردیفها به چهار تا می رسد مثل ردیف علی اکبر شهنازی
درآمد اول -درآمد دوم-درآمد سوم-و درآمد چهارم ثبت شده و در بعضی به سه ویا دو درآمد میرسد
در ردیف استاد ابولحسن صبا گوشه خا وران با نام طرب انگیز ثبت شده
گوشه زنگوله در بعضی از ردیفها با نام فرنگ آمده
در ردیف مکتب اصفهان که برای آواز ثبت شده اختلاف زیادی با ردیفهای دیگر می باشد
در قدیم در مکتب اصفهان شروع دستگاه شور را از مقطعی می دانستند که در واقع
وارد سلمک می شویم و می گفتند که شروع درآمد قبل از سلمک یکی از گوشه های شور
است که آن را دیگران به عنوان رهاوی در شور می شناسند
در واقع شروع گام شور از مقطع سلمک به بعد بوده
در مکتب اصفهان اختلافی با دیگر ردیفهای موجود است
هنگامی که وارد دانگ دوم شور می شویم از مرز گوشه شهناز به بعد یعنی همان گوشه
رضوی را در مکتب اصفهان سلمک می نامند
در بعضی از ردیفها سلمک به قرچه رفتن را که حر کتی پله کانی می باشد به نام شهناز
می شنا سند
گوشه مهربانی را در بعضی از ردیف ها ماوراءانهر می گویند
گوشه افشار در مکتب اصفهان با نام جامه دران آمده و در دستگاه ماهور گوشه آذربایجانی
را مراد خوانی می نامند و گوشه کرشمه را در بعضی از ردیفها میگلی می خوانند
گوشه کاشی را در مکتب دیگر چوپانی می خوانند
گوشه راک عبدالله که در بعضی از ردیفها در بیات ترک -ماهور-دشتی و حجاز ابوعطا خوانده
می شود در ردیفهای دیگر در پرده بیداد در دستگاه همایون اجرا می شود
دستگاه راست پنجگاه بین محققین و سایر مکاتب هنوز بخوبی تعریف نشده در مکتب اصفهان
این دستگاه را مستقل نمی دانند و راست آن را نوعی داد خوانی می دانند وپنجگاه را
نوی فیل خوانی می دانند
و در بعضی از ردیفها گوشه ای به نام هداوندی رادر پرده بیات راجع سووزو گداز می خوانند
پا یان
بقیه آواز بیات ترک
مطرب به نوایی ره ما بی خبران زن تاجامه درانیم ره جامه دران زن
جامه دران نام یکی از الحان نکیسا موسیقی دان زمان خسرو پرویز می باشد
ملودی این آهنک طوری ساخته شده که وقتی نکیسا آن را حضور شاه مینواخته همه
حاضرین چنان به هیجان می آمدنند که جامه ها را بر تن خویش می دریدندبه همین خاطر
این ملودی یا گوشه را جامه دران نامیدند حا فظ می فرمایند
نه گل از دست غمت رست ونه بلبل در باغ همه را نعره زنان جامه دران می داری
این گوشه در ردیف موسیقی ما در آواز بیات ترک و افشاری بیات اصفهان دستگاه نوا
ودستگاه ماهور نوا خته می شود در بعضی از مکاتب مانند مکتب اصفهان به نام گوشه
افشار آمده نت شاهد آن درجه سوم گام شور است و گسترده ملودی درجه پنجم گام
نام گوشه:امیری=طبرسنانی
گوشه امیری را طبرسنانی یا طبری هم می گویند ساحتار ملودی این گوشه بر مبنای
امیری پازواری خوانده می شود و اشعار این گوشه اغلب از شعرای مازندرانی بوده
در ضمن در قدیم به سرزمین مازندران وگیلان طبرستان می گفتند استاد ابولحسن صبا
این گوشه را در ردیف خود اضافه کرده
ازاین گوشه می توان از آواز بیات ترک به آواز دشتی رفت
حسن مشحون در کتاب خود تاریخ موسیقی ایران آورده آهنگهایی در صفحات شمال به
نجما و کتولی معروفند که نام نجما یا امیر نجمی ازآن مشتق می شود آواز امیر نجمی
با گوشه طبری کمی فرق دارد محل قرار نت شاهد درجه سوم گام شور است و گسترده
ملودی تا درجه پنچم گام
نام گوشه:راک عبدالله
راک از ریشه هندی کلمه راگا به معنی نغمه و سرود گفته شده
این واژه از زمان ساسانیان وارد موسیقی ایران شده در زمان بهرام گور موسیقی فقط
در دربار شاه نواخته می شد روزی که شاه با لباس مبدل به شهر می رود تا از اوضاع شهر
با خبر شود با مردم که صحبت می کند نیاز آنها را به موسیقی درک می کند و برای مردم
تصمیم می گیرد ۴۰۰ لولی که به آنها گوسن هم میگفتند وارد ایران کنند
گوسنها در نمایش و موسیقی و آکروبات بسیار ماهر بودند و آنها در شهر برای مردم
هروز به اجرا می پرداختند در واقع بهرام گور را می توان از بهترین پادشاه ایرانی دانست
که در زمان او موسیقی بسار رونق یافت و به عصر طلایی موسیقی ایزان معروف است
گوشه راک در حال حاضر در ردیف موسیقی ضبط شده و به نام های مختلف و حالت های
مختلف نواخته می شود(راک هندی راک کشمیر راک عبدالله صفیر راک -کرشه راک)
نت شاهد آن روی درجه هشتم گام شور است و گسترده ملودی تا درجه دوازدهم
نام گوشه:گشایش
گشایش بمعنی باز شدن است در ردیف موسیقی ایران با ملودی ها و تعریف های مختلف
آمده و بیشتر با ملودی گوشه داد بطور نا مشخصی ترکیب شده
از طریق این گوشه می توان راه به درجات مختلف گام باز کرد و وارد گوشه های دیگر شد
و همچنین شباهتی به گوشه جامه داران نیز دارد هر دو ملودی قدری حزن انگیز هستند
نت شاهد این گوشه روی درجه چهارم گام شور است
و گسترده ملودی تا درجه پنجم گام
نام گوشه:نیشابورک
نام نیشابور در قدیمیترین کتاب ایرانی اوستا به گونه (ریونت) آمده که به معنای دارنده
جلال و شکوه است و هم اکنون بخشی از شهر نیشابور (ریوند)خوانده می شود
بر اساس نظریه منتسب بودن بسیاری از گوشه های موجود در ردیف موسیقی به شهرهای
ایران گوشه نیشابورک نیز در این چهار چوب قرار گرفته و ملودی آن می تواند به یکی از دهستانهای استان خراسان واقع در حوالی شهرستان سرخس وابستگی داشته باشد
گوشه نیشابورک را در دستگاهای ماهور و نوا و آوازهای بیات ترک -افشاری اجرا میکنند
در گام بیات ترک نیز همانند گام ماهور نت شاهد آن درجه جهارم گام شور است و گسترده ملودی تا درجه ششم گام فقط باید دقت کرد که ملودی نیشابورک با بیات ترک شباهت دارد و با نغمه ترک اشتباه نشود
نام گوشه:فیلی
فیل دهی است کوچک از دهستان میانرود شهرستان آمل
ساختار ملودی فیلی به گو نه ای است که آن را می توان تمرینی برای دانگ اولیه گام ماهور
دانست چرا که از درجه اول گام به صورت پله ای به درجه پنجم گام حرکت کرده و سپس
به نت شاهد بر می گردد و در آواز بیات ترک عینن هم این شکل است
نام گوشه:شکسته
با مدعی بگو که ما خود شکسته ایم محتاج پنجه نیست که با ما درافکنی
چون در پرده ملودی شکسته هنگام اجرای گوشه در آوازها و دستگاها باعث شکستن
فواصل گام و حالت آواز کاملان فرق پیدا میکند این گوشه را شکسته مینامند
نت شاهد درجه پنجم گام شور و گسترده ملودی درجه هشتم گام
نام گوشه:تصنیف بیات تزک
اجرای تصنیف بیات ترک بر اساس و قوانین تصنیف های دیگر انجام میشود
محل نت شاهد روی درجه اول گام گسترده ملودی تا درجه هشتم گام
پایان
بقیه دستگاه شور ادامه آواز ترک
حال بقیه گوشه های ترک را ادامه می دهم
چون شاهدان چمن زیر دست حسن تواند
کرشمه بر سمن و ناز بر سنو بر کن
نام گوشه:کرشمه
در گام بیات ترک ملودی گوشه کرشمه درجه اول گام را اشغال می کند
وگسترده ملودی تا درجه سوم گام شور است
نام گوشه:مهدی ضرابی
چنانچه از اسم این گوشه بخوبی میتوان دریافت که مهدی ضراب یکی از نوازندگان قدیم
ایران بوده و با حالتی خاص و دل انگیز در درآمد بیات ترک می خوانده و می نواخته
و بگذشت زمان این ملودی وارده ردیف موسیقی ایران شده
نت شاهد این گوشه روی درجه اول گام شور است
گسترده ملودی تا درجه سوم گام شور
نام گوشه:دوبیتی
دوبیتی خوانی را در اکثر گوشه ها ی ردیف موسیقی ایران می توان انجام داد
در ردیف میرزا عبدالله دوبیتی بصورت یک گوشه آمده آست
در واقع دوبیتی خواتی نوعی از موسیقی فولکلر ایران است که در لرستان اغلب
خوانده می شود
نت شاهد آن روی درجه اول گام شور و گسترده ملودی درجه سوم گام است
نام گوشه:دوگاه
شک نیست که اساتید قدیم در ا جرای آهنگها و ساخته های خود به علت اشکالات فنی(پرده بندی سازها) قادر به استفاده از پوزیسیونهای مختلف به صورت آنچه که در موسیقی ضربی عمل می شود نبودند. هر دستگاهی را از پرده خاصی شروع و طوری ختم می کردند که امکان اجرای تمام سری صداهای مورد نظر به آسانی و راحتی مقدور باشد.
نامهای تکنیکی دو گاه، سه گاه، چهارگاه و غیره(که به نام درجات گام بیشتر شباهت دارد)و به خصوص برای اشاره به محل قرار گرفتن آن دستگاه روی پرده های ساز از ساده ترین روش انگشت گذاری استفاده می کردند.
مثلا اگر بخواهیم دستگاه شور را از نت سی کرون شروع کنیم یعنی سی کرون را شاهد شور قرار دهیم، اجرای چنین شوری اگر غیر ممکن نباشد لااقل برای هر استادی مقدور نیست.
برعکس اگر شاهد شوری را نت لا فرض کنیم می بینیم که محل اجرای آن شور راحت تر است. حال تصور می شود که دوگاه هم باید نام دستگاه شوری بوده باشد که شاهد آن در مرحله دوم از مراحل ناشناخته ای قرار می گیرد. بنابراین طبیعی است که نام(دوگاه) که اصطلاحی است برای اشاره به نوبت دوم، به آن شوری که در مرحله دوم سیم دست باز (سل)قرار می گرفته است یعنی شور لا.
بطور خلاصه در قدیم به مقامی که از درجه دوم یک گام زیربنا و بنیادی آغاز می شده دوگاه گفته می شده است و امروزه بهه صورت گوشه کو چکی در دستگاه شور ثبت شده.
نت شاهد درجه اول گام شور
گسترده ملودی تا درجه سوم گام شور
نام گوشه:قطار
گوشه فطار را قبلان تعریف کردیم شاهد آن روی درجه اول بیات ترک قرار دارد و گسترده
ملودی تا درجه چهارم گام شور است
نام گوشه:شهابی
دکتر ساسان سپنتا در کتاب چشم انداز موسیقی می نویسد
ابولحسن صبا استاد کلیه ساز های ایرانی از شهاب السادات اصفهانی شنیده
و در ردیف موسیقی خود وارد کرده شهاب السادات از واعظین خوش صدای دوران قاجار بوده
وصدایی خوش داشته او در مراسم مذهبی این گوشه ویا گوشه های دیگر ردیف را می خواند
استاد صبا گوشه ای را که شهاب ا صفهانی در آواز ترک با آهنگی مخصوص می خوانده
شهابی نام گذاشت نت شاهد این گوشه روی درجه اول گام شور است
و گسترده متودی روی درجه چهارم گام
نام گوشه:رکب
رکب به معنای شترسواران است که تعداده آنها بیشتر از ده نفر نباشد
از عمده آوازهای عرب ازجنس حدا ونصب ورکبان بود
حدا نوعی موسیقی عرب بوده که با آهنگ رفتار شتران بروی ریگهای صحرا تناسب داشت
وشتربانان برای نشاط شتران بالحن مخصوص می خواندند
فرصت الدوله شیرازی در کتاب بحورالالحان آوردهاست:قدما اگر دوگاهی را خوانده
و بر چهار گاهی فرود می آمدندـ رکب می خواندند
اگر در آواز بیات ترک گوشه دو گاه را خوانده و آن دو گاه را چنان با حالت ملودی چهار گاه
تر کیب نموده که نت شاهد بیات ترک و دو گاه با نت شاهد چهار گاه مشترک باشد
پس می توان رکب را نوعی مودولاسیون نامید
نت شاهد درجه اول گام شور است
گسترده ملودی تا درجه سوم
نام گوشه:داد
رها نمی کند ایام در کنار منش
که داد خود بستام به بوسه از دهنش
درمورد این گوشه داستانی است در باره باربد موسیقی دان عصر خسرو پرویز
در در بار خسرو موسقیدانی بوده به نام سرکش که بسیار حسود بوده وقتی او
می شنود شخصی به نام باربد که موسیقی دان است و صدایی خوش دارد دستور
می دهد او را به دربار راه ندهند باربد به فکر چاره می افتد و با باغبان شاه صحبت می کند
و در مقابل قدری زر وسیم باغبان به او اجازه می دهد که وقتی شاه برای گردش به باغ می
آید باربد او را ببیند باربد لباسی سبز رنگ بتن می کند و ساز خود را با برگ درخت می پوشاند
و به بالای درخت می رود وقتی خسرو پرویز از زیر درخت رد می شود باربد چنان سرودی
می خواند که همه را به حیرت می آورد خسرو شاه می گوید این صدا از کجا می آید خود را
نشان بده باربد از روی درخت به پایین می آید و از آن روز شخص اول دربار و سوگلی شاه
می شود و آن چیزی بود که سرکش نمی توانست قبول کند زیرا باربد جای او را گرفته بود
و بهمین خاطر سرکش به باربد سم می دهد و این مرد بزرگ تارخ موسیقی ایران را از بین
می برد سرودی که باربد با آن شاه و همراهان را آنطور حیرت زده کرده بود همان سرود
داد آور که به گوشه داد معروف است و در ردیف موسقی ماست
سرود داد آفرین فقط با نام داد در متون ادبی ما وارد شده و اکنون در شاهنامه داریم
بدان باغ رفتی به نوروز شاه دو هفته ببودی بدان جشن گاه
سبک باربد نزد مردوی شد همان روز با مرد هم بوی شد
بر سر آن سرو شد بربط اندر کنار زمانی همی بود تا شهریار
به ایوان بیامد از آن جشن گاه بیاراست پیروزگر جای شاه
زننده بر آن سرو برداشت رود همان ساخت پهلوانی سرود
یکی نغز دستان بزد بر درخت کزان خیره شد مرد بیدار بخت
سرودی به آواز خوش برکشید که اکنون تو خوانیش دادآفرین
ولی اگر امروز ملودی گوشه فوق را بررسی کنیم می بینیم که حزنی خاص بر آن حکمفرما است و بعید به نظر می رسد که در طول زمان دستخوش انحراف ملودی و سلیقه نوازنده های مختلف نشده باشد. اجرای گوشه داد در گام بیات ترک همان گام ماهور است، چرا که گام ماهور و بیات ترک تنها یک فرق در درجه هفتم با هم دارند.
نت شاهد درجه دوم گام شور و گسترده ملودی تا درجه چهارم گام شور است.
ادامه دارد
دستگاه شور گوشه های شور
چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج بیکران دارد
بررسی دستگاه های موسیقی ایرانی:
دستگاه های موسیقی ایرانی شامل دوازده آواز می باشد.
آوازها شامل: ۱) شور ۲) ابوعطا ۳) بیات ترک ۴) افشاری ۵) دشتی ۶)همایون ۷) اصفهان ۸) سه گاه ۹) چهارگاه ۱۰) نوا ۱۱) راست پنج گاه ۱۲) ماهور می باشد.
بررسی آواز شور:
یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
وز دو لب شیرینت صد شور برانگیزم
تعریف: آوازی که به طریقی چشم گیر و پسندیده باعث به وجود آمدن وجد و حال شود شور خوانده شده است.
محل قرار نت شاهد درجه اول گام شور
گسترده ملودی تا درجه چهارم گام
قدما این دستگاه را تحت عنوان ام الاواز نیز خوانده اند. از این دستگاه چهار آواز مهم مشتق می شود که به ترتیب قرار نت شاهد( ابو عطا، بیات ترک، افشاری، دشتی) هستند. دو تا از این مشتقات گامشان با شور یکی است. مانند ابوعطا و دشتی. و فرودهای نهایی این دو آواز به دستگاه شور انجام می شود.دو آواز دیگر افشاری و بیات ترک ضمن استقلال گام، فرودهای نهایی در درآمدهای خودشان انجام می شود.
گوشه های شور عبارتند از: ۱) درآمد، ۲) خارا ۳) ضجه موره ۴) اصول ۵) هداوندی ۶) مثنوی ۷) رهاوی ۸) پنجه مویه ۹) نغمه ۱۰) سلمک ۱۱) بیات شیراز ۱۲) هشتری ۱۳) گریلی ۱۴) روح الارواح ۱۵) شهناز ۱۶) زیرکش سلمک: (نوع اول) ۱۷) زیرکش سلمک: (نوع دوم) ۱۸) گلریز ۱۹) مجلس افروز ۲۰) بیات کرد ۲۱) قرچه ۲۲) رضوی۲۳) کاروانی ۲۴) جوادخانی ۲۵) تنگسیری ۲۶) حسینی ۲۷) ده ناصری (عمل گیسو) ۲۸) کرشمه ۲۹) تصنیف
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
نام گوشه : خارا (درآمد)
محل قرار نت شاهد درجه اول گام
گستده ملودی تا درجه چهارم
تعریف: قدما قسمتی از شور را به عنوان درآمد می خوانده و می نواختند و آن را به خارا موسوم ساختند.
از نظر علمی ملودی گوشه خارا از زیر دانگ اولیه شور( دانگ مقدمه) شروع و پس از گردش های چند به دانگ اولیه گام شور ورود کرده و در پایان روی تونیک گام شور فرود می آید.
در خواب کرده ای ز رهاوی مرا کنون
بیدار کن به زنگوله ام که آنم آرزوست
گوشه رهاوی
در ردیف موسیقی سنتی امروز رهاوی یا رهاب گوشه ای است که در دستگاه نوا و گاه در پایان آواز افشاری با ساز یا آواز اجرا می شود. به قول شادروان روح اله خالقی رهاب سوز و گداز و ندبه ندارد، بلکه به پیر تجربه دیده ای شبیه است که می خواهد آب خنکی بر دل داغدیده ی مصیبت دیدگان بریزد و آنان را با نصایح دلپذیر امید وار کند و در ضمن بگوید آرزو های بشر تمام شدنی نیست.پس برای آنکه آسوده زندگی کنیم باید دامان آرزو را فراتر کشیم. تا ادامه زندگی که گاه با رنج و محنت و زمانی با شادی و مسرت توام است سهل و آسان باشد.
مولانا در یک غزل خود نام یازده مقام از دوازده مقام اصلی رایج در زمان صفی الدین عبدالمومن را صریحا ذکر می کند.
می زن سه تا که یکتا، گشتم، مکن دو تایی
یا پرده "رهاوی" یا پرده ی رهایی
بی زیر و بی بم تو، ماییم در غم تو
درنای این "نوا" زن کافغان ز بی نوایی
قولی که در "عراق" است درمان این فراق است
بی قول دل بری تو، آخر بگو کجایی
ای آشنای شاهان، در پرده ی "سپاهان
بنواز جان ما را، از راه آشنایی
در جمع سست رایان رو "زنگُله" سرایان
کاری ببر بپایان، تا چند سست رایی
از هر دو "زیر افکند" بندی بر این دلم بند
آن هر دو خود یکیست و ما را دو می نمایی
گر یار راست کاری، ور قول راست داری
در "راست" قول برگو تا در "حجاز" آیی
در پرده "حسینی"، "عشاق" را در آور
وز "بوسلیک" و "مایه" بنمای دلگشایی
از تو "دوگاه" خواهند تو "چار گاه" بر گو
تو شمع این سرایی ای خوش که می سرایی
اکنون باید بررسی کرد که آیا الحان مندرج در ردیف فعلی موسیقی سنتی ایران از نظر حالات عاطفی شباهت و تناسبی با الحان همنام در دوران گذشته دارند یا نه.برای دستیابی به هدف به عنوان نمونه به کیفیت این ملودی یا لحن اشاره می کنم که در قرن هفتم هجری یعنی در زمان حیات صفی الدین عبد المومن (که با مولانا جلال الدین رومی هم عصر بودند)، جزو دوازده مقام اصلی بوده است. مولانا در غزلی که به طور قطع و یقین الهامات و جذبه های موسیقی او را وادار به سرودن آن کرده می فرماید:
ای چنگ پرده های "سپاهان" م آرزوست
وی نای ناله ی خوش سوزانم آرزوست
در پرده "حجاز" بگو خوش ترانه ای
من هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست
از پرده ی عراق به "عشاق" تحفه بر
چون "راست" و "بوسلیک" خوش الحانم آرزوست
آغاز کن "حسینی" زیرا که "مایه" گفت
کان "زیرخرد" و "زیربزرگانم" آرزوست
این علم موسیقی بر من چون شهادت است
چون مومنم شهادت و ایمانم آرزوست
کسانی که با موسیقی ایرانی انس و الفت دارند، آنها که گوشهای حساس و موسیقی شناس دارند و آنها که خداوند نعمت شور و ذوق و حال را به ایشان عطا فرموده مفاهیم و معانی عاطفی هر یک از نغمات و گوشه های موسیقی سنتی ایران را در قلب و جان خود احساس می کنند. و می توانند تا حدی کیفیت تاثیر پذیری نغمات و دستگاه های ایرانی را توجیه و بیان کنند.
نام گوشه: ضجه موره
در موسیقی کرمانشاه نوعی آواز مقامی وجود دارد به نام هوره که قدیمی ترین آواز ایرانی است. ریتم این آواز آزاد است. بعضی از شاخه های مقام هوره عبارتند از: غریبی، ساروخانی، موری، هجرانی و مجنونی که این قطعات بیشتر با تنبور در مجالس نواخته می شوند. و نوعی آواز به نام هوره خوانی وجود دارد که مور نام دارد و اشعار آن حماسی است. یک نوع دیگر موره خوانی توسط زنان هنگام مرگ عزیزانشان در مجالس زنانه خوانده می شود که ملودی آن خیلی حزن آور است.
نت شاهد آن درجه دوم گام شور و گسترده ملودی تا درجه چهارم گام می رسد.
در ضمن ساختار آهنگ و ملودی این گوشه به گونه ای است که از طریق آن می توان براحتی از گام شور به گام همایون و باالعکس ورود نمود.
به دوستی که ز دست تو ضربت شمشیر
چنان موافق طبع آیدم که ضرب اصول
نام گوشه: اصول
محل قرار نت شاهد درجه اول گام
گسترده ملودی تا درجه چهارم گام
در موسیقی قدیم ایران ۲۴ نوع وزن یا ضرب یا اصول معمول بوده که به آنها بحر اصول می گفتند که امروزه چند نوع از این اصول هنوز متداول است. و از همه مشهورتر: ساقی نامه، صوفی نامه و شاهنامه خوانی است. بنابراین ضرب اصول رنگی بوده است وابسته به شور.
سعدی می گوید:
مغنی نوای طرب ساز کن
به قول و غزل قصه آغاز کن
که بار غمم بر زمین دوخت پای
به ضرب اصولم بر آور ز جای
نام گوشه هداوندی
محل قرار نت شاهد درجه اول گام
گسترده ملودی درجه چهارم گام
در اطراف تهران ،ساوه محله ای است به نام هداوند
نوعی از چهارپاره خوانی درپرده درآمدشورواصفهان مرسوم است که به هداوندی معروف است در حقیقت می توان این آواز را در همه پردهای یک دستگاه خواند. ملودی هداوندی در پرده بیات راجه بیات اصفهان به سوزوگداز معروف است.
من همان نایم که گر خوش بشنوی
با تو گویم شرح درد مثنوی
نام گوشه: مثنوی شور
محل قرار نت شاهد: درجه اول گام
گسترده ملودی: درجه آخرین گام
مثنوی در میان زنجیره ردیف موسیقی ایرانی جایگاهی ویژه برای خود دارد. حالتی از ملودی که در همه پرده ها و درجات گام یک دستگاه و آواز می تواند گردش داشته باشد و شعر انتخابی برای اجرای این حالت بحر مثنوی می باشد.
در مجموع می توان مثنوی خوانی را در همه هفت دستگاه و پنج آواز مشتق انجام داد. در بعضی از آوازها کمتر خوانده می شود و در بعضی از آنها اصولا مرسوم نیست.
آخر شب ره حسینی ساز
صبحدم پرده "رهاوی" گیر
نام گوشه: رهاوی
محل قرار نت شاهد درجه دوم گام
گسترده ملودی درجه چهارم گام
رهاوی نام یکی از مقامهای دوازده گانه موسیقی قدیم بوده است و دارای دو شعبه به نامهای نوروز عرب و نوروز عجم بوده، چنانچه در بیتی آمده:
رهاوی شد مقام و شعبه او
تو نوروز عرب را و عجم گو
نام آوازی که آن را در قلعه "رهاو" که از قلعه های قدیم روم بوده صاحب صوتی می خوانده و چون منسوب به رهاو بوده، این حالت را رهاوی می گویند.
در بعضی از روایات رهاوی را به عنوان نوعی از درآمد برای شور می شناسند.
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به "مویه" های غریبانه قصه پردازم
نام گوشه: پنجه مویه
محل قرار نت شاهد: درجه سوم گام
گسترده ملودی تا درجه هفتم گام
پنجه مویه حالتی است در ردیف میرزا عبداله که پس از گوشه نغمه جهت فرود از آن استفاده شده است و شباهت ملودی آن با بیات ترک نزدیک است.
پنجه مویه نوعی فرود است جهت برگشت از دانگ اول گام شور به نت شاهد آن.
ملودی پنجه مویه را می توان به صورت ضربی یا نیمه ضربی اجرا نمود و ملودی این آواز با فراز و نشیب هایی که دارد میتواند کلیدی محسوب شود برای تبدیل گام شور به سه گاه و چار گاه.
وزن شعری متناسب با ملودی آن چهار بار فعلاتن می باشد.
نام گوشه:زیرکش سلمک
در گام شور وقتی خواننده یا نوازنده به طرز خاصی از درجه هفتم گام شور به نت شاهد می رسد
آن را زیرکش سلمک می گویند این فرود را چون پس از گوشه سلمک اجرا می شود و موقع شروع در محدوده سلمک است زیر کش سلمک نام گرفته
محل قرار نت شاهد درجه سوم گام شور
گسترده ملودی:تا درجه هفتم گام
در ضمن هرگاه بخواهیم از بیات ترک به شور رویم از زیر کش سلمک برای فرود می توان استفاده کرد
نوی دیگر زیرکش سلمک وجود دارد که نت شاهد آن درجه پنجم گام شور است و گسترده ملودی درجه پنجم گام این ملودی شباهتی با گوشه گلریز دارد
نام گوشه: گلریز
بیا که پرده گلریز هفت خانه چشم
کشیدیم به تحریر کارگاه خیال
گلریز یکی از گوشه های دستگاه شور می باشد و نت شاهد آن روی درجه پنجم گام شور واقع است و در حقیقت ملودی آن را می توان به تعبیری تمرینی برای گذر از فواصل و درجات گام شور دانست.
چون که روند ملودی آن از درجه پنجم گام شور شروع شده و خود را به درجه اول گام شور می رساند، و پس از آن فاصله به فاصله از درجات شور به طرف اکتاو شور حرکت نموده و در آنجا(شاهد حسینی شور) تحریرهای چندی را به خود اختصاص می دهد و همانجا ایست می کند. پس می توان گفت که گسترده ملودی گلریز محدوده کل گام شور را در بر دارد.
محل قرار نت شاهد درجه پنجم گام
گسترده ملودی تا درجه هشتم گام
و گلریز به معنای کسی که به دلیلی گلریزان کند و گل افشانداژه.
نام گوشه:مجلس افروز
قطعه ای است ضربی که در ردیف به صورت چهار مضراب پس از گوشه گلریز آمده
محل قرار نت شاهد :درجه هشتم گام
گسترده ملودی: درجه دوازدهم گام
نام گوشه:بیات کرد
بیات به معنای لفظ است آهنگی که در بین کردها رواج داشته و می خوانند
نت شاهد:درجه پنجم گام شور است
گسترده ملودی درجه هفتم گام
نت شاهد آن منطبق با شاهد آواز دشتی است و ایست هایی روی نت شاهد شور دارد
نام گوشه :قرچه
دهی است نزدیک قوچان مردم آنجا ترک زبان هستند
شاهد آن روی گام شور درجه ششم گام است و روند ملودی تا درجه هفتم است
نام گوشه: رضوی
روی درجه هفتم گام شور نوعی از ملودی بنا شده که شباهت به آواز ابو عطا و چکاوک دارد
رضوی را می توان منسوب نه شخص دانست چون واژهای از این قبیل در ردیف وجود دارد که
نام شحصی بوده
نت شاهد :درجه هفتم گام
گسترده ملودی:درجه هشتم گام
نام گوشه:کاروانی
کاروانی حالتی است الهام گرفته شده از زنگ بسته بر گردن شتران اجرای این حالت در گام
تداعی حرکت ساربانان وقطار شتران در زمانهای پیش بوده به همین دلیل این گوشه حالتی مستقل
دارد و با نام کاروانی ثبت شده البته در دستگاه راست پنجگاه
اما این گوشه در گام شور نباید با کاروانی در دستگاه راست وپنجگاه اشتباه شود
محل نت شاهد:درجه هفتم گام
گسترده ملودی درجه هشتم گام
نام گوشه:جواد خانی
جواد خان فردی بوده که اسمش با ردیف مو سیقی پیوند خورده
او از رجال بوده و استاد کمانچه نام اصلی او میرزا جواد خان قزوینی و با ذوق بوده
او هنگام خواندگی یا نوازندگی این حا لت را چاشنی گوشه رضوی می کرده
نت شاهد درجه هفتم گام
گسترده ملودی درجه هشتم گام
نام گوشه:تنگسیری
نزدیک بوشهر محله ای به نام تنگستان وجود دارد مردم این ناحیه را تنگسیر می گویند
گوشه تنگسیری منسوب به این منطقه است
نت شاهد درجه هفتم گام
گسترده ملودی درجه پنجم گام
نام گوشه:نغمه
گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است
چشم همه بر لعل لب و گردش جام است
نغمه در اصطلاح مو سیقی به معنای صدا است و در ردیف گوشه ایی خاص با ملودی بخصوص و در
گامی بخصوص بکار رفته و در دستگاههای همایون-شور-راست پنجگاه-سگاه-نوا-اصفهان اجرا می
شود نوعی از نغمه در روی گام شور درجه چهارم گام رابه خود اختصاص می دهد و گسترده ملودی
آن تا درجه هفتم گام شور می باشد
نت ایست (فرود موقت)ملودی نغمه روی درجه اول شور قرار دارد
گسترده ملودی تا درجه هفتم گام
نام گوشه:سلمک
گوشه سلمک ازگوشه های اصلی و زیبای شور است
اول کسی که آوازهای فارسی را در دستگاه رمل خواند سلمک بود که در زمان هارون الرشید
زندگی می کرد
نت شاهد درجه چهارم گام شور است
گسترده ملودی درجه پنجم گام
نام گوشه بیات شیراز
بیات به معنای لفظ است که منسوب به شیراز است
می توان آن را از قطعات فو لکلور ایران دانست در پرده سلمک(درجه چهارم گام شور) نواخته می شود
نام گوشه هشتری
در ردیف میرزا عبدالله رنگی به نام شهر آشوب ثبت شده که قسمتی از این رنگ هشتری نام دارد
هشتر خان از بزرگان ترک بوده قطعه ای است ضربی
نت شاهد درجه چهارم گام شور
گسترده ملودی تا درجه پنجم گام
نام گوشه گریلی
قطعه ای است ضربی در گام شور ملودی آن از درجه چهارم گام شور(شروع سلمک) به صورت ۴/۲
آغاز می شود و پس از آن به درجه پنجم گام(شروع دشتی) تغییر شاهد می دهد و پس از آن در
قسمت سوم به درجه هشتم گام شور(محل قرار عشاق دشتی و حسینی شور) ادامه ملودی می دهد
نت شاهد درجه چهارم گام شور
گسترده ملودی تا درجه هشتم گام
نام گوشه : روح الارواح
حا لتی از ملودی را در پرده ابوعطا و بیات ترک یعنی درجات چهارم و سوم گام شور اجرا می کنند
که وزن و آ هنگ آن بر اساس اذان(اشهد ان لا اله الا ا لله) می با شد
در ردیف مو سیقی ایران در قسمت آواز بیات ترک آمده و در پرده گوشه رضوی قا بل اجراست
نت شا هد درجه چهارم گام
گستر ده ملودی درجه پنچم گام
سرو،ساقی و ماه ، رود نواز
پرده بر بسته در ره شهناز
نام گوشه:شهناز
شهناز حالتی تحریر گونه است که با یک سری حرکات ما نوریک درجات گام شور را
از چهارم تا ششم طی نموده و روی درجه ششم (شا هد قر چه) ایست می نما ید
این حا لت را سلمک به قرچه هم می گویند
واژه شهناز از شهنای که نوعی ساز در گذ شته بوده به طول ۷۷ سانتیمتر
در زبان پهلوی نای را هم ناز می گفتند
نت شاهد درجه چهارم گام شور وگسترده ملودی درجه ششم گام شور است
نام گو شه:حسینی
این گوشه توسط شخصی به نام (حسین بن امیه عجمعی)ثبت شدهو به همین خاطر
این گوشه را حسینی خواندن پنج نوع حسینی وجود دارند که عبارتند از
۱-حسینی اصل
۲-حسینی عشیران
۳-حسینی عچم
۴-حسینی صبا
۵-حسینی نیریز
البته حسینی شور کمی فرق دارد و ساحتار ملودی آینقدر پچیده نیست
نت شاهد در جه هشتم گام شور است
گسترده ملودی تا درجه دهم
نام گوشه ده ناصری
این گوشه را از ساخته های عبدالقادر مراغی می دانند همچنین نام یکی از ملودهای
نواحی(ده ناصری) در هندوستان است این گوشه را عمل گیسو هم مینامند
نت شاهد درجه هشتم گام
گسترده ملودی تا درجه دهم گام
چو شاهدان چمن زیر دست حسن تواند
کرشمه بر سمن و ناز بر صنوبر کن
نام گوشه: کرشمه
در گام شور تجلی این گوشه در دانگ اول شور یعنی درآمد و سلمک می باشد. در قدیم شعر در وزن (هزار مرتبه به به از آن لب شکرینت) و یا مفاعلن فعلاتن را در ملودی کلیه دستگاه ها و آوازها کرشمه گفته اند. ملودی گوشه کرشمه بیشتر ضربی اجرا می شود و دارای وزن سه چهارم می باشد. نت شاهد آن درجه اول گام شور و گسترده ملودی تا درجه هشتم گام شور است.
نام گوشه: تصنیف شور
محل قرار نت شاهد درجه اول گام
گسترده ملودی تا درجه هشتم
تعریف تصنیف: آهنگی است ساخته شده، موزون و همراه با کلام. در موسیقی قدیم ایران(نیمه دوم قرن هجری) تصانیف دوازده قسم بوده است: ۱. نوبه (ترانه) ۲.بسیط ۳. کل الضروب ۴. ضربین ۵.کل الغنم
۶. نشیط عرب ۷. نشیط عجم ۸. عمل ۹. صوت ۱۰. پیشرو ۱۱. زخمه ۱۲. قطعه
آواز ابوعطا
گوشه های ابو عطا عبارتند از: 1- درآمد 2- دستان العرب 3- سیخی 4- رام کلی 5- خسرو شیرین 6- جور 7- حزان 8- مثنوی ابوعطا 9- سملی 10 - حجاز 11- گبری 12- حسن موسی 13- مهربانی 14- چهارباغ (چهار پاره) 15- یعقلون و حجاز مصری 16- قطاربند 17- یتیمک 18- تصنیف ابوعطا
نام گوشه درآمد:
واژه ابوعطا از ابو ایتام گرفته شده و به معنای پدر یتیمان است. طوایفی از ایل قشقایی نیز به ایل ایتام شهرت دارند. ابو عطا را همچون سارنگ ثبت کرده اند که به معنای مرغ خوش آواز است.امروزه در سیستم تقسیم بندی ردیف موسیقی ایران اجرا می شود. نت شاهد آن درجه چهارم گام شور است و گسترده ملودی آن تا درجه هشتم گام شور می باشد. در واقع گام ابوعطا همان گام شور است، فقط نت های ایست (دوم شور) و شاهد ابو عطا(چهارم شور) ملودی این آواز را از شور جدا می سازد.
هیچ مطرب نگوید این دستان
هیچ بلبل نداند این آواز
نام گوشه دستان عرب:
دستان بمعنی نغمه و آواز است به پردهای بسته شده روی تار وستار هم دستان می گویند. آوازی که بر اساس پرده بندی و فواصل گوشه موسیقی عرب خوانده و یا نواخته شود دستان عرب می گویند اما امروزه در ردیف موسیقی ایران بصورتی دیگر بکار می رود گوشه ای کوتاه در آواز ابویطا و نوعی درآمد محسوب می شود نت شاهدآن منطبق با نت شاهددرآمد ابوعطا یعنی درجه چهارم گام شور است و گسترده ملودی درجه پنجم گام شور است.
نام گوشه سیخی:
به ملودی و آهنگی که منسوب به یک گروه مذهبی در هندوستان به نام سیخ ها می با شددر موسیقی ما نوعی از درآمد ابوعطا می باشدساختار آن بگونه ای است که اشعار چهار پاره درآن غالب قرار می گیردو حال و هوای ملودی را بهتر بیان می کندنت شاهد منطبق با شاهد ابو عطا ست یعنی درجه چهارم گام شورو گسترده ملودی تا درجه هفتم گام شور است یعنی تا حد درآمد اصلی ابوعطا.
حافظ ازحشمت پرویز دگر قصه مخوان
که لبش جرعه کش خسرو شیرین من است
نام گوشه خسرو شیرین:
نام لحنی از سی لحن باربد که او این لحن را به خواست و تمایل شرین ساخته تا ساختن باغی را که خسرو پرویز به شیر ین وعده داده و فراموش کرده بود با خواندن آهنگی به یاد خسرو آورد که بعدها به خسرو شیرین معروف گشت شاهد آن درجه اول گام شور و ابوعطا وگسترده ملودی تا درجه پنجم گام.
نا م گوشه:جور
ملودی این گوشه بسیار حزن آور است و موقع اجرا مانند کسی است که با زبان شعر وموسیقی جور و جفایی که بر وی رفته باز می گویدنت شاهد آن درجه چهارم گام گسترده ملودی این گوشه تا درجه چهارم گام شور است.
شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به که طاقت شوقت نیاورم
نام گوشه حزان:
واژه حزان در اصل حز نان به معنای اندوهنا ک بوده و به مرور زمان به حزان مبدل شده حزان نوعی فرود است برای رفتن از گوشه مخا لف سه گاه به درآمد سه گاه وچهار گاه حزان را در آواز شور وابوعطا اجرا می کنند در واقع نوعی فرود است برای رفتن از درآمد.ابوعطا به در آمد شورنت شاهد درجه چهارم گام شور گسترده ملودی درجه پنجم گام شور است.
نام گوشه مثنوی ابوعطا:
هرگاه مثنوی را در شور اجرا کنیم مثنوی ابوعطا می گوینددر بین ملودی هایی که در مثنوی اجرا می کنند از همه معرو فتر است نت شاهددرجه جهارم گام شور است گسترده ملودی تا درجه هشتم گام.
نام گوشه سملی:
سمل منطقه ای است در جنوب بوشهر مردم این ناحیه نوعی نوعی آواز می خوانند که به سملی معروف است حالتی است که برای فرود از گوشه حجاز ابوعطا به درآمد شور استفاده میکنندنت شاهد درجه پنجم گام شور است گسترده ملودی درجه پنجم گام.
نام گوشه حجاز:
حجاز منطق ای است در عربستان سعودی هنگامی که ایرانیان در این منطقه آوای مو سیقی را رواج می دادنند به همان نوعی که در سرزمین حجاز آواز می خواندند این آواز شکل گرفته است و وارده گوشه های موسیقی ایران شده نت شاهد درجه پچنم گام شورگسترده ملودی درجه هشتم گام شور است.
نام گوشه گبری :
زرتشتیان وآتش پرستان را گبر می گویندگبری را می توان آواز ویژه زرتشتیان دانست نت شاهد روی درجه پنجم گام شور است و ملودی تا درحه ششم گام شور می رود.
نام گوشه حسن موسی:
حسن موسی نام شخصی است که تفنگ دراری ساخته و به نام او ثبت شده در آواز ابوعطا حالتی را خوانده که منحصر به او بوده و بعد ها در مکتب اصفهان به این گوشه مرسوم است نت شاهد درجه دوم ابوعطا وروند ملودی آن تا درجه سوم ابوعطا ست.
نام گوشه مهربانی:
چو نو کردی نوای مهرگانی ببردی هوش خلق از مهر بانی از الحان سی گانه باربد موسیقیدان معروف دربار ساسانی است به نام مهرگانی مهرگانی و یا مهربانی به گذشت زمان یکی شده و سروده مهربانی نیز اختصاص به جشن مهر گان بوده حالتی است ضربی گونه به وزن ۴/۶و در غالب وزن (مستفعلن مستفعلن)خوانده می شود. مهربانی از گوشه هایی است که شاهد های مختلقی داردو بصورت مثنوی در آواز ترک احرا میشود در پرده درآمدبیات ترک به(مهربانی بزرگ)ودر پرده شکسته (مهربانی)کوچک نامیده مشود. محل نت شاهد درحه اول گام شور است گسترده ملودی تا درجه پنجم گام.
نام گوشه چهار باغ:
عجب چهار باعی است بهجت فزاگردش ثانی خلد گویند شاید امروزه نوعی از اشعار که بصورت چهار پاره خواند ه شود با آهنگی خاص در پرده ححازابوعطا به چهار باغ ویا چهار پاره معروف است نت شاهد درجه پنجم گام شور. گسترده ملودی تا درجه هفتم گام
نام گوشه:یقولون
به زبان عربی یعنی مردان سخن می گویند
برای اولین بار در ردیف میرزا عبدالله حالتی در حچاز ابوعطا نواخته شده از تکیه های موسیقی عربی است
که در موسیقی ایران آمده است
نت شاهد آن درجه دوم ابوعطا ست
گسترده ملودی در جه هفتم گام شور است
یارب قطار عمر صدای جرس نداشت
یا بخت خفته بود که این کاروان گذشت
نام گوشه:قطاربند
واژه قطار از کلمه گاتار گرفته شده ریشه آن از زبان باستان قدیم ایران است و هنوز در بعضی
از نواحی کردستان خوانده می شود قطار خوانی نوعی از موسیقی کردها می باشد
قطار گوشهای است که در آواز ترک هم خوانده می شودو در آواز ابوعطا به قطار بند معروف است
استاد علینقی وزیری می فرمایند قطاربشتر در ایالات کردهای گروس معمول بوده و دوبیتی های
بابا طاهر را با آن می خوانند
نت شاهد آن حجاز ابوعطا بوده و گسترده ملودی آن تا درجه ششم گام شور می رسد
در ضمن این قطه را نکیسا هم می گویند
نام گوشه:یتمک
واژه یتیمک بمعنی گوهر کوچک است این گوشه را برای اولین بار حمزه بن یتیم همراه با بلال حبشی
خوانده و بعدها وارد ردیف موسیقی ایران شده
نوعی از ملودی که در آواز شور و ابوعطا وهمینطور بیات ترک وافشاری می خوانند
نت شاهد روی شاهد حجاز می باشد
و گسترده ملودی تا درجه دوم ابوعطاست
نام گوشه تصنیف ابوعطا
نت شاهد درجه چهارم گام شور است
گسترده ملودی تا درجه هشتم گام شور میباشد
آواز بیات ترک
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا
به خال هندویش بخشم سمرقندو بخارا را
نام گوشه:درآمد ترک
بیات ترک رابیات زند هم میگوینداین آواز ربطی به ترکها ندارد بهتر است آن رابیات زند نامید
طایفه زند درایران حکومت می کردند
بیات زند به معنای شعر های عشقانه ای است که به وسیله بومیان این قبیله خوانده می شد
از نظرملودی با گام ماهور شبیه است فقط اختلاف کوچکی در روی درجه هفتم آن است که
بیات ترک را از ماهور مجزا می کند
شاهد آن درجه سوم گام شور است
گسترده ملودی درجه سوم گام خودش
ادامه دارد
در خواست مدیریت وبلاگ
با سلام به تمامی دوستان خواننده لطفاً توجه داشته باشید این وبلاگ فرهنگی هنری می باشد . خواهشمندم از هر گونه نظر غیر فرهنگی و هنری و یا سیاسی اجتناب کنید.
با تشکر مدیریت وبلاگ : رضا بهشتی پور
تاریخچه موسیقی دراویش

کشور پهناور و زيبايمان ايران، به دليل شرايط خاص جغرافيايي و آب و هوايي و نيز تاريخ تمدن ديرين،فرهنگ وهنرگنجينه اي غني بشمار میرود و دارای جاذبه هاي تاريخي و باستاني فراوانی مي باشد که مقوله اي بس گسترده است وسالها تحقيق مداوم و موشکافانه را مي طلبد. موسيقي دراویش نيز مانند موسيقي دیگر يا به صورت تكنوازي و يا همنوازي در گروههاي نه چندان بزرگ چند نفره اجرا مي شود. طي سده هاي گذشته,پيوسته ميان ايرانيان اعراب و تركيه تبادلاتي در زمينه هاي فرهنگي و بخصوص موسيقي صورت گرفته است.از ابتداي قرن چهاردهم ميلادي تا اوايل قرن بيستم. قسمت عمده اي از خاورميانه تحت تسلط دولت عثماني در آمده بود.دولت عثماني در سده شانزدهم ميلادي به اوج قدرت مي رسد و مرزهاي اتريش,روسيه جنوبي,تا هندوستان و مراكش و شبه جزيره عربستان را زير نفوذ خود قرار مي دهد.در همين دوره هاي طولاني است كه موسيقي دراویش از مناطق نامبرده بويژه از موسيقي ايرانيان و اعراب تاثيرات فراوانی مي پذيرد. حتی اكثر اصطلاحات موسيقي کشور تركيه به زبان فارسي است.تا جایی که متاسفانه به اشتباه حتي موسيقي داناني چون عبد القادر مراغه اي،ابونصر فارابي و شيخ صفي الدين ارموي را اصلا به تركستان نسبت داده اند.
موسيقي دراویش متكي بر اصول موسيقايي ايران و اعراب از دستگاهها و مقامات محلي اين مناطق پيروي مي كند.موسيقي دراويش قونيه نيز در پديد آمدن تناسبات اين موسيقي نقش بسزايي داشته است.در موسيقي دراويش سازهايي چون ني،دف و نقاره(نوعي ساز ضربي كه با چوب نواخته مي شود) دو تار،وتنبور،تاروسه تارمورد استفاده قرار مي گيرد.از ديگر سازهاي موسيقي دراویش عود،قانون و كمانچه مي باشند كه با اختلافاتي در طرح و ساخت يا داستان بندي و حجم كاسه صدا،كم و بيش در حالات و فيگورهايي مشابه موسيقي ايراني يا عربي نواخته مي شوند.
سماع و تاریخچه پیدایش موسیقی دراویش: سماع ، موسیقی عرفانی و آلات موسیقی در عرفان و صاحب نظر آن مطرح می باشد . بر اساس شواهد و آثار بر جاي مانده از نقوش باستاني طاق بستان در كرمانشاه چنين استنباط ميشود كه موسيقي دراویش در دوران ساسانيان از شكوفايي و گسترش درخور تحسين برخوردار بوده است. وجود نغمه هاي كهن تنبوري، سرناياي و شيوه هاي اجرايي موسيقي آوازي دوران باستان نظير بالوره و هوره در مناطق مختلف ایران وکردستان از جمله منطقه (گوران)، (سنجابي)، (اورامان) نيز قدمت چند هزار ساله موسيقي در قوم كرد را بيان مي كند. توانمندي هاي اين نوع موسيقي را در عرصه فرهنگ و هنر ملي به نمايش گذاشته است. موسیقی دراویش ، همچون دیگر جلوه های فرهنگ و هنر از تاثیر موسیقی فرهنگ های دیگر بركنار مانده و همچنان اصالت خویش را حفظ نموده است . این موسیقی های فولكلوریك دارای جمله هایی ساده ، با وسعت صوتی بالا و فرمی ترجیع بندی است . بیشتر آوازها بصورت تبادل دو گروه نوازنده و خواننده یا تبادل خواننده و نوازنده وگروه همراه با كف زدن ،خوانده می شود . در برخی ازموارد اجرای ناآگاهانه چند صدایی نیز در این موسیقی دیده می شود بدین گونه كه پیش از پایان یافتن بند اول ، گروه یا خواننده دیگر بند بعدی را از نت دیگری آغاز می كند و در نتیجه چند لحظه ای دو صوت بطور همزمان در فواصل مختلف اجرا می گردد . به طور كلي اگر موسيقي را بر اساس دو محور نغمه و ضرب آهنگ (ملودي و ريتم) مورد بررسي قرار دهيم، موسيقي ملل و اقوام مختلف با توجه به دور نمايه فرهنگي و ويژگي هاي خود مي توانند به يكي از دو محور نغمه يا ضرب آهنگ متمايل شوند. در اين باره مي توان موسيقي بعضي از اقوام را ملوديك و موسيقي بعضي ديگر را ريتميك دانست. در مورد موسيقي ملوديك مي توان به موسيقي كشور چين اشاره نمود، زيرا فقط با اجراي پنج نت (يگ گام پنتاتونيك) از موسيقي چيني مي توان آن را باز شناخت.موسيقي قوم كرد متمايل به ضرباهنگ است، به نحوي كه گاه از ريتمي خاص و منحصر به خود مانند ريتم سه پا استفاده مي كند.هر ترانه از دو جمله و گاهي نيز از يك جمله تشكيل شده است. در ترانه هاي دو جمله اي، يك جمله در هر دوره با كلام واحد، تكرار مي گردد و حالتي شبيه به ترجيع بند به خود مي گيرد. عموما ترانه ها را با يكي از اسمامي يا كلماتي كه در همين بيت وجود دارد، نامگذاري مي كنند.در ترانه ها همواره از كلماتي مانند؛ گيان(جان) گيانه كه م (اي جان من )، ئه زي زه كه م (عزيزمن) و كلمات ديگري با معاني ، امان، داد و خدا استفاده مي شود و اين كلمات در پيوند هجاهاي شعر با ميزان هاي موسيقي ايفاي نقش مي كنند. شعرها ده هجايي هستند و موسيقي متناسب با شعرهاي سيزده هجايي ساخته مي شود، كلمات اضافه (گيانكم، عزيزم و …. ) در هماهنگ ساختن اين تفاوت (هجاي شعر و موسيقي) ايفاي نقش مي كنند.
موسیقی دراویش : شامل گونه های فراوانی می باشد که موسیقی خانقاهی و تکیه ها از آن جمله اند که به دو شکل سازی و آوازی اجرا می شود .موسیقی خانقاهی نوعی موسیقی مذهبی می باشد که بین دراویش رواج دارد این مو سیقی در خانقاه همراه با خواندن اشعار و اذکار عرفانی نواخته می شود .در بین بیشتر فرقه ها دف جایگاهی اساسی دارد و آن نوع جذبه خاص را ایجاد می کند که در نهایت منتهی به سماع و شوری دیگر می گردد . موسيقي در عرفان نقش ندارد، عرفان است كه در موسيقي اثرگذار است.اگر موسيقي عرفاني است، به دليل اين است كه عرفان در آن وجود دارد و آن است كه موسيقي را عرفاني ميكند. اگر عرفان باشد، چهچهه بلبل و صداي برگ درختان هم عرفان ميشوند. همه، صداي بلبل و آبشار و ... را ميشنوند اما آن كسي كه آموزههاي عرفاني را بداند و عارف باشد، اينها برايش موسيقي عرفاني است.موسيقي انسان را به حال عرفاني نزديك ميكند. اين زماني ميشود كه موسيقيدان، عرفاندان باشد. مولوي ميگويد:
بيزارم از آن گوش كه او بانگ ني شنود
آگاه نشد از خرد و دانش نائي
ذکر ها در خانقاه به دو شیوه با ساز و بدون ساز اجرا می شوند آنهایی که جنبه شور انگیز دارند و در ابتدای کار شروع می شوند بدون ساز هستند مثل الله .سبحان الله و... که چیزی حدود صد بار به صورت دسته جمعی اجرا می شود و بعد وارد ذکر با ساز می شوند (ذکر از مرحله تحلیل یا نشسته آغاز می شود و با مرحله قیام به پایان می رسد ) و باز در یک دسته بندی ذکر ها به دو بخش فردی و جمعی تقسیم می شود .البته نمی توان کسی را که مناقب تلویحی را با ساز می خواند ذاکر نامید زیرا هر کدام از این واژه ها جایگاهی برای خود دارند که نباید به اشتباه آنها را با هم ترکیب کرد.
سازهاي زهي:
اين سازها شامل سازهاي «زهي،زخمه اي» و «زهي،آرشه اي» ميباشند: اكثر قريب به اتفاق سازهاي زهي تشكيل شده اند از يك شكم در ته ساز، يك گردن يا دسته، محل قرار گرفتن انگشتان دست چپ كه به جز ساز عود، در بقيه سازهاي ديگر دستان بندي يا پرده بندي شده است،و يك سر كه گوشي هاي كوك در آنجا قرار گرفته اند. سيم ها به تعداد مختلف، در ته ساز(يا حوالي ته شكم)به طريقي ثابت و به موازات طول ساز، شكم و گردن را طي كرده، دور گوشي ها پيچيده مي شوند. در برخي سازها، شكم دو قسمتي است و گاه بر روي يك يا هر دو قسمت آن پوست كشيده شده كه غالباً از شكمبه گوسفند تهيه مي شود. برخي از اين سازها با انگشت و برخي با مضراب نواخته مي شوند. شكل مضراب در سازها متفاوت است، گاه فلزي و گاه از جنس شاخ يا پلاستيك و بالاخره بعضي موارد از پر پرندگان است. سازهاي زهي،زخمه اي شامل: دوتار،تار، سه تار، تنبور، عود، ديوان و سنتور هستند.
الف )دف: دربیندروایش از جایگاه و پایگاه ویژه عرفانی برخوردار است .و مردم این دیار نوای دف را نغمه ای عرفانی می دانند و برایش احترامی خاص قائلند و این تا حدی است که عوام این دیار نام ((ساز موسیقی)) به دف را بی حرمتی می پندارند.دف وسیله سماع و وجد عارفان و ذاکران است .نزد مردم این دیار مقام دف در مقام عرفانی است.اگر کسی در مقامی به غیر از آن دف را بنوازد عملشرا قبیح میکنند.بیشتراسامیریتمهایدفاذکار خداوند سبحان سبحان است:
((حی الله .حی یا هو .حی یا قیوم .لا اله الا الله .حی الله الله .حی حی حی الله))
دفنوازان را می توان از نظر تفکر به دو گروه تقسیم نمود .گروه اول کسانی هستند که بر اصالت و حرمت دف به عنوان یکی از وسایل کسب معنویت و جلاء قلب پایبندند و به دیدی معنوی به آن می نگرند و برای دلشان ساز می زنند .اما دسته دوم که نزد آنان دف یک ساز از سازهای موسیقی و التی برای طرب است .حال چندان تفاوتی ندارد این طرب در راه معنا باشد یا ظاهر .در تعمیمات گروه نخست از دفنوازان دف یک سمبل انسانی است .برخی از دفنوازان گروه دوم چندان توجهی به اصالت معنوی دف نداشته و در هر مکان و برای هر موضوعی و با هر شرایطی به نواختنش می پردازند .
ب) نی : سازی است متشکل از یک لوله استوانه ای از جنس نی که سراسر طول آن از هفت بند و شش گره تشکیل شده است ( به این دلیل این ساز را نی هفت بند نیز می گویند)یکی از قدیمیترین سازهای موجود ، نی ایرانی معروف به نی هفت بند می باشد. صدای آسمانی و دل نواز نی ، یکی از دلایلی است که این ساز قدیمی را تا به امروز زنده نگه داشته است. بعد از دهه ۶۰ و تا اواسط دهه ۷۰ هجری شمسی که شاهد پیشرفت نوازندگی در نی و استفاده نی در بسیاری از آثار موسیقی بودیم ، متاسفانه بار دیگر نی ایرانی از موسیقی ایرانی فاصله گرفته و در آثار اخیر موسیقیدانان کشور ، کمتر صدایی از نی به گوش می رسد و نقش آن کم رنگ تر شده است. نی ، دارای محدودیت هایی در نوازندگی و اجرا می باشد و چون سازی است بسیار قدیمی و ساده ، دارای امکانات کمی برای صداسازی است. مثلا عدم وجود نت "سی" برای تکمیل یک گام در صدای بم. نوازندگان حرفه ای صدای نت سی را از سر نی خارج می کنند. برای توضیح بیشتر : وقتی تمام سوراخ های نی را با انگشت بسته نگه می داریم و در آن می دمیم ، صدای نت دو از آن خارج می شود و با بازکردن سوراخ ها به ترتیب صدای نت های " ر - می کرن - فا - فا دیز - سل " و در آخر با باز گذاشتن تمام سوراخ ها ، صدای نت لا شنیده می شود. بنابراین گام موسیقی نا تمام می ماند. نت باقی مانده یعنی "سی" با یک حرکت تکنیکی در نوازندگی ، از سر نی و نزدیک دهان نوازنده ، نواخته میشود و البته با توجه به مهارت نوازنده و تجربه او ، این صداها دارای تفاوت هایی است. به هر طریق ، از گذشته تا به امروز راه های مختلفی برای برطرف کردن این مشکل مطرح شده است :
مثلا ایجاد یک سوراخ بالاتر از سوراخ انتهایی ، تقریبا وسط نی ! و یا بعضی از اساتید پیشنهاد ساخت "نی کلید دار" که دارای کلیدی برای اجرای نت "سی" می باشد را ، داده بودند. هر کدام از این راه حل ها به علتی مورد استفاده قرار نگرفته است. علاوه بر نکته گفته شده ، مساله دیگری نیز وجود دارد و آن نبود ربع پرده و نیم پرده ( البته به غیر از فا و می ) بر روی سوراخ های نی است که نوازنده باید با مهارت و تجربه کافی با استفاده از انگشتان خود و گرفتن نیمی از سوراخ ، صدای های میانی بین نت ها را ایجاد کند. مساله دیگر این است که نی قابلیت اجرای کوک های مختلف متناسب با ساز های دیگر را ندارد. که به همین علت نی را در اندازه های مختلف و کوتاه و بلند می سازند که نی های کوتاه دارای صدای زیر و نی های بلند دارای صدای بم تری می باشند. البته نی که من در بالا نت های آن را توضیح دادم ، نی سل کوک است که به نی دیاپازون هم معروف است. گوشي كه ني را بشنود اما دانش ني را نداند، نميتواند عارفانه بشوند.آن ني مولوي كه از نيستان ببريدهاند: ... آتش آن را بايد شناخت. يعني يك دل سوخته ميخواهد تا ناي ني را بفهمد وگرنه ناي ني، همان صداي سوت است.
خ) تنبور (طنبور-تنبوره): اين ساز با تاريخچه اي حدود 1500ق.م ( از روي سه مجسمه گلين كوچك بازيافته در خرابه هاي شوش) جزء سازهاي باستاني به شمار مي آيد. تنبور به سه تار باستاني ايرانيان تعبير شده است. امروزه تنبور را سازي محلي مي شناسند كه دسته اي بلندتر و كاسه اي بزرگ تر و منحني تر از سه تار دارد و بسته به محل داراي دو يا سه سيم است. تنبور در مجلس تنبورنوازان و قلندران و دراويش اهل طريقت و اهل حق مجري موسيقي مذهبي آنان است.
د)دوتارسازی : زهی مضرابی با کاسهای گلابی شکل همراه دستهای بلندو دارای دو سیم است که در شمال، شمال شرق و شرق ایران و برخی کشورهای آسیای میانه به اشکال مختلف رواج دارد. نواختن این ساز که به تنبور و سه تار شبيه است بین کشاورزان و نوازندگان محلی معمول است .امروزه حوزههای نواختن دوتار عبارتند از شمال خراسان در شهرهای بجنورد، اسفراين، شيروان، درگز و قوچان (درویشی) و جنوب و شرق خراسان در شهرهای بیرجند، قائنات، تربت جام،كاشمر، باخرز، خواف و سرخس و نواحی ترکمننشین شمال شرق از جمله استان گلستان و بخش علی آباد کتول همچنین برخی مناطق استان مازندران .این ساز در نواحی مختلف، با اندکی تغییر در شکل و نحوه نوازندگی دیده میشود. انواع دوتار در محدوده مرزهای جغرافیایی ایران به «دوتار خراسان» با دو گونه شمال و جنوب، «دوتار ترکمن» و «دوتار مازندران» تقسیم می شود . دوتار: شکل ظاهری آن آمیزهای از دوتار شرق مازندران، دوتار ترکمنی و دوتار خراسانی است، اما شیوه های نوازندگی آن به دوتار ترکمنی نزدیکتر است. این ساز 11 یا 12 پرده دارد و به جز اینکه عمق کاسه آن تا حدودی بیشتر از دوتار ترکمنی است در سایر موارد با آن مشابه است.دوتار قدیم: از میان قدما، ابونصر فارابی درگفتار دوم از فن دوم کتاب الموسیقی الکبیر (ص 629)، او بيان ميكند که در انواع این ساز، دو تار مساوی و با یک ضخامت استفاده می شود. و این دو تار در پایهاش که زبیبه (سیمگیر) نام دارد بسته میشوند. آنگاه این دو تار به صورت موازی و درکنار هم از گیرهای که روی ساز وجود دارد میگذرند و به طرف دو جدا کننده میرسند که میان این دو فاصله میاندازد. در ادامه، این دو سیم از روی دسته به صورت موازی به طرف خرک میروند و در آنجا نیز در دو شکاف قرار میگیرند که فاصله دو تار در آنجا به اندازه فاصله آنها در خرک صفحه است. بعد از آن به دو گوشی میرسند که در دو مکان موازی در دو طرف ساز واقع شدهاند. به نظر میرسد تنبوری که فارابی تحت عنوان خراسانی معرفی کرده است به مرور پذیرای نام دوتار شده و پس از گذشت قرنها شخصیت منحصر به خود را یافته است تا آنجا که به لحاظ شکل ظاهری و پردهبندی نسبت به انواع دیگر تنبور مستقل شده.
عبدالقادر مراغی در شرح الادوار ارموی (ص 352) ذیل فصلی در باب اسامی آلات الحان، آلات ذوات الاوتار (دارای سیم) را نام میبرد که در آن میان تنبور شروانیان و تنبوره مغولی نیز دیده میشود. ذکر اوصاف تنبور شروانیان بیشباهت به دوتار نیست: «اما تنبور شروانیان و آن چنان باشد که کاسه آن به شکل نیم امرودی باشد و سطح آن بلند باشد و بدان دو وتر بندند و چنان گردانند که نغمه مطلق وتر اسفل آن مساوی نغمه طنینی وتر اعلی آن باشد». رشید خان: از آهنگهای بسیار کهن معروف و اصیل فارسی قوچان است. برخی معتقدند که این آهنگ بازمانده دوره اشکانیان و ساسانیان و نیز یادگاری از فهلویات پارتی و نیز از آهنگهای نیایش مانویان با ترجیع «جان جان مانی» است. نام کنونی این آهنگ برگرفته از بخشی از اشعاری است که در سده اخیر در مدح یکی از ایلخانان قوچان همراه این آهنگ خوانده شده است.
ح) سه تار: از حالات زهي مضرابي (هم خانواده تنبور قديم) است كه با ناخن سبابه دست راست نواخته مي شود. اين ساز در ابتدا سه سيم داشته است، در اوايل عهد قاجار عارفي به نام مشتاق عليشاه به آن سيم چهارم افزود و امروز داراي چهار سيم مي باشد. سه تار از جنس چوب توت با كاسه اي گلابي شكل نيم كره اي و دسته اي نازك تر از دسته تار است. ساختمان ساز شامل، گوشي، شيطانك، دسته (كه به روي آن پرده ها بسته مي شوند)،صفحه، خرك، سيم گير و كاسه است. اين ساز در بخش موسيقي شهري به كار گرفته مي شود و طي دو دهه گذشته رواج فراواني يافته است.
و) تار: از سازهايي است كه به دست ايرانيان ساخته شده است. كاسهاش از چوب توت و دسته اي از چوب فوفل يا گردو دارد. بر روي كاسه پوست بره تودلي كشيده مي شود. روي دسته نيز استخوان پاي شتر قرار مي دهند و بر روي آن بيست و پنج پرده از جنس روده گوسفند مي بندند قسمت هاي مختلف تار عبارت اند از سرپنجه، دسته، نقاره، كاسه، پوست، سيم، گوشي، سيم گير و خرك. اين ساز در بخش موسيقي شهري مناطق كردنشين ايفاي نقش مي كند و مظهر خلق نواهاي طرب انگيز است.
ز) عود (بربط):از قديمي ترين آلات موسيقي جهان كه در نقاط مختلف از آن شناخت دارند. عود نام عربي اين ساز و بربط نام منتخب فارسيان است. فارابي و ابن سينا در مورد چگونگي كوك اين ساز مطالبي نوشته اند. عود در موسيقي امروز ايران با صداي ملايم و در عين حال قوي به عنوان ساز تك نواز و هم نواز به كار مي رود. خركي كوتاه و كشيده دارد. هر يك از سيم هاي عود داراي گوشي منحصر به خود است و بدين ترتيب ده گوشي در قسمت ابتداي دسته (جعبه گوشي ها) قرار دارد. اجزاي عود مانند ساير سازهاي هم خانواده اش (تار، سه تار ، تنبور) است و روي صفحه آن حفرههايي وجود دارد كه سطح آنها با چوب هايي تزييني و مشبك پوشيده شده كه شبكه ناميده مي شوند. مضراب عود به طول دوازده سانتي متر و از پر مرغ، طاووس يا عقاب ساخته مي شود و گاهي از وسايل ديگري چون پلاستيك نرم استفاده مي شود. عود در مناطق كردستان بيشتر رواج دارد.
ه) ديوان: سازي است هم خانواده عود و تنبور كه بيشتر در مناطق كردنشين تركيه رواج دارد، اما در منطقه دیگر ايران نيز به كار گرفته مي شود. در منابع مكتوب تاريخ موسيقي ایران، از اين ساز به عنوان ساز كردان ايران نام برده نشده . ديوان شباهت هايي به چگورتركي دارد و داراي صدادهندگي (سونورتيه)شفافي در حد تار و نزديك به صداي عود است. اين ساز داراي شش سيم است و باا مضراب نواخته مي شود.
ت) سنتور: واژه سنتور در ماخذ مختلف به اشكال گوناگون منطور، سنطير و صانطور ضبط گرديده، در واقع كلمه اي آرامي است و مورد استفاده قوم بهود. اين ساز در اوايل قرون وسطي به كشورهاي غربي راه يافت و بنا به ويژگي هاي قومي و زباني آنها نام گذاري شده. در ادبيات انگليسي از قرن 14 ميلادي به بعد به نام دالسيمر يا دلس مد ياد شده است. سنتور سازي است به گونه منشور ناقص با قاعده اي ذوزنقه متساويالساقين، از جنس چوب (با درصد بيشتر) و فلز (با درصد كمتر)، بر سطح ذوزنقه فوقاني، 72 سيم كشيده شده كه دو سر آن سيم ها به وجود جانبي متصل مي باشند. بر روي صفحه سنتور دو رديف نه تايي پايه به نام خرك قرار دارد و هر چهار سيم روي يكي از آنها سوار است. اين ساز با دو مضراب چوبي نواخته مي شود. سنتور در اجراي موسيقي ملي ايران نقش اساسي دارد .
ی) سازهاي زهي آرشه اي: سازهايي كه با آرشه يا كمان نواخته شوند. آرشه ماخوذ از زبان فرانسه به معناي كمان است. كمانچه شناخته شده ترين ساز آرشه اي است كه در مناطق ایران مورد استفاده قرار مي گيريد.کلیه ساز های فوق را مي توان در آسياي مرکـزي، خاورميانه، و شمال شرقي چـين خراساني،در نواحي شمال، جنوب و شرق استان خراسان، بخوصوص در بـين تـرکمن ها، و گـرگـان ، گـنـبـد و جنوب شرق ايران کرمانشاه و کردستان نيز متداول مي باشد. که در کـتاب الموسيقي الخبر، فارابي در قـرن دهـم شرح داده شده است.
آواز و ردیف و گوشه ها در موسیقی ایران
موسیقی ایرانی فواصل فیزیکی و گردشهای ملودیک خاصی دارد که شخصیت منحصر به فرد، بافت یگانه و ویژگی ملی خاصی به آن می بخشد. انسجام، یکپارچگی و خصوصیات ویژه الگو ها و زینت ها آن را از موسیقی دیگر ملل بارز و متفاوت ساخته است. اصل و اساس موسیقی ایرانی ردیف است. ردیف موسیقی ایرانی با حدود 300 گوشه زیبا و دلنشین، سرچشمه و منبع الهام، ابتکار و تخیل بارز موسیقیدان است. نوازنده مبتکر بر مبنای گوشه های رنگارنگ،نغمه ها،الحان و قطعات گوناگونی می سازد که طبعی جذاب و آرامش بخش دارد.
تار پود مستقل ردیف موسیقی،با احساسات،عواطف،روحیه ایرانی،وضع اقلیمی و فصول و حالت های زمانی،یگانگی و وحدت یافته است.موسیقی ایرانی،یکی از افتخارات فرهنگی ماست و بزرگان شعر ادب با استفاده از آن زندگی عرفانی و ریشه های الهامی خود را غنا بخشیده اند.همانطوری که می دانیم، ردیف موسیقی ایران مجموعه ای از آوازها و دستگاه های موسیقی ایران است که ریشه در موسیقی آوازی دارد. ردیف های موجود که بیشتر ردیف های سازی هستند، نیز با توجه به برداشت روایت کننده از ردیف های سازی و آوازی وقت تنظیم شده اند. یعنی راوی با توجه به شناختی که از موسیقی سازی و آوازی زمان خود داشت، گوشه های مختلف را تنظیم و ردیف می کرد. در این بین ممکن بود تعدادی از گوشه های مربوط به ردیف آوازی و یا سازی را در ردیف خود بگنجاند و تعدادی را حذف کند.
اولین بار گردآوری گوشه های مختلف از نواحی متفاوت ایران و تالیف ردیف ها توسط سید رحیم و نایب اسدالله در اصفهان ، صورت گرفت و سپس اساتید مکتب اصفهان به مناطق مختلف رفته و مثلا در تهران ، آموزش هایی در زمینه آواز و موسیقی ، منتقل شد . گوشه ها و نغمه هایی که عیناً از مرحوم سید رحیم ( متولد سال ۱۲۳۲ هجری خورشیدی ) ، بنیانگذار مکتب اصفهان ، سینه به سینه توسط شاگردان ایشان نقل شده است تا به دست استاد عباس کاظمی رسیده و روایت این گوشه ها ، با زحمات ۲۰ ساله استاد کاظمی ، در اختیار شاگردان ایشان و ما قرار گرفته است.
اهمیت قابل توجه شعر وموسیقی ایرانی باعث شده است که آواز دراین موسیقی جایگاهی رفیع داشته باشد.اما در موسیقی ایرانی در مقابل تقسیم بندی آواز در غرب این صداها به دو گروهعمده که در اصطلاح آن ها را "راست کوک" و " چپ کوک " می گویند تقسیم می شود .
*راست کوک : معادل صدای مردان در موسیقی ایرانی را راست کوک می گویند .
*چپ کوک : معادل صدای زنان در موسیقی ایرانی را چپ کوک می گویند .
* سازها :
1- سازهای زهی زخمه ای : ساز هایی که دارای سیم هستند و به وسیله ی زخمه زدن بر سیم نواخته می شوند . این سازها عبارتند از : تار. سه تار. عود و قانون .
2- سازهای زهی کوبه ای : این دسته سازهایی هستند که سیم آنها توسط کوبش به ارتعاش در می آید . امروزه تنها ساز این گروه " سنتور " نام دارد .
3- ساز های زهی آرشه ای : این گروه ساز هایی را تشکیل می دهند که حصول صوت در آنها به وسیله ی کشیده شدن آرشه ( کمانه ) بر روی سیم انجام می شود . تنها ساز این گروه " کمانچه " می باشد .
4- سازهای بادی : سازهایی که طریقه ی حصول صوت در آنها توسط دمیدن نفس نوازنده در لوله ی صوتی آن انجام پذیر است و تنها ساز این گروه ساز " نی " می باشد .
5- سازهای کوبه ای :دسته ای از سازها که معمولا پوست دارند و توسط کوبیدن دست یا هر وسیله ی دیگر توسط نوازنده بر آنها صوت حاصل می شود . تنها ساز مورد استفاده در موسیقی ایرانی از این گروه " تنبک " است که اندازه ی بزرگتر آن که در زور خانه ها استفاده می شود و به نام " تنبک زور خانه " معروف است .
فرم های موسیقی که در ایران مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از :
* پیش در آمد : قطعه ای است سازی در وزن های ساده ( ولی امروزه در وزن های مختلف ساخته می شود) و نسبتا سنگین که در گوشه های اصلی آواز یا دستگاه مورد نظر حرکت کرده و چون برای آمادگی شنونده قبل از گوشه ی درآمد به کار می رود به آن پیش درآمد می گویند . نام گذاری این فرم موسیقی را به بیانست مشهور دوره ی قاجار " مشیر همایون شهردار " و ساخت اولین پیش درآمد ها را به نوازنده ی مشهور تار دوره ی قاجار به نام " درویش خان " نسبت داده اند . البته قابل ذکر است که تا قبل از درویش خان نیزپیش درآمد هایی توسط آقا حسین قلی و میرزا عبدالله ساخته شده ولی درویش خان به وسعت وجزئیات این فرم اضافه و آن را کامل کرده است .
* مقدمه : یک قطعه ی ضربی و صرفا سازی در موسیقی عهد قاجاریه به بعد بوده که نوازنده ی تکنواز قبل از شروع به نواختن گوشه ها باساز اجرا می کرده است و معمولا ریتمی تند و چابک داشته است . ولی امروزه به ندرت آن را می نوازند و می توان گفت که پیش درآمد جای آن را گرفته است .
* چهار مضراب : قطعه ای صرفا سازی با ریتمی تند و اصولا شش هشتم ( ولی امروزه درریتمهای مختلف نیز ساخته می شود ) که در فرم سنتی و تثبیت شده بعد از پیش درآمد چندین گوشه توسط خواننده خوانده می شود و نوازنده آنها را جواب میدهد و بعد از آن چهار مضراب به صورت گروه نوازی یا تک نوازی اجرا می شود . در چهار مضراب اصولا نت پایه ی آواز یا گوشه مرتب شنیده می شود که ممکن است نت شاهد یا نت ایست آن گوشه باشد و مانند پیش درآمد در گوشه های مختلف گردش می کند . البته برخی از چهار مضراب ها در گوشه ی خاصی از دستگاه یا آواز نیز ساخته می شوند .
* ضربی : فرمی است در موسیقی ایرانی که بر روی وزن شعر به طور بدیهه خوانده می شود و به گوشه های مختلف می رود و معمولا در وزن شش هشتم سنگین است . این فرم بیشتر در موسیقی قدیم ایران (قاجار) معمول بوده است . ضربی نوازی یا ضربی خوانی بیشتر هنر بداهه پردازی است و قطعا پیش ساخته محسوب نمی شود و همان گونه که از نامش پیداست باید بر پایه ی ریتمیک باشد و به دلیل بداهه بودن اش تسلط بسیار زیادی میخواهد . ضربی خوانی در قدیم بیشتر هنر تنبک نوازان بوده است که بر ضرب مسلط بودند و با صدای دو دانگ به این کار مبادرت می ورزیدند . مانند : حاجی خان ضرب گیر. عبدالله دوامی و حسین تهرانی . این فرم بین دستگاه یا آواز اجرا می شود و در ابتدای آواز معمول نبوده است .
*کار و عمل : تصنیف هایی که در قدیم ساخته می شده و در تمام یا اکثر گوشه های آواز یا دستگاه حرکت می کرده است .
*تصنیف : معمول ترین و رایج ترین فرم موسیقی ایرانی تصنیف است و برخی سابقه ی تصنیف را تا دوره ی ساسانی رسانیده اند . تصنیف عبارت است از قطعه ای ریتمیک همراه با آواز ( خواننده ) که در ریتم های مختلف ساخته می شود و در گوشه های مهم دستگاه گردش می کند . البته بعضی از تصانیف در برخی از گوشه های دستگاه یا آواز نیز ساخته می شوند .
* رنگ : قطعه ای مخصوص رقص است که انتهای اجرای دستگاه در موسیقی سنتی در قدیم می آمده است و امروز نیز همچنان نواخته می شود . وزن آن بیشتر شش هشتم می باشد و مانند فرم های دیگر احتمال گردش در گوشه های اصلی را دارد و یا بر اساس ملودی برخی از آهنگ هتی محلی ساخته می شود .
* سرود : از دوره ی مشروطیت نوعی موسیقی با شعر به نام "سرود" ساخته شد که اغلب به وزن های مارش بوده است و اشعار وطنی یا اخلاقی برای آن سروده اند . درچند سال اخیر سرودهایی ساخته شده است که برخی با گروه کر ( آواز جمعی ) و ارکستر سنتی یا ارکستر سنفونیک اجرا شده است .
در پایان باید اشاره کرد که در یک اجرای موسیقی سنتی ترتیب زیر رعایت می شود :
1 - پیش درآمد
2 - آواز و شروع با گوشه ی که اولین گوشه ای است که خواننده می خواند و ساز تمام گوشه ها را به ترتیب با آواز همراهی میکند .
3- چهار مضراب
4 - ادامه ی آواز به همراهی ساز ( باقی مانده ی گوشه هایی که مانده تا در نهایت گوشه ی اوج و سپس گوشه ی فرود خوانده می شود )
5 – تصنیف
6 - رنگ
تعریف دستگاه

دستگاه
/**/ این کلمه در مجموع به مفهوم دیگری دلالت می کند. امروز به یک ماشین و یک خانه هم دستگاه می گویند ولی در موسیقی معنای دیگری دارد.اگر ساختمان را یک دستگاه بدانیم باید دید که این ساختمان از چه چیز هایی تشکیل شده است. ۱) فوندامنت یکی از مهمترین قسمتهای آن است که تمام وزن بنا روی آن قرار گرفته. ۲) طبقات ساختمان نقش مهمی را بازی می کنند. ۳) تعداد آپارتمانها در هر طبقه با تمام وسایل زندگی آن. و اما در موسیقی فوندامنت دستگاه را گام آن دستگاه تشکیل می دهد که زیر بنای آن است. من
لطفا نظر خود را بنویسید تا در این مورد با هم گفتگو کنیم . به نظر من موسیقی ایرانی دارای شش دستگاه مجزا می باشد دستگاه ها عبارتند از: ۱-ماهور ۲-شور ۳-همایون ۴-سه گاه ۵-چهار گاه ۶-افشاری می باشد من خود شخصا افشاری را یک دستگاه کامل می دانم زیرا دارای گام مستقل خود می باشد. خیلی از اساتید موسیقی فکر می کنند افشاری آوازی متعلق به دستگاه شور است ولی این طور نیست. هر کس که افشاری را آوازی از شور می داند یا دستگاه شور را نمی شناسد و یا گام افشاری را به خوبی فرا نگرفته است . در این باره بنده میتوانم ثابت کنم که افشاری دستگاهی کاملا مجزا می باشد که گامی شبه به گام سه گاه دارد ولی با سه گاه یکی نیست .
سلمک نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی در دستگاه شور می باشد.